تاریخ هنر
| تاریخ هنر |
|---|
تاریخ هنر بر آثار و اشیایی تمرکز دارد که توسط انسان برای اهداف بیشماری از جمله معنوی، روایی، فلسفی، نمادین، مفهومی، مستند، تزیینی و حتی کاربردی و دیگر مقاصد ساخته شدهاند، اما تأکید اصلی آن بر فرم بصری زیباییشناختی آن است. هنرهای تجسمی را میتوان به شیوههای گوناگونی طبقهبندی کرد، مانند جداسازی هنرهای زیبا از هنر کاربردی؛ تمرکز فراگیر بر خلاقیت انسانی؛ یا تمرکز بر رسانههای مختلف مانند معماری، پیکرتراشی، نقاشی، فیلم، عکاسی و هنرهای نگاشتاری. در سالهای اخیر، پیشرفتهای فناوری منجر به ظهور ویدئو آرت، هنر رایانهای، هنر اجرا، پویانمایی، تلویزیون و بازیهای ویدئوییشده است.
تاریخ هنر اغلب به عنوان گاهشماریِ شاهکارهایی روایت میشود که در طول هر تمدن خلق شدهاند. بنابراین میتوان آن را به عنوان داستانی از فرهنگ فرادست که توسط عجایب جهان تجسم یافته است، چارچوببندی کرد. از سوی دیگر، بیانهای هنری بومی نیز میتوانند در روایتهای تاریخ هنر ادغام شوند که به آنها هنر فولکلور یا صنعتگری گفته میشود. هرچه یک مورخ هنر با این اشکالِ فرهنگ فرودست تعامل نزدیکتریداشته باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که کار خود را به عنوان بررسی فرهنگ بصری یا فرهنگ مادی، یا به عنوان مشارکت در حوزههای مرتبط با تاریخ هنر مانند انسانشناسی یا باستانشناسی شناسایی کند. در موارد اخیر، اشیای هنری ممکن است به عنوان دستساختههای باستانشناسی نامیده شوند.
پیشاتاریخ
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر پیشاتاریخ شامل طیف گستردهای از هنر است که توسط نقاشان و پیکرتراشانِ فرهنگهای بیسواد ساختهشده و شامل برخی از نخستین دستساختههای انسانی است. از جمله نخستین اشیای هنری، دستساختههای تزیینی از عصر حجر میانی آفریقا هستند.[۱][۲][۳] ظروفی از آن دوره نیز در آفریقای جنوبی کشفشده است که ممکن است برای نگهداری رنگها استفاده میشده و قدمت آنها به ۱۰۰٬۰۰۰ سال پیش بازمیگردد.[۴]
شکلی از هنر پیشاتاریخ که در سراسر جهان، بهویژه در اروپا یافت میشود، تندیسکهای کوچک پیشاتاریخی معروف به تندیسهای ونوس با سینهها و شکمهای اغراقآمیز هستند که مشهورترین آنها ونوس هوله فلس و ونوس ویلندورف است که در آلمان و اتریش یافت شدهاند. بیشتر آنها سرهای کوچک، باسنهای پهن و پاهایی دارند که به یک نقطه ختم میشوند. بازوها و پاها اغلب وجود ندارند و سر معمولاً کوچک و بدون چهره است.
ونوس هوله فلس یکی از اشیای متعددی است که در غارهای عصر یخبندان در جورا سوابی، از میراث جهانی یونسکو، یافتشده است؛ جایی که قدیمیترین آثار غیرثابت هنر انسانی که تاکنون کشفشده، به شکل تندیسکهای حکاکیشده حیوانی و انساننما، علاوه بر قدیمیترین سازهای موسیقیِ از خاک درآمده، با قدمتی بین ۴۳٬۰۰۰ تا ۳۵٬۰۰۰ سال پیش از میلاد یافت شدهاند.[۵][۶][۷][۸]
شناختهشدهترین آثار هنری پیشاتاریخ، غارنگارههای بزرگ پارینهسنگی هستند که حیوانات را در قاره اروپا به تصویر میکشند، بهویژه آنهایی که در لاسکو در منطقه دوردونی فرانسه قرار دارند. چندین صد غار تزیینشده شناخته شدهاند که دوره پارینهسنگی زبرین (حدود ۳۸٬۰۰۰ تا ۱۲٬۰۰۰ پیش از میلاد) را در بر میگیرند. نمونههایی در اوکراین، ایتالیا و بریتانیای کبیر وجود دارد، اما بیشتر آنها در فرانسه و اسپانیا هستند.
- استخوان گوزن غولپیکر آینهورنهوله؛ حدود ۴۹٬۰۰۰ پیش از میلاد؛ استخوان مگالوسروس؛ آینهورنهوله، آلمان
- ونوس ویلندورف؛ حدود ۲۵٬۰۰۰ پیش از میلاد؛ سنگ آهک با رنگآمیزی اُکر؛ ارتفاع: ۱۱ سانتیمتر؛ موزه تاریخ طبیعی وین (وین، اتریش)[۱۰]
دوران باستان
[ویرایش | اشتراکگذاری]خاور نزدیک باستان
[ویرایش | اشتراکگذاری]خاور نزدیک باستان از ترکیه و کرانههای دریای مدیترانه در غرب تا ایران و شبهجزیره عربستان در شرق امتداد داشت. با گذشت زمان، تمدنهای متعددی در اینجا پدید آمدند، زیستند و از میان رفتند. یکی از مناطق کلیدی، بینالنهرین بود که در هزاره چهارم پیش از میلاد، شاهد ظهور نخستین شهرها و کهنترین شکل خط بود. بینالنهرین باستان، عراق امروزی و بخشهایی از سوریه و ترکیه را در بر میگیرد. نیمه شمالی آن بخشی از «هلال حاصلخیز» را تشکیل میدهد، جایی که پیشرفتهای مهم نوسنگی مانند کشاورزی اولیه و سکونتگاههای دائمی روستایی برای نخستین بار پدیدار شدند. از آنجا که این منطقه در میان سامانه رودخانهای دجله و فرات قرار گرفته است، تمدنهای بیشماری در آن زیستهاند که از آن جمله میتوان به سومر، امپراتوری اکد، تمدن آشور و تمدن بابل اشاره کرد. معماری بینالنهرین با استفاده از آجر، نعل درگاه و موزاییک مخروطی شناخته میشد. نمونههای برجسته آن زیگوراتها هستند؛ معبدهای بزرگی که به شکل هرم پلهای ساخته میشدند.
سنتهای سیاسی، اقتصادی، هنری و معماری سومریها به پایهگذاری تمدن غرب انجامید. بسیاری از پدیدهها برای نخستین بار در سومر ظاهر شدند: نخستین دولتشهر (اوروک) که توسط پادشاه گیلگمش اداره میشد؛ نخستین دین سازمانیافته که بر پایه ساختاری سلسلهمراتبی از خدایان، مردم و آیینها بناشده بود؛ نخستین خط شناختهشده یعنی خط میخی؛ نخستین سامانه آبیاری و نخستین وسایل نقلیه چرخدار. مهر استوانهای نیز در اینجا پدیدار شد که با کتیبهها و تصویرسازیهای کوچک حکاکی میشد. تمدن دیگری که در اینجا توسعه یافت، امپراتوری اکد بود که نخستین امپراتوری بزرگ جهان محسوب میشود.
در اوایل هزاره اول پیش از میلاد، پس از اکدیها، امپراتوری بزرگی به نام تمدن آشور بر سراسر خاورمیانه تسلط یافت که از خلیج فارس تا دریای مدیترانه امتداد داشت. شهرهای آن مملو از ساختمانها و آثار هنری چشمگیر بود. هنر آشوری بیش از هر چیز به خاطر نقشبرجستههای سنگی پرجزئیاتش شناخته میشود که صحنههایی از زندگی درباری، آیینهای مذهبی، شکار و نبردهای حماسی را به تصویر میکشند. این نقشبرجستهها در ابتدا با رنگهای روشن رنگآمیزیشده و در کاخها نصب میشدند. آنها علاوه بر زیبایی، بازتابدهنده زندگی آشوری و دیدگاههای آنان نسبت به جهان، از جمله پوشاک و مبلمان آشوری هستند.
بعدها، بابلیها امپراتوری آشور را فتح کردند. در طول سده ششم پیش از میلاد، بابل به بزرگترین شهر جهان تبدیل شد. بازدیدکنندگان هنگام ورود به بابل با دروازه ایشتار باشکوه روبرو میشدند که دیوارهایش با آجرهای لعابدار آبی درخشان و نقشبرجستههایی از اژدها، گاو و شیر پوشیدهشده بود. این دروازه به نام ایشتار، الهه جنگ و عشق، نامگذاریشده است.
در اواسط سده ششم پیش از میلاد، پس از یک رشته لشکرکشیهای نظامی، امپراتوری بابل به دست شاهنشاهی هخامنشی به رهبری کوروش بزرگ سقوط کرد؛ امپراتوریای که سراسر خاورمیانه و آسیای مرکزی، از مصر تا رود سند را در بر میگرفت. هنر این دوره عناصر مختلفی را از سراسر امپراتوری در خود جای داده و شکوه و قدرت آن را گرامی میداشت. تخت جمشید (ایران) پایتخت این امپراتوری بود و مملو از مجسمههای چشمگیری است که تصاویر مذهبی و مردمان امپراتوری را نشان میدهند. همچنین ویرانههای یک کاخ در اینجا وجود دارد که دارای یک تالار پذیرایی بزرگ برای استقبال از مهمانان است.
علاوه بر بینالنهرین و ایران، تمدنهای باستانی دیگری نیز در مناطق دیگر به تولید هنر و معماری پرداختند. در آناتولی (ترکیه امروزی)، هیتیها پدیدار شدند. در دوران باستان، عربستان جنوبی در تولید و تجارت مواد معطر اهمیت داشت و ثروت زیادی را برای پادشاهیهای این منطقه به ارمغان میآورد. پیش از حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد، اقلیم عربستان مرطوبتر از امروز بود. در جنوب غربی، چندین پادشاهی مانند سبا پدید آمدند. پیکرههای انسانی عربستان جنوبی معمولاً سبکیافته و بر پایه اشکال مستطیلی هستند، اما با جزئیات ظریف ساخته شدهاند.[۱۱][۱۲][۱۳]
- استاندارد اور (سومری)؛ ح.۲۶۰۰-۲۴۰۰ پیش از میلاد؛ صدف، مرمر گچی قرمز و لاجورد روی چوب؛ طول: ۴۹. ۵ سانتیمتر؛ موزه بریتانیا (لندن)[۱۴]
- پادشاه امپراتوری اکد (اکدی)؛ ح. ۲۲۵۰ پیش از میلاد؛ آلیاژ مس؛ ارتفاع: ۳۰ سانتیمتر؛ موزه عراق[۱۴]
- ریتون گوزن (هیتی)؛ ح.۱۴۰۰-۱۲۰۰ پیش از میلاد؛ نقره با نازککاری طلا؛ ارتفاع: ۱۳ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)[۱۵]
- بخورسوز (عربستان جنوبی پیش از اسلام)؛ ح. اواسط هزاره اول پیش از میلاد؛ برنز؛ ارتفاع: ۲۷. ۶ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۱۶]
مصر
[ویرایش | اشتراکگذاری]یکی از نخستین تمدنهای بزرگ در مصر پدید آمد که آثار هنری استادانه و پیچیدهای توسط هنرمندان و صنعتگران حرفهای تولید میکرد. هنر مصر، مذهبی و نمادین بود. با توجه به اینکه این فرهنگ دارای ساختار قدرت و سلسلهمراتب بسیار متمرکزی بود، بخش بزرگی از هنر برای تکریم فرعون، از جمله بناهای یادبود بزرگ، خلق میشد. هنر و فرهنگ مصر بر مفهوم مذهبی جاودانگی تأکید داشت. هنر متأخر مصر شامل هنر قبطی و هنر بیزانسی است.
معماری این دوره با سازههای عظیم، ساختهشده از بلوکهای سنگی بزرگ، نعل درگاهها و ستونهای مستحکم شناخته میشود. بناهای یادبود تدفینی شامل مصطبه، مقبرههایی به شکل مستطیل؛ هرمها، که شامل اهرام پلهای (سقاره) یا اهرام با سطوح صاف (جیزه) بودند؛ و هیپوژیوم، مقبرههای زیرزمینی (دره پادشاهان) میشد. دیگر ساختمانهای بزرگ، معبدها بودند که معمولاً مجموعههایی عظیم بودند که با مسیری از ابوالهولها و ابلیسکها احاطه میشدند. معبدها از پیلونها و دیوارهای ذوزنقهای با تالارهای ستوندار و زیارتگاهها استفاده میکردند. معبدهای کرنک، اقصر، فیله و ادفو نمونههای خوبی هستند. نوع دیگری از معبد، معبد صخرهای به شکل هیپوژیوم است که در ابوسمبل و دیر البحری یافت میشود.
نقاشی در دوران مصر از کنار هم قرار دادن سطوح همپوشان استفاده میکرد. تصاویر به صورت سلسلهمراتبی نمایش داده میشدند، یعنی فرعون بزرگتر از سوژههای عادی یا دشمنانی بود که در کنارش به تصویر کشیده میشدند. مصریان طرح کلی سر و اندامها را از نیمرخ نقاشی میکردند، در حالی که تنه، دستها و چشمها از روبرو ترسیم میشدند. هنر کاربردی در مصر، بهویژه نجاری و فلزکاری توسعه یافت. نمونههای فوقالعادهای مانند مبلمان سدر با نازککاری آبنوس و عاج وجود دارد که میتوان آنها را در مقبرهها در موزه مصر مشاهده کرد. نمونههای دیگر شامل قطعات یافتشده در مقبره توتعنخآمون است که از ارزش هنری بالایی برخوردارند.[۱۹]
- نبانون در حال شکار در مردابها؛ ح. ۱۳۸۰ پیش از میلاد؛ رنگ روی گچ؛ ۹۸ در ۸۳ سانتیمتر؛ موزه بریتانیا (لندن)[۲۰]
- آخناتون و نفرتیتی با دخترانشان؛ ح.۱۳۴۵ پیش از میلاد؛ سنگ آهک رنگشده؛ ۳۲. ۵ در ۳۹ سانتیمتر؛ موزه مصرشناسی برلین (آلمان)[۲۱]
- نقاب توتعنخآمون؛ ح. ۱۳۲۷ پیش از میلاد؛ طلا، شیشه و سنگهای نیمهقیمتی؛ ارتفاع: ۵۴ سانتیمتر؛ موزه مصر (قاهره)
- تندیس نفرتیتی؛ ۱۳۵۲–۱۳۳۶ پیش از میلاد؛ سنگ آهک رنگشده؛ ارتفاع: ۵۰ سانتیمتر؛ موزه نو (برلین، آلمان)[۲۲]
تمدن دره سند
[ویرایش | اشتراکگذاری]تمدن دره سند که با نام تمدن هاراپا (حدود ۲۴۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد) نیز شناخته میشود، در سال ۱۹۲۲ و مدتها پس از فرهنگهای همعصر خود در بینالنهرین و مصر کشف شد و امروزه به عنوان تمدنی فوقالعاده پیشرفته شناخته میشود که در برخی جنبهها با آن فرهنگها قابل مقایسه است. محوطههای این تمدن منطقهای را در بر میگیرد که از شمال شرق افغانستان امروزی، از میان بخش بزرگی از پاکستان و تا غرب و شمال غرب هند کشیدهشده است. شهرهای اصلی این فرهنگ شامل هاراپا و موهنجودارو است که به ترتیب در پنجاب و استان سند در شمال پاکستان واقع شدهاند، و همچنین شهر بندری لوتهال در ایالت گجرات (هند). پرشمارترین آثار هنری این تمدن، مهرهای مربعی و مستطیلی و اثر آنهاست که نقش حیوانات، معمولاً گاو نر، و متون بسیار کوتاهی به خط ایندوس را بر خود دارند. بسیاری از تندیسکهای سفالی سبکپردازیشده نیز در محوطههای هاراپا یافت شدهاند، و همچنین چند تندیس سنگی و برنزی که نسبت به نمونههای سفالی، طبیعتگرایانهتر هستند.[۲۴]
- مهرها با خط ایندوس و اثر آنها؛ ۲۵۰۰-۲۰۰۰ پیش از میلاد؛ استاتیت؛ اندازههای مختلف، عمدتاً حدود ۳ سانتیمتر؛ موزه بریتانیا (لندن)[۲۵]
- مهر پیشاشیوایی؛ حدود ۲۴۰۰–۱۹۰۰ پیش از میلاد؛ استاتیت؛ ارتفاع: ۳٫۶ سانتیمتر؛ موزه ملی (دهلی نو)[۲۴]
- شاه-کاهن؛ حدود ۲۴۰۰–۱۹۰۰ پیش از میلاد؛ استاتیت؛ ارتفاع: ۱۷٫۵ سانتیمتر؛ موزه ملی پاکستان (کراچی)[۲۴]
- مهر با گاو نر دو شاخ و کتیبه؛ حدود ۲۰۱۰ پیش از میلاد؛ استاتیت؛ ابعاد کلی: ۳٫۲ × ۳٫۲ سانتیمتر؛ موزه هنر کلیولند (کلیولند، اوهایو، ایالات متحده)
چین
[ویرایش | اشتراکگذاری]
نخستین اشیاء فلزی تولیدشده در چین تقریباً ۴۰۰۰ سال پیش، در دوران دودمان شیا (حدود ۲۱۰۰–۱۷۰۰ پیش از میلاد) ساخته شدند. در طول عصر برنز چین (دودمانهای شانگ و ژو)، شفاعتهای درباری و ارتباط با دنیای ارواح توسط یک شمن (که احتمالاً خود پادشاه بود) انجام میشد. در دودمان شانگ (حدود ۱۶۰۰–۱۰۵۰ پیش از میلاد)، خدای برتر شانگدی بود، اما خانوادههای اشرافی ترجیح میدادند با ارواح نیاکان خود ارتباط برقرار کنند. آنها ضیافتهای مفصلی از غذا و نوشیدنی برای آنها تدارک میدیدند که در ظروف آیینی برنزی گرم و سرو میشد. این ظروف برنزی بسته به کاربردشان شکلهای متنوعی داشتند: برای شراب، آب، غلات یا گوشت، و برخی از آنها با نویسههای خوانا علامتگذاریشده بودند که نشاندهنده توسعه خط است. این نوع ظروف که از کیفیت و پیچیدگی بسیار بالایی برخوردار بودند، در دره رود زرد در استان ههنان، در محوطههایی مانند ارلیتو، آنیانگ یا ژنگژو کشف شدند. از آنها در آیینهای مذهبی برای تحکیم قدرت شانگ استفاده میشد و هنگامی که پایتخت شانگ در حدود ۱۰۵۰ پیش از میلاد سقوط کرد، فاتحان آنها یعنی ژو (حدود ۱۰۵۰–۲۵۶ پیش از میلاد)، به استفاده از این ظروف در آیینهای مذهبی ادامه دادند، اما عمدتاً برای غذا به جای نوشیدنی. دربار شانگ به میگساری افراطی متهمشده بود و دودمان ژو، با ترویج تیان (آسمان) امپراتوری به عنوان نیروی معنوی اصلی به جای نیاکان، شراب را در آیینهای مذهبی به نفع غذا محدود کرد. استفاده از برنزهای آیینی تا اوایل دودمان هان (۲۰۶ پیش از میلاد – ۲۲۰ میلادی) ادامه یافت.
یکی از پرکاربردترین نقشمایهها، تائوتی بود؛ چهرهای سبکپردازیشده که از وسط به دو نیمه تقریباً قرینه تقسیمشده بود و دارای سوراخهای بینی، چشمها، ابروها، آروارهها، گونهها و شاخهایی بود که با الگوهای حکاکیشده احاطهشده بودند. اینکه آیا تائوتی نشاندهنده موجودات واقعی، اسطورهای یا کاملاً خیالیبوده است، قابل تشخیص نیست.
برنزهای اسرارآمیز سانشینگدوی، در نزدیکی گوانگهان (در استان سیچوان)، گواهی بر یک نظام مذهبی قربانیکننده مرموز است که شبیه هیچچیز دیگری در چین باستان نیست و با هنر همعصر شانگ در آنیانگ کاملاً متفاوت است. کاوشها در سانشینگدوی از سال ۱۹۸۶، چهار گودال حاوی آثار برنز، یشم سبز و طلا را آشکار کرده است. یک تندیس بزرگ برنزی از یک پیکره انسانی یافت شد که بر روی پایهای تزئینشده با سرهای انتزاعی فیل ایستاده است. علاوه بر پیکره ایستاده، دو گودال اول حاوی بیش از ۵۰ سر برنزی بودند که برخی کلاه بر سر داشتند و سه مورد از آنها دارای پوشش جلویی از روکش طلا بودند. قطعات لولهای برنزی با شاخههای کوچک نیز در اینجا کشف شد که احتمالاً نشاندهنده درختان بودند و همچنین برگها، میوهها و پرندگان برنزی. بیش از ۴۰۰۰ شیء در سال ۱۹۸۶ در سانشینگدوی یافت شد.
پس از دودمان شانگ، دودمان ژو (۱۰۵۰–۲۲۱ پیش از میلاد) بیش از هر دودمان دیگری در تاریخ چین حکومت کرد. سدههای پایانی آن با خشونت همراه بود و این دوران به عنوان دوره جنگطلبی شناخته میشود. در طول این دوران پرآشوب، برخی جنبشهای فلسفی پدیدار شدند: کنفسیوسگرایی، تائوئیسم و قانونگرایی.
دوره جنگطلبی توسط چین شی هوانگ پایان یافت که چین را در سال ۲۲۱ پیش از میلاد متحد کرد. او دستور ساخت آرامگاهی عظیم را داد که توسط ارتش سفالین محافظت میشد. پروژه عظیم دیگر، پیشدرآمدی بر دیوار بزرگ چین بود که برای دفع قبایل غارتگر از شمال بنا شد. پس از مرگ امپراتور، دودمان او، دودمان چین (۲۲۱–۲۰۶ پیش از میلاد)، تنها سه سال دوام آورد. پس از چین شی هوانگ، دودمان هان (۲۰۲ پیش از میلاد – ۲۲۰ میلادی) روی کار آمد که در طول آن جاده ابریشم به طور قابل توجهی توسعه یافت و تأثیرات فرهنگی جدیدی را به چین آورد.[۲۷][۲۸]
- ظرف آب برنزی با الگوی اژدهای پیچخورده، اواخر دودمان شانگ (حدود سده ۱۴ تا اواسط سده ۱۱ پیش از میلاد)ظرف آب برنزی با الگوی اژدهای پیچخورده، اواخر دودمان شانگ (حدود سده ۱۴ تا اواسط سده ۱۱ پیش از میلاد)
- دیگ مستطیلی (فانگدینگ)؛ سده ۱۲ تا ۱۱ پیش از میلاد؛ برنز؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)
- ظرف شراب برنزی به شکل کرگدن، سده ۱۱ پیش از میلاد
- مجموعه محراب؛ اواخر سده ۱۱ پیش از میلاد؛ برنز؛ موزه هنر متروپولیتن
- ظرفی از دودمان شانگ ساختهشده از برنز، استفادهشده برای نگهداری نوشیدنی؛ هزاره دوم (پیش از میلاد)
- "مرد قویهیکل"، از مجموعه آکروباتها. آرامگاه چین شی هوانگ، ۲۱۰ پیش از میلاد.
- ظرف لاکی ققنوسنشان (دو)، ایالت چو، حدود سده ۵ پیش از میلاد
- ظرف لاکی (دو) از آرامگاه مارکی یی از زنگ، حدود ۴۳۳ پیش از میلاد
- جعبه ظروف لاکی از آرامگاه جینگمن (Jīngmén chǔ mù) متعلق به ایالت چو (۷۰۴–۲۲۳ پیش از میلاد)
- صفحه مشبک لاکی با طرحهای حیوانی، دوره جنگطلبی (حدود سده ۴ پیش از میلاد)
- فرسکوی آرامگاه هان غربی که فیلسوف کنفوسیوس را به تصویر میکشد؛ حدود سده ۱ پیش از میلاد؛ از شهرستان دونگپینگ، استان شاندونگ
- ارواح نگهبان حیوانی نیمهشب و صبح با لباسهای چینی، دودمان هان (۲۰۲ پیش از میلاد – ۲۲۰ میلادی) بر روی کاشی سرامیکی
- حلقه دو اژدها، اوایل دودمان شانگ (هزاره دوم پیش از میلاد)
- دیسک مشبک یشم، نانیوئه (حدود سده ۲ پیش از میلاد)
- اژدهایان برنزی دوقلوی دودمان چین، یافتشده در نزدیکی آرامگاه چین شی هوانگ.
یونان
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر یونان و روم باستان از طریق تناسبات موزون و تمرکز بر زیباییشناسی، به پایه و الهامبخش تمام هنر غرب تبدیل شد و تا قرن نوزدهم، معیاری بود که اکثر هنرمندان اروپایی برای رسیدن به آن تلاش میکردند.[۳۰] هوراس، شاعر لاتین که در عصر آگوستوس، امپراتور امپراتوری روم (قرن اول پیش از میلاد تا قرن اول میلادی) مینوشت، به طعنه گفت که اگرچه یونان در میدان نبرد شکست خورد، اما «یونانِ اسیر، فاتح وحشی خود را مغلوب کرد و هنرها را به رومِ روستایی آورد. » قدرت هنر یونانی در بازنمایی پیکره انسانی و تمرکز آن بر انسانها و خدایان انسانانگاشته به عنوان موضوعات اصلی نهفته است. آثار هنری یونانیان برای تزئین معابد و ساختمانهای عمومی، بزرگداشت پیروزیهای جنگی و شخصیتهای برجسته، و یادبود مردگان ساخته میشدند. آنها همچنین به عنوان پیشکش به خدایان اهدا میشدند.
اگرچه گذار قطعی و مشخصی وجود نداشت، اما این هنر معمولاً از نظر سبک به چهار دوره هندسی، کهن، کلاسیک و هلنیستی تقسیم میشود. در طول دوره کلاسیک (قرنهای پنجم و چهارم پیش از میلاد)، واقعگرایی و آرمانگرایی به شکلی ظریف با هم متعادل شدند. در مقایسه، آثار دورههای پیشین یعنی هنر هندسی (قرنهای نهم تا هشتم پیش از میلاد) و یونان کهن (قرنهای هفتم تا ششم پیش از میلاد) ممکن است ابتدایی به نظر برسند، اما این هنرمندان اهداف متفاوتی داشتند: بازنمایی طبیعتگرایانه لزوماً هدف آنها نبود. هنرمندان یونانی بر پایههای هنری مصر بنا نهادند و هنرهای پیکرتراشی، نقاشی، معماری و سفالگری را بیش از پیش توسعه دادند. از جمله تکنیکهایی که آنها به کمال رساندند، روشهای کندهکاری و ریختهگری تندیسها، نقاشی فرسکو و ساخت ساختمانهای باشکوه بود.
علاقهمندان به هنر روم، آثار اصلی یونان باستان، نسخههای رومی از هنر یونانی، یا نقاشیها و تندیسهای تازهساختهشدهای را که به سبکهای گوناگون یونانی بودند، گردآوری میکردند و بدین ترتیب آثار هنریای را که در غیر این صورت از بین میرفتند، برای آیندگان حفظ کردند. نقاشیهای دیواری و تابلوها، تندیسها و موزاییکها، فضاهای عمومی و خانههای خصوصی را تزئین میکردند. نگارههای یونانی همچنین بر روی جواهرات رومی، ظروف طلا، نقره، برنز و سفالینهها و حتی بر روی سلاحها و وزنههای تجاری ظاهر میشدند. هنرهای یونان باستان که در اوایل رنسانس بازکشف شدند و از طریق امپراتوری روم انتقال یافتند، تا قرن نوزدهم به عنوان پایه و اساس هنر غرب عمل کردند.[۳۱]
از زمان ظهور عصر کلاسیک در آتن در قرن پنجم پیش از میلاد، شیوه کلاسیک ساختمانسازی عمیقاً در درک غربی از معماری و در واقع، خودِ تمدن تنیدهشده است.[۳۲] از حدود ۸۵۰ پیش از میلاد تا حدود ۳۰۰ میلادی، فرهنگ یونان باستان در جغرافیای یونان، در پلوپونز و در جزایر دریای اژه شکوفا شد. پنج مورد از عجایب هفتگانه جهان یونانی بودند: معبد آرتمیس در افسوس، تندیس زئوس در المپیا، آرامگاه هالیکارناس، غول رودس و فانوس اسکندریه. با این حال، معماری یونان باستان بیش از هر چیز به خاطر معابدش شناخته میشود که بسیاری از آنها در سراسر این منطقه یافت میشوند و پارتنون نمونه بارز آن است. بعدها، این معابد الهامبخش معماران نئوکلاسیک در اواخر قرن هجدهم و قرن نوزدهم شدند. شناختهشدهترین معابد، پارتنون و ارختیون هستند که هر دو در آکروپولیس قرار دارند. نوع دیگری از ساختمانهای مهم یونان باستان، تئاترها بودند. هم معابد و هم تئاترها از ترکیبی پیچیده از خطاهای دید و نسبتهای متوازن استفاده میکردند.
با نگاه به بقایای باستانشناختی ساختمانهای قدیمی، تصور آنها به صورت سنگ آهک و بتن با رنگ خاکستری متمایل به قهوهای و فرض اینکه ساختمانهای باستانی تکرنگ بودهاند، آسان است. با این حال، معماری در بخش بزرگی از جهان باستان چندرنگ بود. یکی از نمادینترین ساختمانهای باستانی، پارتنون (حدود ۴۴۷–۴۳۲ پیش از میلاد) در آتن، جزئیاتی داشت که با رنگهای قرمز، آبی و سبز زنده نقاشیشده بودند. علاوه بر معابد باستانی، کلیساهای جامع قرون وسطایی نیز هرگز کاملاً سفید نبودند. اکثر آنها دارای تزئینات رنگی بر روی سرستونها و ستونها بودند.[۳۳] این شیوه رنگآمیزی ساختمانها و آثار هنری در اوایل رنسانس کنار گذاشته شد. دلیل این امر آن است که لئوناردو داوینچی و دیگر هنرمندان رنسانس، از جمله میکلآنژ، پالت رنگی الهامگرفته از ویرانههای باستانی یونانی-رومی را ترویج کردند که به دلیل بیتوجهی و فرسایش مداوم در طول قرون وسطی، با وجود رنگارنگ بودن اولیه، سفیدشده بودند. رنگدانههای استفادهشده در جهان باستان ظریف بودند و بهویژه در برابر هوازدگی آسیبپذیر بودند. بدون مراقبت لازم، رنگهایی که در معرض باران، برف، خاک و عوامل دیگر قرار داشتند، به مرور زمان از بین رفتند و بدین ترتیب ساختمانها و آثار هنری باستانی، همانطور که امروز هستند و در دوران رنسانس بودند، سفید شدند.[۳۴]
- تندیس اسب (هنر هندسی); حدود ۸۰۰-۷۰۰ پیش از میلاد؛ برنز؛ ارتفاع: ۱۷. ۶ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)
- دهانه گلدان پایهدار (هندسی)؛ حدود ۷۵۰ پیش از میلاد؛ سفال؛ ارتفاع: ۱۰۸. ۳ سانتیمتر، قطر: ۷۲. ۴ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۳۵]
- کوروس نیویورک (کهن); حدود ۶۰۰ پیش از میلاد؛ مرمر و رنگدانه؛ ارتفاع: ۱. ۹۵ متر؛ موزه هنر متروپولیتن[۳۶]
- آمفورای پاناتنایک (کهن)؛ حدود ۵۳۰ پیش از میلاد؛ سرامیک؛ ارتفاع: ۶۲. ۲ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۳۷]
- سرخنگاره سبوی دستهدار (کلاسیک); حدود ۴۸۰ پیش از میلاد؛ سرامیک؛ ارتفاع: ۱۲. ۷ سانتیمتر، قطر: ۲۷. ۲ سانتیمتر؛ موزه هنر کیمبل (فورت ورث، ایالات متحده)[۳۸]
- زئوس آرتمیسیون (کلاسیک)؛ حدود ۴۶۰ پیش از میلاد؛ برنز؛ ارتفاع: ۲۰۹ سانتیمتر؛ موزه ملی باستانشناسی آتن (آتن، یونان)[۳۹]
- گلدان چنتوریپه (هلنیستی); حدود ۳۰۰-۱۰۰ پیش از میلاد؛ سرامیک؛ ارتفاع: ۹. ۴ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۴۱]
سلتی
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر سلتی که به خاطر الگوهای پیچیده، نقوش نمادین و طرحهای متمایزش شناخته میشود، در طول یک دوره طولانی تکامل یافت و ریشههای آن به اوایل عصر آهن بازمیگردد. این سنت هنری غنی و متنوع، چندین قرن و منطقه را در بر میگیرد و عمدتاً شامل مناطقی است که امروزه ایرلند، بریتانیا، فرانسه و بخشهایی از اروپای مرکزی و شرقی هستند. تاریخ هنر سلتی را میتوان به دو دوره کلیدی تقسیم کرد:[۴۲]
فرهنگ هالشتات (حدود ۸۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد): نخستین شکل قابلتشخیص از هنر سلتی با فرهنگ هالشتات مرتبط است که در اتریش امروزی و مناطق پیرامون آن قرار داشت. این دوره شاهد توسعه تکنیکهای متمایز فلزکاری، بهویژه در طلا، برنز و آهن بود. آثار هنری این دوران اغلب دارای الگوهای هندسی، نقوش حیوانی سبکپردازیشده و مارپیچهای انتزاعی هستند.[۴۳]
فرهنگ لا تن (حدود ۵۰۰ پیش از میلاد تا ۱ میلادی): فرهنگ لا تن اوج هنر آغازین سلتی محسوب میشود. در طول این دوره، افزایش چشمگیری در پیچیدگی و ظرافت طرحها پدید آمد. صنعتگران در لا تن، سلاحها، جواهرات و اشیاء روزمرهای را خلق کردند که با الگوهای چرخشی، گرهبافی و حیوانات سبکپردازیشده تزئینشده بودند. این عصر همچنین به دلیل نخستین استفاده قابلتوجه از «گره سلتی» شناخته میشود؛ شکلی از طراحی حلقه بیپایان که نماد ابدیت و تداوم است.[۴۴]
روم
[ویرایش | اشتراکگذاری]هیچ تمدنی به اندازه امپراتوری روم تأثیری چنین ماندگار و قدرتمند بر هنرهای غربی نداشته است. میراث روم باستان در طول قرون وسطی و دوران نوین آغازین مشهود است و هنر رومی همچنان در دوران مدرن، هم در آثار هنری سنتگرا و هم در آثار پستمدرن بازتولید میشود.[۴۶] گاهی اوقات هنر رومی به عنوان هنری مشتقشده از پیشزمینههای یونانی نگریسته میشود، اما ویژگیهای متمایز خود را نیز دارد که برخی از آنها از هنر اتروسکی به ارث رسیده است. مجسمهسازی رومی اغلب نسبت به پیشزمینههای یونانی خود کمتر آرمانگرایانه و بسیار واقعگرایانه است. معماری رومی اغلب از بتن استفاده میکرد و ویژگیهایی مانند قوس گرد و گنبد در آن ابداع شد. اشیاء لوکس در زمینه فلزکاری، حکاکی سنگهای قیمتی، عاجکاری و شیشه رومی گاهی در اصطلاحات مدرن به عنوان اشکال فرعی هنر رومی در نظر گرفته میشوند،[۴۷] اگرچه این موضوع لزوماً برای معاصران آنها چنین نبوده است. یکی از نوآوریهایی که با توسعه شیشهگری رومی ممکن شد، شیشه کامئو بود. ابتدا یک «پوسته» سفید ایجاد میشد که شیشه رنگی درون آن دمیده میشد تا یک لایه داخلی ایجاد شود. سپس پوسته سفید تراشیده میشد تا الگوهای برجسته سفید در برابر پسزمینهای تیرهتر ایجاد گردد. آنها همچنین موزاییک میساختند و بدین ترتیب هنر تصویری بادوامی را با مکعبهای سنگتراشیشده (ترا) و/یا قطعات سفال رنگی و شیشه تولید میکردند. برخی از ویلاهای رومیان ثروتمند دیوارهای خود را با فرسکو پوشانده بودند که هدف آن خیرهکردن و سرگرمکردن مهمانان بود. بخش عمدهای از نقاشیهای دیواری رومی که باقی ماندهاند از سایتهای اطراف خلیج ناپل، بهویژه پومپی و هرکولانیوم به دست آمدهاند؛ شهرهای پررونقی که هنگام فوران کوه وزوو در سال ۷۹ میلادی زیر مترها آوار آتشفشانی حفظ شدند. در نتیجه، نقاشی دیواری رومی اغلب در قالب چهار «سبک پومپی» مورد بحث قرار میگیرد.[۴۸]
رومیان عمیقاً تحت تأثیر تمام جنبههای فرهنگ هلنیستی بودند. در معماری، درست مانند سایر رسانههای هنری، آنها اساساً زبان کلاسیک را پذیرفتند و آن را با موقعیتها و کاربردهای جدید تطبیق دادند. رومیان همچنین نوآوریهای خاص خود را به معماری کلاسیک وارد کردند. آنها از شیوههای دوریسی، ایونی و کورینتی در شیوههای کلاسیک بسیار آزادانهتر از یونانیان استفاده کردند، نسخه خود را از شیوه دوریسی ساختند و از شیوه کورینتی بسیار بیشتر استفاده کردند. آنها همچنین دو شیوه جدید به این فهرست افزودند: شیوه توسکانی، نسخهای سادهتر و عظیمتر از شیوه دوریسی که از معماری اتروسکی مشتقشده بود؛ و شیوه آمیخته، ترکیبی از تومارهای طومارمانند شیوه ایونی با برگهای کنگر شیوه کورینتی. دیگر نوآوریهای مهم شامل قوس و گنبد است. آنها با استفاده از قوسها، آبگذرها و طاق پیروزیهای یادمانی ساختند. امپراتوران روم به فتوحات خود افتخار میکردند و آنها را در خانه و سرزمینهای فتحشده از طریق طاقهای پیروزی گرامی میداشتند که نمونه خوب آن طاق کنستانتین در رم است. بین سالهای ۳۰ تا ۱۵ پیش از میلاد، معمار و مهندس عمران و نظامی، ویترویوس، رساله مهمی به نام «در باب معماری» منتشر کرد که برای قرنها بر معماران سراسر جهان تأثیر گذاشت.[۴۹][۵۰]
پس از قرون وسطی، با رنسانس که در فلورانس (ایتالیا) آغاز شد، علاقه فزایندهای به روم باستان شکل گرفت. در طول این دوره، برای نخستین بار از زمان اروپای باستان، هنر به شکلی متقاعدکننده به واقعگرایی رسید. رنسانس همچنین علاقه به ادبیات یونان و روم باستان را نه تنها برای هنر و معماری، بلکه به طور کلی برانگیخت.[۵۱]
- موزاییک دریایی (پنل مرکزی از سه پنل یک کف)؛ ۲۰۰–۲۳۰ میلادی؛ موزاییک (سنگ و قطعات شیشهای)؛ ۲. ۹۱۵ متر در ۲. ۸۷۰ متر؛ موزه هنرهای زیبا (بوستون، ایالات متحده)
- طاق کنستانتین (رم)، که پیروزی کنستانتین بزرگ پس از غلبه بر ماکسنتیوس در نبرد پل میلویو را گرامی میدارد، ۳۱۶ میلادی[۵۴]
ژرمن
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر ژرمن در طول دوره مهاجرت (ح. ۳۰۰–۹۰۰ میلادی) بازتابدهنده تحولات فرهنگی و هنری ژرمنها در حین مهاجرت در سراسر اروپا و اسکان در مناطق مختلف، از جمله منطقهای که اکنون به نام آلمان شناخته میشود، است. این دوره که با سقوط امپراتوری روم غربی همراه بود و پس از آن ادامه یافت، شاهد آن بود که ژرمنها به سنتهای هنری روی آوردند که هم تحت تأثیر سبکهای رومی بود و هم از آنها متمایز بود؛ این در حالی بود که آنها پادشاهیهای ژرمن[۵۵][۵۶][۵۷] را تأسیس میکردند که دولتهایی بودند که توسط اقوام مختلف غیررومی (عمدتاً ژرمن) در اروپا و آفریقای شمالی پس از سقوط امپراتوری روم غربی در قرن پنجم ایجاد شدند.[۵۵][۵۶][۵۷] پادشاهیهای بربر دولتهای اصلی در اروپای غربی در قرون وسطای آغازین بودند. دوران پادشاهیهای بربر[نیازمند منبع] با تاجگذاری شارلمانی به عنوان امپراتور در سال ۸۰۰ میلادی به پایان رسید، اگرچه تعداد انگشتشماری از پادشاهیهای کوچک آنگلوساکسون تا زمان آلفرد بزرگ و جانشینانش که آنها را از اواخر قرن نهم به بعد متحد کردند، باقی ماندند.[۵۸][نیازمند گفتاورد برای تأیید][۵۹]
یکی از سبکهای هنری کلیدی در قلمروهای اولیه ژرمنها، سبک جانورسان بود که در سراسر استپهای اوراسیا گسترش یافت، سپس در اسکاندیناوی و شمال آلمان توسعه یافت و تأثیر خود را در سراسر اروپا اعمال کرد.[۶۰][نیازمند گفتاورد برای تأیید][۶۱] این سبک که با بازنماییهای پیچیده و انتزاعی از جانوران شناخته میشود، در فلزکاری و زیورآلات شخصی رایج بود. در آلمان امروزی، مناطق راین و راین علیا مراکز برجستهای برای این آثار بودند و استفاده از الگوهای جانورسان در اقلامی مانند سنجاقسینهها، سگکها و جواهرات دیده میشود. نمونهای مشهور از این سبک، فیبولای بینگربروک (Bingerbrück fibula) است؛ یک سنجاق تزئینی که در راینلند یافتشده و فرمهای درهمتنیده جانوریِ شاخصِ هنر ژرمنی را به نمایش میگذارد. این سبک همچنین در آثار گنجینه ساتن هو مشهود است، جایی که نقوش جانوری مشابه در هنر آنگلوساکسون ظاهر میشوند اما بازتابدهنده تأثیر گستردهتر هنر ژرمنی در سراسر شمال اروپا هستند.
سبک چندرنگ (Polychrome) که توسط گوتها در منطقه دریای سیاه توسعه یافت، تأثیر بسزایی بر هنر ژرمنی، بهویژه در جنوب آلمان و بخشهایی از فرانسه و اسپانیا داشت. این سبک که به دلیل استفاده از طلا و سنگهای قیمتی شناخته میشود، در اقلامی مانند سنجاقسینههای مرصع به لعل و سگکهای کمربند مشهود بود. اشیایی مانند تاج ویزیگوتها متعلق به رکسوینث که در اسپانیا یافتشده، گستره این سبک را نشان میدهد، اما نمونههای مشابهی از فلزکاری چندرنگ در آلمان، بهویژه در امپراتوری فرانک کشفشده است، جایی که این اقلام اغلب نقشهای تزئینی و نمادین داشتند.
در سدههای ششم و هفتم، ژرمنها شروع به پذیرش مسیحیت کردند که منجر به تغییری در سنتهای هنری آنها شد. نمادهای مسیحی شروع به ظهور در هنر ژرمنی کردند که نشاندهنده گذار از نقوش صرفاً بتپرستانه بود. معرفی شمایلنگاری مسیحی به فلزکاری و نسخههای خطی ژرمنی، منجر به توسعه هنر کارولنژی و دیگر سبکهای منطقهای در سراسر اروپا شد. در آلمان، این دوره شاهد ظهور هنر فرانکها، بهویژه تحت سلطنت شارلمانی (حک. (کوتهنوشتِ «حکومت») ۷۶۸–۸۱۴) بود که سنتهای ژرمنی را با تصاویر مسیحی درآمیخت.
هنر اسلامی
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر اسلامی از قرون وسطی به دلیل استفاده از نقشهای هندسی اسلامی پیچیده، کاشیهای رنگارنگ، نقوش طبیعی سبکیافته و خوشنویسی دقیق، بهخوبی شناختهشده است. بهندرت حروفنگاری چنین تأثیر عمیقی بر هنرهای کاربردی و معماریداشته است. اسلام در سده هفتم میلادی در غرب شبهجزیره عربستان از طریق وحیهایی که بر پیامبر محمد در مکه نازل شد، پدیدار گشت. در عرض یک سده پس از مرگ محمد، امپراتوریهای اسلامی بر خاورمیانه، اسپانیا و بخشهایی از آسیا و آفریقا تسلط یافتند. به همین دلیل، مشابه هنر رومی، هنر و معماری اسلامی نیز نسخههای منطقهای داشت. همانطور که جهان اسلام به مراکز فرهنگ آنتیک متأخر گسترش یافت، با جنبشهای فلسفی و فکری غنیتر شد. ترجمه آثار یونانی به عربی و پیشرفتها در ریاضیات و علوم توسط خلفای اولیه تشویق میشد. این در تضاد با تصور مدرن است که هنر اسلامی را دگم و تغییرناپذیر میداند. بازنمایی انسان و حیوان نادر نبود. تنها دورههای خاصی آن را محدود میکردند (مشابه شمایلشکنی بیزانس).[۶۲]
- محراب؛ ۹۶۱–۹۷۶؛ گچبری و موزاییک شیشهای؛ قطر (قوس داخلی): ح. ۲٫۳ متر؛ مسجد-کلیسای جامع کوردوبا (کوردوبا (اسپانیا))[۶۳]
- چراغ مسجد؛ ح. ۱۲۸۵؛ شیشه، میناکاری و طلا؛ ارتفاع: ۲۶٫۴ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۶۴]
- قالی اردبیل؛ ۱۵۳۹–۱۵۴۰؛ پرز پشمی بر تار و پود ابریشم؛ طول: ۱۰٫۵۱ متر؛ موزه ویکتوریا و آلبرت (لندن)[۶۶]
قاره آمریکا
[ویرایش | اشتراکگذاری]آمریکای میانه
[ویرایش | اشتراکگذاری]برخی از نخستین تمدنهای بزرگ در قاره آمریکا در آمریکای میانه (به معنای «آمریکای میانی») شکل گرفتند که شناختهشدهترین آنها تمدن مایا و آزتکها هستند.
اولمکها (حدود ۱۴۰۰ تا ۴۰۰ پیش از میلاد) نخستین تمدن بزرگ در مکزیک امروزی بودند. بسیاری از عناصر تمدنهای آمریکای میانه، مانند سنت ساخت اهرام، تقویم پیچیده، خدایان متعدد و خط هیروگلیفی، ریشه در فرهنگ اولمک دارند. آنها مجسمههای یشم و سفالی، سرهای عظیم و اهرامی با معبد در بالای آنها ساختند، آن هم بدون بهرهمندی از ابزارهای فلزی. برای آنها، سنگ قولنج (یشم سبز) سنگی گرانبهاتر از طلا بود و نماد قدرتهای الهی و باروری محسوب میشد. ۱۷ سر عظیم اولمک کشفشده است که وزن هر کدام به چند تن میرسد. هر سر با بینی پهن و لبهای ضخیم، کلاهی بر سر دارد که شبیه کلاههای مورد استفاده در بازیهای رسمی توپ است و احتمالاً نمایانگر پادشاهان یا مقامات است.
تمدن مایا حدود ۱۸۰۰ پیش از میلاد آغاز شد و تا زمان ورود استعمارگران اسپانیایی در دهه ۱۵۰۰ میلادی رشد کرد. آنها جنوب شرقی مکزیک، گواتمالا، بلیز و بخشهایی از هندوراس و السالوادور را در اختیار داشتند. مایاها با شهرهایی مانند تئوتیئواکان و همچنین بسیاری از تمدنهای آمریکای میانه مانند زاپوتکها یا گروههای دیگر از مناطق مرکزی یا ساحلی مکزیک و نیز با جمعیتهایی که در قلمروهای آمریکای میانه ساکن نبودند، مانند تاینوها از منطقه کارائیب، تجارت میکردند. آنها پرترههای خیرهکننده از پادشاهان، ظروف سفالی چندرنگ، پیکرههای سفالی، مجسمههای چوبی، ستونهای یادبود تولید کردند و شهرهای پیچیدهای با اهرام ساختند. بیشتر ظروف سفالی چندرنگ که بهخوبی حفظ شدهاند، در مقبرههای اشراف کشف شدهاند.
آزتکها که از آغازگاهی فروتنانه به عنوان یک گروه کوچنشین برخاستند، بزرگترین امپراتوری تاریخ آمریکای میانه را ایجاد کردند که از ۱۴۲۷ تا ۱۵۲۱ میلادی دوام داشت. آنها خود را «آزتک» نمینامیدند، بلکه «مِشیکا» میخواندند. اصطلاح آزتک توسط مورخان به آنها اطلاق شد. آنها پایتخت امپراتوری خود، تنوچتیتلان، را به مکانی تبدیل کردند که هنرمندان آمریکای میانه در آن آثار هنری چشمگیری برای اربابان جدید خود خلق میکردند. مکزیکوسیتی امروزی بر روی پایتخت آزتکها، تنوچتیتلان، ساختهشده است.[۶۷][۶۸][۶۹]
- سر عظیم؛ حدود ۱۰۵۰ پیش از میلاد؛ استاتیت؛ ارتفاع: ۲٫۲ متر؛ موزه انسانشناسی شالاپا (شالاپا، مکزیک)[۷۰]
- تندیس خفاش (زاپوتک)؛ حدود ۵۰ پیش از میلاد؛ سنگ قولنج و صدف؛ ارتفاع: ۲۸ سانتیمتر؛ موزه ملی انسانشناسی (مکزیکوسیتی)[۷۱]
- ظرف با صحنه تختنشینی (مایا)؛ اواخر قرن هفتم تا هشتم؛ سفال؛ ۲۱٫۵۹ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)
- ستونهای جنگجو (تولتک)؛ حدود ۱۰۰۰ میلادی؛ بازالت؛ ارتفاع: حدود ۴۶۰ سانتیمتر؛ تولا د آلنده (مکزیک)
- ابلیس دوسر (آزتک)؛ حدود ۱۴۵۰–۱۵۲۱ میلادی؛ چوب سدر، فیروزه، صدف و آثار طلاکاری؛ طول: ۴۳٫۳ سانتیمتر؛ موزه بریتانیا[۷۴]
کلمبیا
[ویرایش | اشتراکگذاری]همانند آمریکای میانه، قلمرو امروزی کلمبیا منطقهای است که فرهنگهای متعددی پیش از ورود استعمارگران اسپانیایی در آن شکل گرفتند. در اینجا، زیورآلات طلایی بدن تولید میشد؛ بسیاری از آنها از طلا بودند، اما بسیاری دیگر از تومباگا ساخته میشدند که یک آلیاژ غیرمشخص از طلا و مس است که توسط کنکیستادورهای اسپانیایی به فلزات متشکل از این عناصر اطلاق میشد و در دوران پیشاکلمبی در آمریکای میانه در آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی کاربرد گستردهای داشت.
- آویز پیکره با سر حیوان (یوتوکو)؛ قرن اول تا هفتم؛ طلا؛ ارتفاع: ۶٫۳۵ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)
- ظرف آهک (پوپورو) (کویمبایا)؛ قرن پنجم تا نهم؛ طلا؛ ارتفاع: ۲۳ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن
- آویز پیکره (تایرونا)؛ قرن دهم تا شانزدهم؛ طلا؛ ارتفاع: ۱۴ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن
مناطق آند
[ویرایش | اشتراکگذاری]
تمدنهای باستانی پرو و بولیوی سنتهای هنری منحصربهفردی را پرورش دادند که شامل یکی از چشمگیرترین سنتهای هنر الیافی در جهان است. دو مورد از نخستین فرهنگهای مهم این سرزمین، چاوین و فرهنگ پاراکاس هستند.
فرهنگ پاراکاس در ساحل جنوبی پرو، بیشتر به خاطر منسوجات با طرحهای پیچیده، بهویژه شنلهایش شناخته میشود. موچه بر درههای رودخانهای ساحل شمالی تسلط داشت، در حالی که نازکا در جنوب پرو بر امتداد بیابانهای ساحلی و کوههای مجاور آن حکمرانی میکرد. نازکاها بیشتر به خاطر تپهنگارههای مشهور خطوط نازکا شناخته میشوند؛ مجموعهای از تپهنگارهها در بیابانی در جنوب پرو. آنها همچنین سفالینههای چندرنگ و منسوجاتی تحت تأثیر پاراکاس تولید میکردند و برای سفالگری خود از پالت رنگی با حداقل ۱۰ رنگ استفاده میکردند. هر دو فرهنگ در حدود ۱۰۰ تا ۸۰۰ میلادی شکوفا شدند. سفالگری موچه از متنوعترین سفالگریهای جهان است. در شمال، امپراتوری واری (یا هواری) به خاطر دستاوردهایشان در معماری سنگی و پیکرتراشی مورد توجه هستند.
پیش از چیمو، سبک سفالگری سادهای به نام سیکان (۷۰۰–۹۰۰ میلادی) وجود داشت. چیمو آثار پرتره و تزئینی برجستهای از فلز، بهویژه طلا و بهخصوص نقره تولید میکردند. بعدها، امپراتوری اینکا (۱۱۰۰–۱۵۳۳) در سراسر کوههای آند گسترش یافت. آنها پیکرههای فلزی گرانبها و مانند دیگر تمدنهای همان منطقه، منسوجات پیچیدهای میساختند. لاماها به دلیل پشمشان و همچنین برای حمل بار، حیوانات مهمی بودند.[۷۶][۷۷][۷۸]
- مرغ مگسخوار، یکی از خطوط نازکا (نازکا)؛ ح.۲۰۰ پیش از میلاد تا ۶۰۰ میلادی؛ سنگ، شن و خاک؛ طول: ۵۰ متر؛ استانهای نازکا و پالپا (پرو)[۷۹]
- بطری سر پرتره (موچه)؛ سدههای سوم تا ششم؛ سفال نقاشیشده؛ ابعاد کلی: ۲۶٫۳۵ در ۱۶٫۲۱ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)
- پیکره موزاییکی یک نجیبزاده (واری)؛ سدههای هفتم تا نهم؛ چوب، صدف، سنگ و نقره؛ ارتفاع: ۱۰٫۲ سانتیمتر؛ موزه هنر کیمبل (فورت ورث، ایالات متحده)[۸۰]
- تونیک سلطنتی (اینکا)؛ ۱۴۷۶–۱۵۳۴؛ الیاف شترسانان و پنبه؛ ارتفاع: ۹۱ سانتیمتر؛ دامبرتون اکس (واشینگتن، دی. سی. ، ایالات متحده)[۸۱]
آسیایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]تمدن شرقی بهطور گسترده شامل آسیا میشود و همچنین دربرگیرنده سنتی پیچیده از هنرآفرینی است. یکی از رویکردها به تاریخ هنر شرق، این حوزه را بر اساس ملیت تقسیم میکند که بر هنر هندی، هنر چینی و هنر ژاپنی تمرکز دارد. با توجه به وسعت این قاره، تمایز میان آسیای شرقی و آسیای جنوبی در زمینه هنرها بهوضوح قابل مشاهده است. در بیشتر نقاط آسیا، سفالگری شکلی رایج از هنر بود. سفالها اغلب با الگوهای هندسی یا بازنماییهای انتزاعی از حیوانات، انسانها یا گیاهان تزئین میشدند. دیگر اشکال بسیار گسترده هنر، پیکرتراشی و نقاشی بودند و هستند.
آسیای مرکزی
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر آسیای مرکزی در آسیای مرکزی، در مناطقی که امروزه با قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، تاجیکستان، افغانستان، پاکستان و بخشهایی از مغولستان، چین و روسیه امروزی مطابقت دارند، توسعه یافت.[۸۲][۸۳] هنر آسیای مرکزی باستان و قرون وسطی، بازتابدهنده تاریخ غنی این منطقه پهناور است که خاستگاه تنوع عظیمی از مردمان، ادیان و شیوههای زندگیبوده است. آثار هنری بهجامانده از این منطقه، ترکیبی چشمگیر از تأثیرات را نشان میدهند که گویای ماهیت چندفرهنگی جامعه آسیای مرکزی است. انتقال هنر در جاده ابریشم، هنر سکایی، هنر یونانی و بودایی، هنر سریندیایی و در دوران متأخرتر فرهنگ ایرانیمآب، همگی بخشی از این تاریخ پیچیده هستند. آسیای مرکزی همواره چهارراه تبادلات فرهنگی و کانون بهاصطلاح جاده ابریشمبوده است؛ همان سیستم پیچیده مسیرهای تجاری که از چین تا دریای مدیترانه امتداد داشت. در همان عصر برنز (هزاره سوم و دوم پیش از میلاد)، سکونتگاههای رو به رشد، بخشی از شبکه گسترده تجاری را تشکیل میدادند که آسیای مرکزی را به دره رود سند، بینالنهرین و مصر پیوند میداد.[۸۴]
- تندیسک نشسته (باکتریایی)؛ هزاره سوم تا دوم پیش از میلاد؛ کلریت و سنگ آهک؛ ارتفاع: ۹ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)[۸۴]
- سگک کمربند؛ سدههای سوم تا یکم پیش از میلاد؛ طلا؛ ارتفاع: ۷٫۹ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۸۵]
- ایزدبانو و نوازنده آسمانی (هنر بودایی); سده هفتم؛ رنگدانه روی گچ؛ ارتفاع: ۲٫۰۳ متر؛ موزه هنر آسیا (برلین، آلمان)[۸۷]
هنر هندی
[ویرایش | اشتراکگذاری]بوداییان اولیه در هند نمادهایی مرتبط با گوتاما بودا پدید آوردند. آثار عمده بهجامانده از هنر بودایی، از دوره پس از مائوریان، در شمال هند با هنر کوشانی، هنر یونانی و بودایی در منطقه گنداره و سرانجام دوره «کلاسیک» هنر گوپتا آغاز میشود. علاوه بر این، مکتب آندرا نیز وجود داشت که پیش از مکتب گنداره پدیدار شد و خاستگاه آن جنوب هند بود.[۸۹] حجم قابلتوجهی از پیکرهتراشیها از برخی محوطههای کلیدی مانند سانچی، بارهوت و آماراواتی بهجا مانده است که برخی از آنها در محل اصلی خود باقی مانده و برخی دیگر در موزههای هند یا سراسر جهان نگهداری میشوند. استوپاها با حصارهای تشریفاتی و چهار تورانا یا دروازههای تزئینی که به سمت جهتهای اصلی قرار داشتند، احاطه میشدند. این دروازهها از سنگ ساختهشده بودند، اگرچه بهوضوح از فرمهایی که در چوب توسعه یافته بودند، اقتباس میکردند. این دروازهها و دیوارههای خودِ استوپا میتوانستند با نقشبرجستههایی که عمدتاً زندگی گوتاما بودا را به تصویر میکشیدند، بهشدت تزئین شوند. بهتدریج پیکرههایی در اندازه طبیعی تراشیده شدند که در ابتدا به صورت نقشبرجسته عمیق و سپس به صورت تندیسهای مستقل بودند.[۹۰] هنر ماتورا مهمترین مرکز در این تحول بود که علاوه بر هنر بودایی، در هنر هندو و جین نیز به کار گرفته شد.[۹۱] نماها و فضای داخلی تالارهای نیایش صخرهتراشیشده چایتیا و ویهاراهای رهبانی، بهتر از سازههای مستقل مشابه در جاهای دیگر که مدتها عمدتاً از چوب بودند، باقی ماندهاند. غارهای آجانتا، کارله، باجا و دیگر مکانها حاوی پیکرهتراشیهای اولیه هستند که اغلب تعدادشان کمتر از آثار متأخرتر مانند پیکرههای نمادین گوتاما بودا و بوداسفها است که پیش از سال ۱۰۰ میلادی یافت نمیشوند.
- سرستون شیر آشوکا؛ حدود ۲۵۰ پیش از میلاد؛ ماسه سنگ صیقلخورده؛ ارتفاع: ۲٫۲ متر؛ موزه سارنات (هند)[۹۳]
- بودای نشسته؛ حدود ۴۷۵ میلادی؛ ماسه سنگ؛ ارتفاع: ۱٫۶ متر؛ موزه سارنات[۹۴]
- بوداسف پادماپانی؛ حدود ۴۵۰–۴۹۰ میلادی؛ رنگدانه روی صخره؛ ارتفاع: حدود ۱٫۲ متر؛ غارهای آجانتا (هند)[۹۴]
- دورگا در حال کشتن اهریمن گاومیش؛ حدود ۱۱۵۰ میلادی؛ آرژیلیت؛ ارتفاع: ۱۳٫۵ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)[۹۷]
- اکبرنامه باسوان؛ حدود ۱۵۹۰ میلادی؛ آبرنگ روی کاغذ؛ ۳۳ در ۲۰ سانتیمتر؛ موزه ویکتوریا و آلبرت (لندن)[۹۸]
چینی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در آسیای شرقی، نقاشی از سنت خوشنویسی سرچشمه میگرفت و پرترهها و چشماندازها بر روی پارچههای ابریشمی نقاشی میشدند. بیشتر نقاشیها، چشمانداز یا پرتره هستند. تماشاییترین مجسمهها، برنزهای آیینی چینی و مجسمههای برنزی سانشینگدوی هستند. یک نمونه بسیار شناختهشده از هنر چینی، ارتش سفالین است که ارتشهای چین شی هوانگ، نخستین امپراتور چین را به تصویر میکشد. این اثر نوعی هنر تدفینی است که در سال ۲۰۹–۲۱۰ پیش از میلاد همراه با امپراتور دفن شد و هدف از آن محافظت از امپراتور در زندگی پس از مرگ بود.
هنر چینی یکی از قدیمیترین هنرهای سنتی پیوسته در جهان است و با درجه غیرمعمولی از تداوم در درون آن سنت و آگاهی از آن مشخص میشود؛ چرا که فاقد معادل برای فروپاشی و بازیابی تدریجی سبکهای کلاسیک در غرب است. رسانههایی که از زمان رنسانس در غرب معمولاً در دسته هنرهای تزئینی طبقهبندی شدهاند، در هنر چینی بسیار مهم هستند و بسیاری از بهترین آثار توسط هنرمندان عمدتاً ناشناس در کارگاهها یا کارخانههای بزرگ تولید شدهاند، بهویژه در زمینه سرامیک چینی. تنوع و کیفیت کالاهایی که کاخها و خانههای چینی و ساکنان آنها را تزئین میکرد، خیرهکننده است. مواد اولیه از سراسر چین و فراتر از آن میآمدند: طلا و نقره، صدف مروارید، عاج و شاخ کرگدن، چوب و لاک، یشم سبز و سنگ صابون، ابریشم و کاغذ.
- درناهای فرخنده، نقاشیشده توسط امپراتور هوئی زونگ از صحنهای نادر بر فراز دروازه شهر در ۱۶ ژانویه ۱۱۱۲.
- اوایل پاییز اثر چیان شوآن، نمونهای از نقاشی پرنده و گل چینی (قرن سیزدهم)
- بخشی از طومار مشهور نه اژدها، تکمیلشده در ۱۲۴۴ میلادی
- منظره برفی اثر ما یوآن (حدود ۱۱۶۰–۱۲۲۵)، موزه ملی کاخ تایپه
- رقص و آواز (دهقانان در حال بازگشت از کار) حدود ۱۲۰۰
- نقاشی به سبک گونگبی اثر امپراتور هوئی زونگ
- یک طبیعت بیجان دیگر به سبک گونگبی از دودمان سونگ جنوبی
- پرندگان در بیشه بامبو و آلو، قرن دوازدهم.
- مرغ مادر و جوجهها، دودمان سونگ. کنتراست بالا که توسط پسزمینه سیاه ایجادشده، در نگارگری چینی بسیار نادر است.
- جوجهاردک سونگ به سبک گونگبی
- پرنده روی شاخه اثر لی آنژونگ، اواخر سونگ شمالی حدود ۱۱۳۰
- رودخانه زرد مسیر خود را میشکند، دودمان سونگ
- صخرههای ظریف و درختان پراکنده اثر ژائو منگفو (۱۲۵۴–۱۳۲۲)
- اوایل بهار؛ اثر گو شی؛ ۱۰۷۲؛ طومار آویزان، مرکب روی ابریشم؛ ۱. ۵۸ در ۱. ۰۸ متر؛ موزه ملی کاخ (تایپه، تایوان)[۱۰۱]
- مجسمه لوهان تامرابادرا، یکی از گروه لوهانهای سفالی لعابدار از ییشیان؛ قرن دهم تا سیزدهم؛ سفال لعابدار؛ ارتفاع: ۱۲۳ سانتیمتر؛ موزه گیمه (پاریس)
- گوانیین دریاهای جنوبی؛ قرن یازدهم تا دوازدهم؛ چوب نقاشیشده و طلاکاریشده؛ ارتفاع: ۲. ۴۱ متر؛ موزه هنر نلسون-اتکینز (کانزاسسیتی (میزوری)، ایالات متحده)[۱۰۲]
- بانوان در حال آمادهسازی ابریشم؛ نقاشی قرن هشتم دودمان تانگ اثر ژانگ شوآن که در دودمان سونگ کپی و بازتولیدشده است؛ مرکب و رنگ روی ابریشم؛ ۰. ۳۷ در ۱. ۴۷ متر؛ موزه هنرهای زیبا (بوستون، ایالات متحده)[۱۰۳]
- یک جعبه تزئینی از دودمان سونگ جنوبی حدود قرن سیزدهم
- جام؛ اوایل قرن هفدهم؛ شاخ کرگدن؛ ارتفاع: ۱۰. ۲ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن
- دودمان مینگ، ۱۴۰۳–۱۴۲۴.
- جعبه میناکاری کلوئزونه؛ قرن هجدهم؛ مینای کلوئزونه روی مس با برنز طلاکاریشده؛ ۲۰. ۵ در ۱۹. ۸ سانتیمتر؛ موزه هنر والترز (بالتیمور، مریلند، ایالات متحده)
ژاپنی
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر ژاپنی طیف گستردهای از سبکها و رسانههای هنری را در بر میگیرد، از جمله سفالگری باستانی، مجسمهسازی، نقاشی با مرکب و خوشنویسی روی ابریشم و کاغذ، نقاشیهای اوکییوئه و چاپهای چوبی، سرامیک، اوریگامی و اخیراً مانگا — کارتون و کمیکهای مدرن ژاپنی — به همراه انبوهی از انواع دیگر هنر.
نخستین ساکنان ژاپن مردم دوره جومون بودند (حدود ۱۱٬۰۰۰ تا ۳۰۰ پیش از میلاد). آنها ظروف ذخیرهسازی سفالی با تزئینات مجلل و پیکرههای گلی به نام دوگو میساختند. ژاپن در معرض هجوم ناگهانی ایدههای جدید و به دنبال آن دورههای طولانی تماس حداقلی با دنیای خارجبوده است. با گذشت زمان، ژاپنیها توانایی جذب، تقلید و در نهایت همگونسازی آن دسته از عناصر فرهنگ خارجی را که مکمل ترجیحات زیباییشناختیشان بود، توسعه دادند. نخستین هنر پیچیده در ژاپن در قرنهای هفتم و هشتم در ارتباط با بودیسم تولید شد. در قرن نهم، همزمان با اینکه ژاپنیها شروع به رویگردانی از چین و توسعه اشکال بومی بیان کردند، هنرهای سکولار اهمیت فزایندهای یافتند؛ تا اواخر قرن پانزدهم، هنرهای مذهبی و سکولار هر دو شکوفا شدند. پس از جنگ اونین (۱۴۶۷–۱۴۷۷)، ژاپن وارد دورهای از اختلالات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شد که بیش از یک قرن به طول انجامید. در وضعیتی که تحت رهبری شوگونسالاری توکوگاوا پدیدار شد، دین سازمانیافته نقش بسیار کماهمیتتری در زندگی مردم ایفا میکرد و هنرهایی که باقی ماندند، عمدتاً سکولار بودند.
- پیکره زن؛ حدود ۱۶۷۰–۱۶۹۰؛ چینی با لعاب رنگی روی لعاب؛ ارتفاع: ۳۹. ۷ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)
- موج بزرگ کاناگاوا، اثر کاتسوشیکا هوکوسائی؛ حدود ۱۸۳۰–۱۸۳۲؛ چاپ چوبی تمامرنگی؛ ۲۵. ۷ در ۳۷. ۹ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۱۰۶]
- باغ آلو در کامیدو؛ اثر هیروشیگه؛ ۱۸۵۷؛ چاپ چوبی تمامرنگی؛ ۳۶. ۴ در ۲۴. ۴ سانتیمتر؛ موزه رایکس (آمستردام، هلند)
آفریقای جنوب صحرا
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر آفریقای جنوب صحرا شامل پیکرتراشی است که با ریختهگریهای برنجی مردم بنین، ایگبو-اوکوو و پادشاهی ایفی، و همچنین سفالینههای جنه-جنو، ایفی و فرهنگ نوک که باستانیتر است، و نیز هنر فولکلور آفریقایی شناخته میشود. همزمان با قرون وسطی در اروپا، در قرن یازدهم میلادی، ملتی در زیمبابوه بزرگ بنیان نهاده شد که معماری باشکوه، پیکرههای طلا و جواهرات پیچیده میساختند. در همان زمان، پیکرههای تأثیرگذاری توسط مردم یوروبا در نیجریه امروزی از جنس برنج ریختهگری میشد. در پادشاهی بنین، که آن نیز در جنوب نیجریه واقع بود و تقریباً در همان دوران آغاز شد، عاجهای محرابی ظریف، سرهای برنجی، لوحهای برنجی و معماری کاخی خلق شدند. پادشاهی بنین در سال ۱۸۹۷ توسط بریتانیاییها پایان یافت و امروزه بخش اندکی از هنر آن فرهنگ در نیجریه باقی مانده است. امروزه، مهمترین مکان هنری در آفریقا، دوسالانه ژوهانسبورگ است.
آفریقای جنوب صحرا با تراکم بالای فرهنگها شناخته میشود. از جمله موارد قابل توجه میتوان به اینها اشاره کرد: مردم دوگون از مالی؛ مردم ادو، مردم یوروبا، مردم ایگبو و تمدن نوک از نیجریه؛ کوبا و مردم لوبا از مرکز آفریقا؛ مردم آشانتی از غنا؛ مردم زولو از آفریقای جنوبی؛ و مردم فانگ از گینه استوایی (۸۵٪)، کامرون و گابن؛ مردم تمدن سائو از چاد؛ مردم کوئله از شرق گابن، جمهوری کنگو و کامرون.
شکلهای بیشمار هنر آفریقایی، اجزای برخی از پویاترین و پاسخگوترین سنتهای هنری در جهان هستند و با زندگی مردم آفریقا عجین شدهاند. آثار هنری که برای اهداف خاصی خلق شدهاند، میتوانند اهمیت مستمر خود را از طریق دگرگونیهای فیزیکی که ظاهر و قدرت آنها را افزایش میدهد، آشکار سازند. بسیاری از اشکال سنتی هنر آفریقایی به عنوان مجراهایی به سوی دنیای ارواح ساخته میشوند و با افزودن مواد برای افزایش زیبایی و قدرتشان، تغییر ظاهر میدهند. هرچه یک اثر بیشتر مورد استفاده و تبرک قرار گیرد، با انباشت مواد قربانی و ساییده شدن جزئیات اصلی، انتزاعیتر میشود.
- پیکره نشسته؛ اثر هنرمندان فرهنگ نوک؛ قرن پنجم پیش از میلاد تا قرن پنجم میلادی؛ سفالین (مرکز نیجریه)؛ ارتفاع: ۳۸ سانتیمتر؛ موزه کِه برانلی، پاریس[۱۰۷]
- پیکره سر برنزی از اونی اوبالوفون، حدود قرن دوازدهم، کشفشده در شهر مقدس یوروبا، ایله-ایفه؛ موزه ملی نیجریه، لاگوس
- سر یک پادشاه یا مقام عالیرتبه؛ اثر هنرمندان مردم یوروبا؛ قرن دوازدهم تا پانزدهم؛ سفالین؛ ۱۹ سانتیمتر؛ کشفشده در ایفی (نیجریه)؛ موزه قومشناسی برلین، آلمان
- پیکره نشسته؛ اثر هنرمندان فرهنگ جنه-جنو (مالی)؛ قرن سیزدهم؛ سفالین؛ عرض: ۲۹٫۹ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن، نیویورک[۱۰۷]
- ماسک آویز؛ اثر هنرمندان مردم ادو (نیجریه)؛ قرن شانزدهم (؟ )؛ عاج و آهن؛ ارتفاع: ۲۴٫۵ سانتیمتر؛ موزه بریتانیا، لندن[۱۰۸]
- اندوپ، پادشاه میشه میشیانگ مامبول؛ اثر هنرمندان پادشاهی کوبا (جمهوری دموکراتیک کنگو)؛ قرن هجدهم؛ چوب؛ ۴۹٫۵ سانتیمتر؛ موزه بروکلین، نیویورک[۱۰۹]
- ماندو ینو (تخت نسانگو)؛ اثر هنرمندان پادشاهی بامون؛ ح.۱۸۷۰؛ چوب، مهرههای شیشهای، چینی و صدف؛ ارتفاع: ۱٫۷۵ متر؛ موزه قومشناسی برلین[۱۱۰]
- ماسک سلطنتی؛ اثر هنرمندان مردم بامون (کامرون)؛ پیش از ۱۸۸۰؛ چوب، مس، مهرههای شیشهای، رافیا و صدف؛ ارتفاع: ۶۶ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۱۰۹]
- ماسک نگاد-آ-مواش؛ اثر هنرمندان مردم کوبا؛ اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم؛ چوب، صدف، مهرههای شیشهای، رافیا و رنگدانه؛ ارتفاع: ۸۲ سانتیمتر؛ موسسه هنر دیترویت، دیترویت، میشیگان، ایالات متحده[۱۰۹]
- تکیهگاه سر؛ اثر هنرمندان مردم لوبا؛ قرن نوزدهم؛ چوب؛ ارتفاع: ۱۸٫۵ سانتیمتر؛ موزه کِه برانلی (پاریس)[۱۱۱]
اقیانوسیه
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر اقیانوسیه شامل مناطق جغرافیایی میکرونزی، پلینزی، استرالیا، نیوزیلند و ملانزی است. یک رویکرد، این منطقه را به صورت موضوعی با تمرکز بر نیاکان، جنگ، بدن، جنسیت، تجارت، مذهب و گردشگری بررسی میکند. متأسفانه، هنر باستانی اندکی از اقیانوسیه باقی مانده است. محققان بر این باورند که این امر احتمالاً به این دلیل است که هنرمندان از مواد فاسدشدنی مانند چوب و پر استفاده میکردند که در آب و هوای گرمسیری دوام نمیآوردند و هیچ سابقه تاریخی برای ارجاع به بیشتر این مواد وجود ندارد. بنابراین، درک فرهنگهای هنری اقیانوسیه با مستندسازی آن توسط غربیها، مانند کاپیتان جیمز کوک در قرن هجدهم آغاز میشود. در آغاز قرن بیستم، هنرمند فرانسوی پل گوگن مدت قابل توجهی را در تاهیتی گذراند، با مردم محلی زندگی کرد و هنر مدرن خلق کرد؛ واقعیتی که تا به امروز با فرهنگ بصری تاهیتی در هم تنیدهشده است.[نیازمند منبع] هنر بومی استرالیا اغلب شبیه هنر مدرن انتزاعی به نظر میرسد، اما ریشههای عمیقی در فرهنگ محلی دارد.
هنر اقیانوسیه آخرین سنت بزرگ هنری است که توسط جهان به طور گسترده مورد قدردانی قرار گرفته است. با وجود اینکه یکی از طولانیترین سنتهای پیوسته هنری در جهان است که قدمت آن به حداقل پنجاه هزار سال پیش میرسد، تا نیمه دوم قرن بیستم نسبتاً ناشناخته باقی مانده بود.
مواد اغلب ناپایدار هنر بومی استرالیا، تعیین قدمت اکثریت اشکال هنری که امروزه تمرین میشوند را دشوار میکند. بادوامترین اشکال، انبوهی از حکاکیها و نقاشیهای روی سنگ هستند که در سراسر این قاره یافت میشوند. در پرتگاه آرنهم لند، شواهد نشان میدهد که نقاشیها پنجاه هزار سال پیش ساخته میشدند که پیش از نقاشیهای سنگی پارینهسنگی آلتامیرا و لاسکو در اروپا است.
- هوا هاکانانایا، نمونهای از یک موآی؛ ح. ۱۲۰۰ میلادی؛ گدازه جریانیافته؛ ارتفاع: ۲۴۲ سانتیمتر؛ موزه بریتانیا (لندن)[۱۱۲]
- مجسمه آآ از روروتو؛ احتمالاً قرن هجدهم؛ چوب؛ ارتفاع: ۱۱۷ سانتیمتر؛ موزه بریتانیا[۱۱۳]
- تائوراپا (تیرک عقب قایق مائوری)؛ اواخر قرن هجدهم تا اوایل قرن نوزدهم؛ چوب و صدف؛ ارتفاع: ۱۴۸ سانتیمتر؛ موزه کِه برانلی (پاریس)[۱۱۴]
- نقاشی استرالیایی از یک نیاکان توتمی کانگورو؛ ح. ۱۹۱۵؛ نقاشی روی پوست درخت؛ ۹۲٫۵ × ۳۵٫۵ سانتیمتر؛ موزه کِه برانلی
اروپایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]قرون وسطی
[ویرایش | اشتراکگذاری]با افول امپراتوری روم از حدود سال ۳۰۰ میلادی، دورهای آغاز شد که متعاقباً به عنوان عصر قرون وسطی تعریف شد. این دوره حدود یک هزاره، تا آغاز رنسانس در حدود سال ۱۴۰۰ میلادی به طول انجامید. هنر و معماری ابتدای مسیحیت نشاندهنده مراحل اولیه این دوره است و پس از آن هنر بیزانسی، هنر آنگلوساکسون، هنر وایکینگ، هنر اوتونی، هنر رمانسک و هنر گوتیک قرار دارند، در حالی که هنر اسلامی بر شرق دریای مدیترانه تسلط داشت. هنر قرون وسطی از میراث هنری امپراتوری روم و بیزانس نشأت گرفت و با فرهنگ هنری «بربر» اروپای شمالی آمیخته شد.[۱۱۵]
در هنر بیزانسی و گوتیک در قرون وسطی، تسلط کلیسا منجر به تولید حجم زیادی از هنر دینی شد. استفاده گسترده از طلا در نقاشیها رایج بود که پیکرهها را در قالبهای سادهشده به تصویر میکشید.
بیزانسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر بیزانسی شامل مجموعه محصولات هنری یونانی مسیحی در امپراتوری روم شرقی (بیزانس)[۱۱۷][۱۱۸] و همچنین کشورها و دولتهایی است که از نظر فرهنگی وارث آن امپراتوری بودند. اگرچه خود امپراتوری بیزانس از افول روم سر برآورد و تا فتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی دوام آورد،[۱۱۹] تاریخ آغاز دوره بیزانسی در تاریخ هنر، اگرچه هنوز دقیق نیست، اما بسیار روشنتر از تاریخ سیاسی آن است. بسیاری از دولتهای ارتدکس شرقی در اروپای شرقی و مرکزی، و تا حدودی دولتهای مسلمان در شرق دریای مدیترانه، بسیاری از جنبههای فرهنگ و هنر این امپراتوری را تا قرنها بعد حفظ کردند.
هنر باقیمانده از بیزانس عمدتاً مذهبی است و - با استثنائاتی در دورههای خاص - بسیار قاعدهمند است و از مدلهای سنتی پیروی میکند که الهیات دقیقاً کنترلشده کلیسا را به اصطلاحات هنری ترجمه میکند. نقاشی به سبک فرسکو، در نسخه خطی تذهیبشده و روی پنلهای چوبی، و (بهویژه در دورههای اولیه) موزاییک رسانههای اصلی بودند و مجسمهسازی پیکرهنما به جز در عاجکاریهای کوچک، بسیار بهندرت دیده میشد. نقاشی نسخههای خطی تا پایان، بخشی از سنت واقعگرایانه کلاسیک را که در آثار بزرگتر غایب بود، حفظ کرد.[۱۲۰] هنر بیزانسی بسیار معتبر بود و در اروپای غربی خواهان داشت، جایی که تأثیر مستمر خود را بر هنر قرون وسطی تا نزدیک به پایان دوره قرون وسطی حفظ کرد. این امر بهویژه در ایتالیا صادق بود، جایی که سبکهای بیزانسی به شکل اصلاحشده تا قرن دوازدهم باقی ماندند و به تأثیرات سازنده بر رنسانس ایتالیا تبدیل شدند. اما تأثیرات اندکی از خارج بر سبک بیزانسی اثر گذاشت. با گسترش کلیسای ارتدکس شرقی، فرمها و سبکهای بیزانسی در سراسر جهان ارتدکس و فراتر از آن گسترش یافت.[۱۲۱] تأثیرات معماری بیزانسی، بهویژه در ساختمانهای مذهبی، در مناطق متنوعی از مصر و شبهجزیره عربستان تا روسیه و رومانی یافت میشود.
معماری بیزانسی به دلیل استفاده از گنبد مشهور است. همچنین اغلب دارای ستونهای مرمر، سقفهای قاببندیشده و تزئینات مجلل، از جمله استفاده گسترده از موزاییک با پسزمینههای طلایی بود. مصالح ساختمانی مورد استفاده معماران بیزانسی دیگر مرمر نبود که یونانیان باستان بسیار ارج مینهادند. بیزانسیها عمدتاً از سنگ و آجر و همچنین ورقههای نازک مرمر گچی برای پنجرهها استفاده میکردند. موزاییکها برای پوشاندن دیوارهای آجری و هر سطح دیگری که فرسکو در آن دوام نمیآورد، استفاده میشدند. نمونههای خوب موزاییک از دوران پیشا-بیزانسی در هاگیوس دمتریوس در سالونیک (یونان)، کلیسای سنت آپولینار نوو و کلیسای سن ویتاله (هر دو در راونا در ایتالیا) و در ایا صوفیه در استانبول قرار دارند. معابد یونانی-رومی و کلیساهای بیزانسی از نظر نمای بیرونی و داخلی تفاوت اساسی دارند. در دوران باستان، نمای بیرونی مهمترین بخش معبد بود، زیرا در فضای داخلی که مجسمه آیینی خدایی که معبد برای او ساختهشده بود در آن قرار داشت، تنها کاهن دسترسی داشت. مراسم معبد در دوران باستان در بیرون انجام میشد و آنچه پرستشکنندگان میدیدند، نمای معبد بود که شامل ستونها، یک اسپر و دو سنتوری بود. در مقابل، آیینهای مسیحی در فضای داخلی کلیساها انجام میشد، بنابراین نمای بیرونی معمولاً تزئینات کمی داشت یا اصلاً نداشت.[۱۲۲][۱۲۳]
- مسیح به عنوان شبان نیکو؛ حدود ۴۲۵–۴۳۰ میلادی؛ موزاییک؛ عرض: حدود ۳ متر؛ مقبره گالا پلاچیدیا (راونا، ایتالیا)[۱۲۴]
- «اطعام پنج هزار نفر»؛ حدود ۵۲۰ میلادی؛ موزاییک؛ ابعاد نامشخص؛ کلیسای سنت آپولینار نوو، راونا، ایتالیا
- کلیسای سنت آپولینار در کلاسه، راونا، معمار نامشخص، حدود ۵۳۰ میلادی[۱۲۵]
- برگ دیپتیخ با ملکه بیزانس؛ قرن ششم؛ عاج با آثار طلاکاری و ورق طلا؛ ارتفاع: ۲۶٫۵ سانتیمتر؛ موزه تاریخ هنر (وین، اتریش)[۱۲۶]
- گردنبند؛ اواخر قرن ششم تا هفتم؛ طلا، یک زمرد، یک یاقوت کبود، آمیتیستها و مرواریدها؛ قطر: ۲۳ سانتیمتر؛ از کارگاهی در قسطنطنیه؛ موزه آلتس (برلین، آلمان)[۱۲۷]
- صفحهای از کتاب انجیل با تفاسیر: پرتره مرقس؛ ۱۰۰۰–۱۱۰۰ میلادی؛ مرکب، تمپرا، طلا، پوست گوساله و جلد چرمی؛ برگه: ۲۸ × ۲۳ سانتیمتر؛ موزه هنر کلیولند (کلیولند، اوهایو، ایالات متحده)
- «نردبان صعود الهی»؛ اواخر قرن دوازدهم؛ تمپرا و روکش طلا روی پنل؛ ۴۱ در ۲۹٫۵ سانتیمتر؛ دیر سنت کاترین (شبهجزیره سینا، مصر)[۱۲۸]
- «مدونا و کودک بر تخت منحنی»؛ حدود ۱۲۸۰ میلادی؛ تمپرا روی پنل؛ ۸۱٫۵ در ۴۹ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی هنر (آمریکا)، واشینگتن، دی. سی. [۱۲۹]
کارولنژی و اوتونی
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر کارولنژی (سدههای هشتم و نهم) تحت حکومت شارلمانی پدیدار شد و با تلفیق تأثیرات رومی، مسیحی اولیه و ژرمنی، سبک متمایزی را ایجاد کرد. این دوره نشاندهنده رنسانس کارولنژی بود که بر احیای سنتهای هنری کلاسیک رومی با گنجاندن عناصر محلی ژرمنی تمرکز داشت. ویژگیهای کلیدی شامل نسخههای خطی تذهیبشده مانند انجیلهای آخن (مکتب آدا)، شمایلنگاری مذهبی، فلزکاریهای پیچیده و معماری کارولنژی بود. آثار برجسته شامل نمازخانه کاخ شارلمانی در آخن است. هنر کارولنژی بر مضامین مسیحی تأکید داشت و با تصویرسازیهای استادانه از قدیسان، صحنههای کتاب مقدس و نقوش کلاسیک، پایهای برای هنر قرون وسطی در اروپای غربی بنا نهاد.
هنر اوتونی یک سبک در هنر پیشرومانسک هنر آلمان است که برخی آثار از کشورهای سفلی، شمال ایتالیا و شرق فرانسه را نیز در بر میگیرد. این سبک توسط هنرشناس هوبرت یانیچک به نام دودمان اوتونی نامگذاری شد که بین سالهای ۹۱۹ تا ۱۰۲۴ میلادی بر آلمان و شمال ایتالیا تحت پادشاهانی چون هاینریش اول، اوتوی اول، اوتوی دوم، اوتوی سوم و امپراتور هاینریش دوم حکومت میکردند.[۱۳۰] این سبک به همراه معماری اوتونی، جزء کلیدی رنسانس اوتونی (حدود ۹۵۱–۱۰۲۴) محسوب میشود. با این حال، این سبک نه با حکومت این دودمان آغاز شد و نه به شکلی دقیق با پایان آن به اتمام رسید. این سبک چند دهه پس از آغاز حکومت آنان پدیدار شد و پس از امپراتوران اوتونی تا دوران اولیه دودمان سالیان ادامه یافت؛ دورهای که خود فاقد «برچسب سبک» هنری مستقلی است.[۱۳۱] در طرح سنتی تاریخ هنر، هنر اوتونی پس از هنر کارولنژی و پیش از هنر رومانسک قرار میگیرد، اگرچه گذار در هر دو سوی این دوره تدریجیبوده است تا ناگهانی. همانند سبک پیشین و برخلاف سبک پسین، این هنر تا حد زیادی به چند شهر کوچک آن دوره، صومعههای مهم و همچنین محافل درباری امپراتور و واسالهای برجستهاش محدود بود.
پس از افول امپراتوری کارولنژی در سده نهم، امپراتوری مقدس روم تحت دودمان ساکسونی اوتونی بازسازی شد. از این رو، ایمانی تازه به ایده امپراتوری و کلیسای اصلاحشده پدید آمد که دورهای از شور و شوق فرهنگی و هنری فزاینده را ایجاد کرد. در این فضا، شاهکارهایی خلق شدند که سنتهایی را که هنرمندان اوتونی الهام خود را از آنها میگرفتند، با هم تلفیق کردند: مدلهایی با ریشه عتیق متأخر، کارولنژی و بیزانسی. هنر باقیمانده اوتونی عمدتاً مذهبی است و در قالب نسخه خطی تذهیبشده و فلزکاری دیده میشود و در تعداد کمی از مراکز برای طیف محدودی از حامیان در حلقه دربار امپراتوری و همچنین چهرههای مهم کلیسا تولید میشد. با این حال، بسیاری از این آثار برای نمایش به عموم مردم، بهویژه زائران، طراحیشده بودند.[۱۳۲]
این سبک بهطور کلی باشکوه و سنگین، گاهی بیش از حد، و در ابتدا نسبت به معادلهای کارولنژی خود کمظرافتتر بود و تأثیر مستقیم کمتری از هنر بیزانسی داشت و درک کمتری از مدلهای کلاسیک آن نشان میداد، اما در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی، شدت و بیانگری خیرهکنندهای در بسیاری از آثار پدیدار شد، به طوری که «یک یادمانگرایی موقر با درونگرایی پرشور، کیفیتی فرازمینی و رویاگونه با توجه دقیق به واقعیت، الگوهای سطحی از خطوط روان و رنگهای غنی و درخشان با احساسات پرشور ترکیبشده است».[۱۳۳]
رومانسک
[ویرایش | اشتراکگذاری]رومانسک، نخستین سبک پان-اروپایی که پس از امپراتوری روم پدیدار شد، از اواسط سده دهم تا سده سیزدهم میلادی را در بر میگرفت. این دوره شاهد احیای سازههای سنگی عظیم با برنامههای ساختاری پیچیده بود.
کلیساهای رومانسک با مفصلبندی صلب و وضوح هندسی که در یک کل حجمی یکپارچه گنجاندهشده، مشخص میشوند. معماری آن ساده و بیپیرایه است اما با مجسمهسازیهای تزئینی سرستونها و سردرها، و همچنین فضای داخلی فرسکوکاریشده، جان میگیرد. الگوهای هندسی و گیاهی جای خود را به مجسمهسازیهای فیگوراتیو سهبعدیتر میدهند.
کلیسای سنت مایکل، هیلدسهایم در آلمان (۱۰۰۱–۱۰۳۰)، توسط برخی به عنوان یک کلیسای پیشرومانسک در نظر گرفته میشود.[۱۳۴][نیازمند گفتاورد برای تأیید]
از اواسط سده یازدهم تا اوایل سده سیزدهم، نقاشیهای رومانسک دوبعدی بودند و با خطوط محیطی جسورانه و هندسی، بهویژه در نحوه نمایش چین و چروک لباسها تعریف میشدند؛ نقاشان بر تقارن و روبرویی تأکید داشتند. تقریباً تمام کلیساهای غربی نقاشیشده بودند، اما احتمالاً تنها تعداد کمی از دیوارنگاران، راهب بودند؛ در عوض، هنرمندان دورهگرد بیشتر این کار را انجام میدادند. زیرسازی اولیه روی گچ خیس با رنگهای خاکی انجام میشد. پالت محدودی که تحت سلطه رنگهای سفید، قرمز، اخرایی زرد و لاجوردی بود، برای دستیابی به حداکثر تأثیر بصری به کار میرفت و رنگآمیزی متراکم، پسزمینهای از نوارها را تشکیل میداد؛ شیوهای که در هنر کلاسیک متأخر به عنوان تلاشی برای تمایز میان زمین و آسمان پدید آمده بود.
در طول اواخر سده یازدهم و دوازدهم، که عصر بزرگ رهبانیت غربی بود، اروپا تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بیسابقهای را تجربه کرد که منجر به شکوفایی ثروت در میان زمینداران، از جمله صومعهها شد. تقاضا برای کتاب افزایش یافت و ثروت اقتصادی، تولید نسخه خطی تذهیبشده غنی را تشویق کرد.
یکی از آثار هنری برجسته این عصر، فرشینه بایو به طول ۷۰ متر است.[۱۳۵][۱۳۶][۱۳۷] این اثر رویدادهای منتهی به فتح انگلستان توسط نورمنها را با حضور شخصیتهای اصلی یعنی ویلیام، دوک نورماندی و هارولد، ارل وسکس، پادشاه بعدی انگلستان به تصویر میکشد و در نهایت به نبرد هیستینگز در سال ۱۰۶۶ ختم میشود. تصور میشود که این اثر متعلق به سده یازدهم باشد. این فرشینه داستان را از دیدگاه نورمنهای فاتح روایت میکند، اما اکنون توافقشده است که در انگلستان ساختهشده است - به احتمال زیاد توسط زنان، اگرچه طراح آن ناشناخته است. این اثر در فرانسه نگهداری میشود.
- «چهره مقدس»؛ ۹۰۴–۱۰۱۸؛ چوب با پلیکرومی؛ ارتفاع: ۲. ۹ متر؛ کلیسای جامع سانسپلکرو (سانسپلکرو، ایتالیا)[۱۳۸]
- سر پاپ الکساندر؛ ۱۱۴۵؛ چوب، نقره، برنز طلاکاریشده، جواهرات، مروارید و میناکاری شامپلوه؛ ارتفاع: ح. ۴۵ سانتیمتر؛ موزه هنر و تاریخ (بروکسل، بلژیک)[۱۴۱]
- سنگسار سنت استفان؛ دهه ۱۱۶۰؛ فرسکو؛ ارتفاع: ۱. ۳ متر؛ صومعه سنت جان (وال موستایر، کانتون گراوبوندن، سوئیس)[۱۴۲]
گوتیک
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر گوتیک در سدهٔ ۱۲ میلادی در شمال فرانسه و در پی تحول سبک رومانسک پدید آمد و با توسعهٔ همزمان معماری گوتیک هدایت شد. این سبک به سراسر اروپای غربی و بخش بزرگی از اروپای جنوبی و اروپای مرکزی گسترش یافت، هرچند هرگز نتوانست سبکهای کلاسیکتر در ایتالیا را بهطور کامل از میان ببرد. در اواخر سدهٔ ۱۴ میلادی، سبک درباری و پیچیدهٔ گوتیک بینالمللی شکل گرفت که تا اواخر سدهٔ ۱۵ میلادی به تکامل خود ادامه داد.
گوتیک آجری سبک خاصی از معماری گوتیک بود که در شمال شرقی و اروپای مرکزی، بهویژه در مناطق اطراف دریای بالتیک که فاقد منابع سنگهای ساختمانی بودند، رواج داشت. ساختمانهای این سبک اساساً با استفاده از آجر ساخته شدهاند.
کلیساهای جامع باشکوه گوتیک، با برنامههای پیکرتراشی و پنجرههای شیشهرنگی خود، تجسم سبک گوتیک هستند.[۱۴۳] این سبک از طریق طاقهای دندهای و استفاده از قوس جناغی از سبک رومانسک متمایز میشود. برخلاف دیوارهای ضخیم رومانسک، ساختمانهای گوتیک نازک و بلند هستند. پلکانهای مارپیچ در برجها از ویژگیهای خاص معماری گوتیک است.[۱۴۴]
نقاشی گوتیک که بخش عمدهٔ آن با تمپرا و بعدها با رنگروغن روی تخته و همچنین به صورت فرسکو اجرا میشد و از طیف گستردهتری از رنگهای ثانویه بهره میبرد، بهطور کلی «طبیعتگرایانهتر» از سبک رومانسک تلقی میشود. در این دوره، انسانیت در روایتهای مذهبی برجسته شد و وضعیت عاطفی شخصیتها به صورت فردی به تصویر درآمد.[۱۴۵] افزایش شهرنشینی در اقتصاد قرون وسطی و ظهور حامیان روحانی و غیرروحانی، تغییری در ماهیت بازار هنر ایجاد کرد که در تحولات تذهیب نسخههای خطی گوتیک قابل مشاهده است. کارگاهها برای بخشهای مختلف صفحه، مانند پیکرهها یا نقوش حاشیهای تاک، از متخصصان استفاده میکردند.[۱۴۶]
- پنجرههای شبستان شمالی؛ حدود ۱۲۳۰–۱۲۳۵؛ شیشهرنگی؛ قطر (پنجره رز): ۱۰٫۲ متر؛ کلیسای جامع شارتر (شارتر، فرانسه)[۱۴۷]
- اکهارد و اوتا؛ منسوب به استاد نامبورگ؛ ۱۲۴۵–۱۲۶۰؛ سنگ آهک و پلیکرومی؛ ارتفاع: حدود ۱٫۹ متر؛ کلیسای جامع نامبورگ (نامبورگ، آلمان)[۱۴۹]
- دستگیری مسیح و بشارت به مریم؛ اثر ژان پوسل؛ ۱۳۲۴–۱۳۲۸؛ گریزای و تمپرا روی پوست؛ ۸٫۹ در ۱۲٫۴ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)[۱۴۶]
- دیپتیک ویلتون؛ حدود ۱۳۹۵–۱۴۵۹؛ تمپرا و طلا روی تخته؛ ۵۳ در ۳۷ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی (لندن) (لندن)[۱۴۵]
- کلیسای مریم مقدس (لوبک)، ۱۲۶۵–۱۳۵۲، در لوبک، آلمان
- گوتیک آجری با تزئینات سنگی، بیمارستان سنت جان (بروخه)، سدهٔ ۱۳ تا ۱۵، در بروخه، بلژیک
رنسانس
[ویرایش | اشتراکگذاری]اصطلاح رنسانس که شامل دورههای رنسانس آغازین، رنسانس شمالی و رنسانس والا میشود، توصیفگر «نوزایی» علاقه به اروپای باستان در اروپا است. برای نخستین بار از دوران باستان، هنر به شکلی متقاعدکننده به واقعیت نزدیک شد. هنرمندان رنسانس علاوه بر گذشتهٔ باستان، به مطالعهٔ طبیعت، درک بدن انسان، جانوران، گیاهان، فضا، پرسپکتیو و کیفیتهای نور پرداختند. رایجترین موضوعات، مضامین مذهبی بودند، اما داستانهای اساطیری نیز به تصویر کشیده میشدند. همچنین، سبک واحدی برای رنسانس وجود نداشت. هر هنرمند زبان بصری متمایز خود را توسعه داد که تحت تأثیر پیشینیان و معاصرانش بود.
رنسانس آغازین دورهای از فعالیتهای خلاقانه و فکری بزرگ بود که در آن هنرمندان بهطور کامل از چارچوبهای هنر بیزانسی فاصله گرفتند. بهطور کلی پذیرفتهشده است که این دوره در اوایل سدهٔ ۱۵ میلادی در فلورانس در ایتالیای امروزی آغاز شد. این دوره با موجی از علاقه به مطالعات کلاسیک، فلسفه و هنر، رشد تجارت، کشف قارههای جدید و اختراعات تازه مشخص میشود. علاقه به هنر و ادبیات روم باستان احیا شد و مطالعهٔ متون یونانی و متون لاتین، مفاهیم فردگرایی و خرد را برانگیخت که به انسانگرایی معروف شد. انسانگرایان به زندگی در زمان حال توجه داشتند و بر اهمیت تفکر فردی تأکید میکردند که بر رویکرد هنرمندان تأثیر گذاشت.
با وجود پیوند عمیق با ایتالیا، بهویژه فلورانس، رم و ونیز، سایر نقاط اروپای غربی نیز در رنسانس مشارکت داشتند.[۱۵۰] رنسانس شمالی از اوایل سدهٔ ۱۵ میلادی در اروپای شمالیِ آلپ و پس از دورهای از تبادل هنری میان شمال و جنوب که به «گوتیک بینالمللی» معروف بود، رخ داد. تفاوت بزرگی میان رنسانس شمالی و ایتالیایی وجود داشت. هنرمندان شمال برخلاف ایتالیاییها به دنبال احیای ارزشهای یونان و روم باستان نبودند، در حالی که در جنوب، هنرمندان و حامیان ایتالیایی از مطالعهٔ تجربی طبیعت و جامعهٔ انسانی و رنگهای عمیقی که هنرمندان شمالی در مدیوم تازه توسعهیافتهٔ رنگروغن به دست میآوردند، شگفتزده بودند. اصلاحات پروتستانی علاقهٔ شمالیها به نقاشیهای غیرمذهبی مانند پرتره یا چشمانداز را افزایش داد. دو هنرمند کلیدی شمالی عبارتند از هیرونیموس بوش که به خاطر نقاشیهای سوررئال پر از موجودات ترکیبی مانند باغ لذتهای دنیوی شناخته میشود، و آلبرشت دورر که هنر چاپ دستی را به سطح جدیدی ارتقا داد.
رنسانس والا در اواخر سدهٔ ۱۵ و اوایل سدهٔ ۱۶ میلادی رخ داد و تحت تأثیر این واقعیت بود که با تثبیت قدرت پاپ در رم، چندین پاپ به هنر و معماری روی آوردند و مصمم بودند شکوه پیشین شهر را بازسازی کنند. رافائل و میکلآنژ پروژههای عظیم و باشکوهی را برای پاپها اجرا کردند. مشهورترین اثر هنری این بخش از رنسانس احتمالاً سقف نمازخانه سیستین است.
تکلفگرایی از آرمانهای هماهنگی و رویکرد عقلانی رنسانس والا فاصله گرفت تا فرمهای اغراقآمیز، تناسبات کشیده و رنگهای زندهتر را در بر گیرد. این سبک میان سالهای ۱۵۱۰ تا ۱۵۲۰ در ایتالیا و در میان هنرمندانی که اصالت را بر هر چیز دیگری مقدم میدانستند، شکل گرفت. نام این جنبش از واژهٔ ایتالیایی «maniera» به معنای «سبک» یا «شیوه» گرفتهشده است. این واژه برای توصیف استاندارد تعالیِ دستیافته در رنسانس والا به کار میرفت که همهٔ هنرها باید از آن پیروی میکردند، اما در عمل به سبکپردازی و هنرِ «نمایشِ هنر» منجر شد که گاه با موفقیتهای بزرگی همراه بود؛ نمونهای از آن جولیو رومانو، شاگرد رافائل است. تکلفگرایی همچنین بهطور کلی برای توصیف دورهای پس از رنسانس و پیش از باروک به کار رفته است.[۱۵۱]
- کلیسای جامع سانتا ماریا دل فیوره (فلورانس، ایتالیا)، ۱۲۹۴–۱۴۳۶، اثر آرنولفو دی کامبیو، فیلیپو برونلسکی و امیلیو د فابریس[۱۵۲]
- صلیب؛ اثر جوتو؛ حدود ۱۳۰۰؛ تمپرا روی تخته؛ ۵٫۷۸ در ۴٫۰۶ متر؛ سانتا ماریا نوولا (فلورانس، ایتالیا)[۱۵۳]
- پرتره آرنولفینی؛ اثر یان وان آیک؛ ۱۴۳۴؛ رنگروغن روی تخته؛ ۸۲٫۲ در ۶۰ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی (لندن) (لندن)[۱۵۴]
- سنت جورج و اژدها؛ اثر پائولو اوچلو؛ حدود ۱۴۷۰؛ رنگروغن روی بوم؛ ۵۵٫۶ در ۷۴٫۲ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی (لندن) (لندن)[۱۵۶]
- باغ لذتهای دنیوی؛ اثر هیرونیموس بوش؛ حدود ۱۵۰۴؛ رنگروغن روی تخته؛ ۲٫۲ در ۱٫۹۵ متر؛ موزه دل پرادو (مادرید، اسپانیا)[۱۶۰]
- کرگدن دورر؛ اثر آلبرشت دورر؛ ۱۵۱۵؛ چوبتراشی؛ ۲۳٫۵ در ۲۹٫۸ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی هنر (آمریکا) (واشینگتن، دی. سی.، ایالات متحده)
- برج بابل؛ اثر پیتر بروگل مهتر؛ ۱۵۶۳؛ رنگروغن روی تخته؛ ۱٫۱۴ در ۱٫۵۵ متر؛ موزه تاریخ هنر (وین، اتریش)[۱۶۴]
- کمد؛ حدود ۱۵۸۰؛ چوب گردو و بلوط، تا حدی طلاکاری و نقاشیشده؛ ارتفاع: ۲٫۰۶ متر، عرض: ۱٫۵۰ متر؛ لوور[۱۶۵]
باروک
[ویرایش | اشتراکگذاری]قرن هفدهم دورهای از تغییرات پرنوسان بود؛ هم در علم، از طریق اختراعات و پیشرفتهایی مانند تلسکوپ یا میکروسکوپ، و هم در مذهب، آنجا که «اصلاح کاتولیک» با محبوبیت روزافزون ایمان پروتستان مقابله میکرد. پس از اصلاحات پروتستانی، کلیسای کاتولیک با «اصلاح کاتولیک» واکنش نشان داد و مقرر کرد که هنر باید بینندگان را با مضامین پرشور مذهبی الهام بخشد.
هنر باروک که در پی تکلفگرایی و در نتیجه تنشهای مذهبی در سراسر اروپا پدید آمد، در اواخر قرن شانزدهم ظهور کرد. نام آن ممکن است از «barocco» گرفتهشده باشد که در زبان پرتغالی به معنای مروارید بدشکل است و هنری را توصیف میکند که احساسات، پویایی و درام را با رنگهای قدرتمند، واقعگرایی و تضادهای تند نوری ترکیب میکرد. بین سالهای ۱۵۴۵ و ۱۵۶۳ در شورای ترنت، تصمیم گرفته شد که هنر مذهبی باید تقوا، واقعگرایی و دقت را تشویق کند و با جلب توجه و همدلی بینندگان، کلیسای کاتولیک را تجلیل کرده و تصویر کاتولیسیسم را تقویت نماید. در قرن بعد، سبکهای رادیکال و جدید هنر باروک، ضمن پذیرش و توسعه مدلهای «رنسانس والا»، در هنر مذهبی و گونههای جدید هنر سکولار (بهویژه چشمانداز) راهکارهای تازهای گشودند. باروک و گونه متأخر آن، روکوکو، نخستین سبکهای حقیقتاً جهانی در هنر بودند که بیش از دو قرن هنر و معماری را در اروپا، آمریکای لاتین و فراتر از آن، از حدود ۱۵۸۰ تا حدود ۱۷۵۰ میلادی تحت سلطه خود داشتند. باروک که در دهههای ۱۵۸۰ و ۱۵۹۰ در کارگاههای نقاشی بولونیا و رم و در دهههای دوم و سوم قرن هفدهم در آتلیههای مجسمهسازی و معماری رومی متولد شد، بهسرعت در سراسر ایتالیا، اسپانیا و پرتغال، فلاندر، فرانسه، هلند، انگلستان، اسکاندیناوی و روسیه، و همچنین مراکز اروپای مرکزی و شرقی از مونیخ (آلمان) تا ویلنیوس (لیتوانی) گسترش یافت. امپراتوریهای پرتغال، اسپانیا و فرانسه و شبکه تجاری هلند نقش پیشرویی در گسترش این دو سبک به قاره آمریکا و مناطق استعماری آفریقا و آسیا، به مکانهایی مانند لیما، موزامبیک، گوا و فیلیپین داشتند.
درست مانند نقاشیها و مجسمهها، کلیساهای جامع و کاخهای باروک نیز با استفاده از توهم و درام مشخص میشوند. آنها همچنین بهطور مکرر از جلوههای نمایشی نور و سایه استفاده میکنند و دارای فضاهای داخلی مجلل و بسیار تزئینشدهای هستند که مرزهای بین معماری، نقاشی و مجسمهسازی را محو میکرد. یکی دیگر از ویژگیهای مهم معماری باروک، وجود پویایی بود که از طریق منحنیها، ستون سلومونی و اشکال بیضیشکل ایجاد میشد. در فرانسه، باروک مترادف با سلطنت لوئی چهاردهم بین سالهای ۱۶۴۳ و ۱۷۱۵ است، زیرا ساختمانهای یادمانی متعددی در پاریس، ورسای و دیگر نقاط فرانسه در دوران حکومت او ساخته شدند، از جمله کاخ ورسای، شاتو دو مزون، شاتو دو وو-لو-ویکومت، رواق لوور یا گنبد لزنولید. علاوه بر خود ساختمان، فضایی که در آن قرار گرفته نیز نقش دارد. ساختمانهای باروک سعی میکنند توجه بینندگان را جلب کرده و بر محیط اطراف خود مسلط شوند، چه در مقیاس کوچک مانند سان کارلو آله کواترو فونتانه در رم، و چه در مقیاس عظیم، مانند نمای جدید کلیسای جامع سانتیاگو د کمپوستلا که برای تسلط بر شهر طراحیشده است. هنرهای کاربردی نیز در این دوره رونق گرفتند. مبلمان باروک میتوانست به اندازه اتاقهایی که قرار بود تزئین کنند پرطمطراق باشد و نقوش و تکنیکهای آنها بهدقت برای هماهنگی با برنامه کلی تزئینی معمار تنظیم میشد. یکی از معتبرترین سازندگان مبلمان، آندره چارلز بول بود که به خاطر تکنیک منبتکاری خود شهرت داشت؛ این تکنیک با چسباندن ورقههای لاکپشت و برنج به یکدیگر و برش آنها برای شکلدهی به طرح انجام میشد. آثار او همچنین با تزئینات برنز طلاکاریشده آراسته میشدند. ملیلههای پیچیده کارخانه گوبلن صحنههایی الهامگرفته از اروپای باستان را به تصویر میکشیدند و کارخانه ساونری فرشهای بزرگ و بسیار پرجزئیاتی را برای لوور تولید میکرد. این فرشها با زمینههای سیاه یا زرد، دارای یک نقش مرکزی یا یک مدالیون بودند. سرامیک چینی، ظروف دلفت و آینههای ساختهشده در سنت-گوبن (فرانسه) بهسرعت در تمام کاخهای شاهزادگان و اقامتگاههای اشرافی در فرانسه گسترش یافتند. در دوران سلطنت لوئی چهاردهم، آینههای بزرگ بالای طاقچه شومینه قرار میگرفتند و این روند تا مدتها پس از دوره باروک ادامه یافت.[۱۶۶]
- چهار قاره؛ اثر پیتر پل روبنس؛ حدود ۱۶۱۵؛ رنگروغن روی بوم؛ ۲۰۹ در ۲۸۴ سانتیمتر؛ موزه تاریخ هنر (وین، اتریش)
- تجاوز به زنان اهل سابین؛ اثر نیکولا پوسن؛ ۱۶۳۴–۱۶۳۵؛ رنگروغن روی بوم؛ ۱. ۵۵ در ۲. ۱ متر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)[۱۶۸]
- وجد سانتا ترسا؛ اثر جان لورنتسو برنینی؛ ۱۶۴۷–۱۶۵۲؛ مرمر؛ ارتفاع: ۳. ۵ متر؛ سانتا ماریا دلا ویتوریا (رم)[۱۷۰]
- ندیمهها؛ اثر دیهگو ولاسکز؛ ۱۶۵۶؛ رنگروغن روی بوم؛ ۳۱۸ سانتیمتر در ۲. ۷۶ متر؛ موزه دل پرادو (مادرید، اسپانیا)[۱۷۱]
- طبیعت بیجان وانیتاس؛ اثر ماریا فان استرویک؛ ۱۶۶۸؛ رنگروغن روی بوم؛ ۷۳ در ۸۸. ۵ سانتیمتر؛ موزه تاریخ هنر[۱۷۲]
- فرش با نقش شهرت و شجاعت؛ اثر کارخانه ساونری؛ ۱۶۶۸–۱۶۸۵؛ پشم گرهخورده و بریدهشده، بافتهشده با حدود ۹۰ گره در هر اینچ مربع؛ ۹۰۹. ۳ در ۴۵۹. ۷ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن
- کمد؛ اثر آندره چارلز بول؛ حدود ۱۷۱۰–۱۷۳۲؛ گردوی روکششده با آبنوس و منبتکاری برنج حکاکیشده و لاکپشت، تزئینات برنز طلاکاریشده، رویه مرمر آنتیک؛ ۸۷. ۶ در ۱۲۸. ۳ در ۶۲. ۹ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن[۱۷۴]
روکوکو
[ویرایش | اشتراکگذاری]
روکوکو که در حدود ۱۷۲۰ در پاریس پدید آمد، با نقوش طبیعی، رنگهای ملایم، خطوط منحنی، عدم تقارن و مضامینی شامل عشق، طبیعت و سرگرمیهای سبکبال مشخص میشود. آرمانهای آن ظرافت، شادی، جوانی و لذتگرایی بود.
جنبش روکوکو که در فرانسه به عنوان واکنشی در برابر شکوه سنگین باروک در دربار لوئی چهاردهم در کاخ ورسای آغاز شد، بهویژه با مادام پمپادور (۱۷۲۱–۱۷۶۴)، معشوقه پادشاه جدید لوئی پانزدهم (۱۷۱۰–۱۷۷۴)، پیوند خورد. به همین دلیل، این سبک با نام «پمپادور» نیز شناخته میشد. نام این جنبش از واژه فرانسوی «rocaille» به معنای سنگریزه گرفتهشده و به سنگها و صدفهایی اشاره دارد که فضای داخلی غارها را تزئین میکردند، چرا که فرمهای صدفی مشابه به ویژگی رایجی در طراحی روکوکو تبدیل شدند. این سبک به عنوان یک سبک طراحی و هنرهای تزئینی آغاز شد و با شکلهای روان و ظریف مشخص میشد. معماری و سپس نقاشی و مجسمهسازی از این سبک پیروی کردند. نقاش فرانسوی که اصطلاح روکوکو بیش از همه با او پیوند خورده، ژان-آنتوان واتو است که صحنههای شبانی او، یا «جشنهای گالانت» (fêtes galantes)، بر بخش آغازین قرن هجدهم تسلط داشت.
اگرچه کلیساهای مهمی به سبک باواریایی در این دوره وجود دارند، مانند کلیسای زیارت ویس، اما روکوکو بیشتر با ساختمانهای غیرمذهبی، بهویژه کاخهای بزرگ و سالنهایی که نخبگان تحصیلکرده برای بحث درباره ایدههای ادبی و فلسفی در آن گرد هم میآمدند، مرتبط است. در پاریس، محبوبیت این سبک با ظهور «سالن» به عنوان نوع جدیدی از گردهماییهای اجتماعی همزمان شد که مکانهای آن اغلب به سبک روکوکو تزئین میشدند. از جمله ظریفترین و تصفیهشدهترین نمونههای آن، «سالن اووال دو لا پرنسس» در اوتل دو سوبیز است که یکی از زیباترین عمارتهای قرن هجدهم در پاریس محسوب میشود. روکوکو تغییرات چشمگیری را در مبلمان نخبگان ایجاد کرد، زیرا به قطعات کوچکتر با قابهای باریک و پرپیچوخم و تزئینات ظریفتر و اغلب نامتقارن، که گاهی شامل عناصری از چینیگرایی (هنر) بود، گرایش داشت. علاقه به اشیاء خاور دور (عمدتاً چینی) منجر به استفاده از پنلهای نقاشیشده و لاکی چینی برای مبلمان شد.
این جنبش به لطف کتابهای تزئینی که شامل کارتوشها، اسلیمیها و کارهای صدفی، و همچنین طرحهایی برای پنلهای دیواری و شومینهها بودند، بهسرعت در سراسر اروپا و تا امپراتوری عثمانی و چین گسترش یافت. محبوبترین این آثار توسط ژوست-اورل میسونیر (۱۶۹۵–۱۷۵۰)، ژاک-فرانسوا بلوندل (۱۷۰۵–۱۷۷۴)، پیر-ادمه بابل (۱۷۲۰–۱۷۷۵) و فرانسوا دو کوویلیه (۱۶۹۵–۱۷۶۸) ساخته شدند.[۱۷۶]
- سالن اووال دو لا پرنسس در اوتل دو سوبیز (پاریس)، ۱۷۳۷–۱۷۳۹، اثر ژرمن بوفران، شارل-ژوزف ناتوار و ژان-باتیست لوموان[۱۷۹]
- شمعدان؛ اثر ژان-ژوزف دو سن-ژرمن؛ ح.۱۷۵۰؛ برنز طلاکاریشده؛ ابعاد کلی: ۷۲. ۴ در ۴۹. ۳ در ۳۹. ۷ سانتیمتر؛ موزه هنر کلیولند (کلیولند، اوهایو، ایالات متحده)
- آتش؛ اثر ژان-پیر دوفرانس؛ ح.۱۷۵۰–۱۷۶۰؛ سنگ آهک؛ ارتفاع: ۲۲۳ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)
- میز کناردیواری (کمود آن کنسول)؛ اثر برنارد دوم ون ریسامبورگ؛ ح.۱۷۵۵–۱۷۶۰؛ لاک ژاپنی، پایههای برنز طلاکاریشده و رویه سنگ مرمر سارانکولن؛ ارتفاع: ۹۰. ۲ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن
- مادام پمپادور؛ اثر فرانسوا بوشه؛ ۱۷۵۶؛ رنگروغن روی بوم؛ ۲. ۰۱ در ۱. ۵۷ متر؛ آلته پیناکوتک (مونیخ، آلمان)[۱۷۹]
- قوری قهوه؛ ۱۷۵۷؛ نقره؛ ارتفاع: ۲۹. ۵ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن
- سوپخوری دردار (ترین دو روآ)؛ اثر کارخانه ملی سور ۱۷۵۶؛ چینی خمیرنرم با تزئینات لعابی و طلاکاری؛ ابعاد کلی: ۲۴. ۲ سانتیمتر؛ موزه هنر کلیولند
- ماری آنتوانت با گل رز؛ اثر الیزابت لوئیز ویژه لوبرن؛ ۱۷۸۳؛ رنگروغن روی بوم؛ ۱۳۰ در ۸۷ سانتیمتر؛ کاخ ورسای (ورسای، فرانسه)
کلاسیسیسم
[ویرایش | اشتراکگذاری]
با الهام از کاوشهای شهرهای روم باستان، پمپئی و هرکولانیوم از سال ۱۷۴۸، علاقه تازهای به هنرهای دوران باستان پدید آمد. کلاسیسیسم از اواسط تا اواخر قرن هجدهم تا دهه ۱۸۳۰ بر هنر غرب تسلط داشت. این سبک با پذیرش نظم و خویشتنداری، در واکنش به سبکسری، شادیجویی و انحطاط روکوکو توسعه یافت و بازتابدهنده تفکر عقلانی «عصر روشنگری» (یا عصر خرد) بود. در ابتدا، این جنبش نه توسط هنرمندان، بلکه توسط فیلسوفان روشنگری پایهگذاری شد. آنها خواستار جایگزینی روکوکو با سبکی از هنر عقلانی، اخلاقی و متعهد به روح بودند.[۱۸۲] این امر با درک هنر کلاسیک به عنوان تجسم واقعگرایی، خویشتنداری و نظم بهخوبی همخوانی داشت. با الهام از هنر یونان باستان و هنر رومی، نقاشیهای تاریخی کلاسیک هنرمند فرانسوی نیکولا پوسن (۱۵۹۴–۱۶۶۵) و ایدههای نویسنده آلمانی آنتون رافائل منگس (۱۷۲۸–۱۷۷۹) و باستانشناس و مورخ هنر آلمانی یوهان یواخیم وینکلمان (۱۷۱۷–۱۷۶۸)، کلاسیسیسم در رم آغاز شد، اما بهزودی در سراسر اروپا گسترش یافت. رم تا اواسط قرن هجدهم به کانون اصلی گرند تور تبدیلشده بود و مسافران اشرافی برای یافتن دیدگاههای کلاسیک جهت بازسازی در املاک روستایی خود به آنجا میرفتند و بدین ترتیب سبک را در سراسر اروپا، بهویژه در انگلستان و فرانسه، گسترش دادند. این سفر همچنین فرصتی برای جمعآوری آثار باستانی کلاسیک بود. نقاشیهای کلاسیک اغلب با پیکرههایی که مانند مجسمهها یا نقشبرجستههای کلاسیک ژست گرفته بودند و در مکانهایی پر از جزئیات باستانشناسی قرار داشتند، پر میشدند. این سبک هنر یونانی را بر هنر رومی ترجیح میداد و آن را در هدف زیباییشناختی خود، خالصتر و اصیلتر میدانست.
در سال ۱۷۸۹، فرانسه در آستانه نخستین انقلاب خود بود و کلاسیسیسم به دنبال بیان احساسات میهنپرستانه بود. سیاست و هنر در این دوره بهشدت در هم تنیده بودند. آنها معتقد بودند که هنر باید جدی باشد و برای ترسیم بیش از نقاشی ارزش قائل بودند؛ خطوط صاف و رنگآمیزی بدون ضربات قلمموی قابلتشخیص، هدف نهایی بود. هم نقاشی و هم مجسمهسازی، آرامش و خویشتنداری را به نمایش میگذاشتند و بر مضامین قهرمانانه تمرکز داشتند و مفاهیم والایی مانند ازخودگذشتگی و ملیگرایی را بیان میکردند.
این جنبش راه را برای رومانتیسم هموار کرد که با محو شدن آرمانگرایی انقلاب و پایان دوره ناپلئونی در اوایل قرن نوزدهم پدیدار شد. با این حال، کلاسیسیسم نباید به عنوان نقطه مقابل رومانتیسم دیده شود، بلکه از جهاتی میتوان آن را تجلی اولیهای از آن دانست.[۱۸۳][۱۸۴]
- نمای خیالی از پانتئون و دیگر بناهای روم باستان، اثر جووانی پائولو پانینی، ۱۷۳۷، رنگروغن روی بوم، موزه هنرهای زیبای هیوستون، ایالات متحده
- کاپیتول باستانی که با حدود صد پله صعود میشد... ، اثر جووانی باتیستا پیرانزی، ح.۱۷۵۰، حکاکی، موزه هنر متروپولیتن، نیویورک
- فیلسوفی در حال سخنرانی درباره افلاکنما، اثر جوزف رایت، ح.۱۷۶۶، رنگروغن روی بوم، موزه و گالری هنری داربی، داربی (انگلستان)، انگلستان[۱۸۷]
- دروازه براندنبورگ در برلین (۱۷۸۸–۱۷۹۱) اثر کارل گوتهارد لانگانس
- میز شستشو (آتنیین یا لاوابو)، ۱۸۰۰–۱۸۱۴، پایهها، پایه و قفسه از چوب سرخدار، پایههای برنز طلاکاریشده، صفحه آهنی زیر قفسه، موزه هنر متروپولیتن
- آلتس موزئوم در برلین (۱۸۲۵–۱۸۳۰) اثر کارل فریدریش شینکل
هنر غرب پس از ۱۷۷۰
[ویرایش | اشتراکگذاری]
بسیاری از مورخان هنر، خاستگاه هنر مدرن را در اواخر قرن هجدهم و برخی دیگر در اواسط قرن نوزدهم میدانند. اچ. هاروارد آرناسون، مورخ هنر، بیان کرده است که «دگردیسی تدریجی در طول صد سال رخ داد. »[۱۹۲] رویدادهایی مانند عصر روشنگری، انقلابها و دموکراسیها در آمریکا و فرانسه، و انقلاب صنعتی تأثیرات گستردهای بر فرهنگ غرب داشتند. مردم، کالاها، ایدهها و اطلاعات میتوانستند با سرعتی بیسابقه بین کشورها و قارهها سفر کنند و این تغییرات در هنرها بازتاب یافت. اختراع عکاسی در دهه ۱۸۳۰ جنبههای خاصی از هنر، بهویژه نقاشی را تغییر داد. با طلوع قرن نوزدهم، یک تغییر پارادایم طولانی و تدریجی کامل شد؛ از دوران گوتیک که هنرمندان به عنوان صنعتگر در خدمت کلیسا و پادشاهیها دیده میشدند، تا ایده «هنر برای هنر»، که در آن ایدهها و دیدگاههای هنرمند فردی با حمایت طبقه متوسط و بالای جامعه که به مدت ۲۰۰ سال (بهویژه در پاریس و لندن) در حال ظهور بودند و از سواد و ثروت برخوردار بودند، از جایگاه بالایی برخوردار شد. در اواخر قرن هجدهم، دوگانگی میان کلاسیسیسم و رمانتیسم آغاز شد که به زیرمجموعههای مختلف تقسیم شد و تقریباً در تمام جنبشهای جدید هنر مدرن ادامه یافت: «این «ایسمها» که مانند امواج گسترش مییابند، مرزهای ملی، قومی و زمانی را به چالش میکشند؛ آنها هرگز در هیچ کجا برای مدت طولانی غالب نیستند و در الگوهایی که دائماً در حال تغییر هستند، با یکدیگر رقابت یا ادغام میشوند. »[۱۹۳]
هنر مدرن بهطور پیوسته به سمت تأثیرات و تبادلات بینالمللی حرکت کرده است؛ از کنجکاویهای عجیب شرقشناسی و تأثیر عمیق ژاپنیسم گرفته تا هنرهای اقیانوسیه، آفریقا و قاره آمریکا. برعکس، هنر مدرن بهطور فزایندهای فراتر از اروپای غربی گسترش یافته است. در روسیه و ایالات متحده، هنرها تا پایان قرن نوزدهم به درجهای از توسعه رسیدند که با کشورهای پیشرو اروپایی رقابت میکردند. بسیاری از جنبشهای اصلی در آمریکای لاتین، استرالیا و آسیا نیز ظاهر شدند و با گذشت هر دهه، جغرافیا و ملیت اهمیت خود را بیش از پیش از دست دادند. تا قرن بیستم، هنرمندان مهم و تأثیرگذاری در سراسر جهان ظهور کردند: برای نمونه تسوگوهارو فوجیتا (ژاپن)، آرشیل گورکی (ارمنستان)، دیهگو ریورا و فریدا کالو (مکزیک)، ویفردو لام (کوبا)، ادوارد مونک (نروژی)، روبرتو ماتا (شیلیایی)، مارک روتکو (لیتوانیایی-آمریکایی)، فرناندو بوترو (کلمبیا)، کنستانتین برانکوزی و ویکتور براونر (رومانی).[۱۹۴][۱۹۵][۱۹۶][۱۹۷][۱۹۸]
- سینوتاف نیوتن، نمای بیرونی در شب؛ اثر اتین-لوئی بوله؛ ۱۷۸۴؛ مرکب و واش، ۴۰. ۲ × ۶۳. ۳ سانتیمتر؛ کتابخانه ملی فرانسه
- سگ؛ فرانسیسکو گویا؛ حدود ۱۸۱۹–۱۸۲۳؛ نقاشی دیواری منتقلشده به بوم، ۱۳۱. ۵ × ۷۹. ۳ سانتیمتر؛ موزه دل پرادو
- مرگ بر روی اسبی رنگپریده؛ ویلیام ترنر؛ حدود ۱۸۳۰؛ رنگروغن روی بوم، ۶۰ × ۷۶ سانتیمتر؛ تیت بریتانیا
- مرد بیدندان خندان، شارل فیلیپون از مجموعه مشاهیر حد وسط؛ اونوره دومیه؛ ۱۸۳۲–۳۳؛ گل رس رنگشده، ۱۶. ۴ × ۱۳ × ۱۰. ۶ سانتیمتر؛ موزه اورسی
- طبیعت بیجان با مجسمه ژوپیتر تونانس؛ اثر لوئی داگر؛ حدود ۱۸۳۹؛ داگرئوتایپ
قرن نوزدهم
[ویرایش | اشتراکگذاری]رمانتیسم (حدود ۱۷۹۰–۱۸۸۰)
[ویرایش | اشتراکگذاری]

رمانتیسم در اواخر قرن هجدهم از جنبش آلمانی اشتورم اوندر درانگ (طوفان و تلاطم) پدیدار شد و در نیمه اول قرن نوزدهم با جلوههای مهم و بینالمللی در موسیقی، ادبیات، معماری و همچنین هنرهای تجسمی شکوفا شد. این جنبش از سرخوردگی نسبت به عقلگرایی عصر روشنگری در قرن هجدهم رشد کرد. با وجود اینکه اغلب به عنوان نقطه مقابل کلاسیسیسم دیده میشود، همپوشانیهای سبکی میان هر دو جنبش وجود داشت و بسیاری از هنرمندان رمانتیک از کلاسیسیسم هیجانزده بودند. این جنبش بر احساسات شدید، تخیل و قدرت تأثیرگذار طبیعت تمرکز داشت؛ نیرویی بزرگتر و قدرتمندتر از نیروی انسان که پتانسیل فاجعهآفرینی داشت. «کلاسیسیسم، احیای دوباره اروپای باستان است... در حالی که رمانتیسم نه به یک سبک خاص، بلکه به نگرشی ذهنی اشاره دارد که میتواند به روشهای بیشماری خود را نشان دهد. »[۲۰۰]
یکی از نخستین جلوههای رمانتیسم در باغ انگلیسی بود که با دقت طراحیشده بود تا طبیعی به نظر برسد و در تضادی چشمگیر با باغهای رسمی آن زمان قرار داشت. مفهوم باغ «طبیعی» انگلیسی در دهههای بعد در سراسر اروپا و آمریکا پذیرفته شد. در معماری، رمانتیکها اغلب به منابع جایگزینی غیر از نمونههای یونانی و رومی که مورد تحسین نئوکلاسیکها بود، روی آوردند. معماری رمانتیک اغلب فرمهای گوتیک و سبکهای دیگری مانند مدلهای عجیب و غریب شرقی را احیا کرد. کاخ وستمینستر (مجلس بریتانیا) در لندن نمونهای از معماری رمانتیک است که به آن معماری نوگوتیک نیز گفته میشود.[۲۰۰] در نقاشی، رمانتیسم با آثار فرانسیسکو گویا در اسپانیا، اوژن دولاکروا و تئودور ژریکو در فرانسه، ویلیام بلیک، یوهان هاینریش فوسلی، ساموئل پالمر و ویلیام ترنر در انگلستان، کاسپار داوید فریدریش و فیلیپ اوتو رونگه در آلمان، فرانچسکو هایتس در ایتالیا، یوهان کریستین دال در نروژ و توماس کول در آمریکا به تصویر کشیدهشده است. نمونههایی از مجسمهسازان دوره رمانتیک شامل آنتوان-لوئی باری، ژان باپتیست کارپو، اوگوست پرئو و فرانسوا رود هستند. با گذشت زمان، برخی از جنبههای جنبش رمانتیسم به نمادگرایی تبدیل شد.[۲۰۱][۲۰۲][۱۹۷][۲۰۳][۲۰۴]
- الوهیم در حال خلق آدم؛ اثر ویلیام بلیک؛ ۱۷۹۵؛ چاپ رنگی تکمیلشده با مرکب و آبرنگ روی کاغذ؛ ۴۳. ۱ × ۵۳. ۶ سانتیمتر؛ تیت بریتانیا (لندن)[۲۰۵]
- صبح، اثر فیلیپ اوتو رونگه، ۱۸۰۸
- سوم ماه مه ۱۸۰۸؛ اثر فرانسیسکو گویا؛ ۱۸۱۴؛ رنگروغن روی بوم؛ ۲. ۶۸ × ۳. ۴۷ متر؛ موزه دل پرادو (مادرید، اسپانیا)[۲۰۶]
- قلعه شورین، شورین، مکلنبورگ-فورپومرن، آلمان، ۱۸۴۵-۱۸۵۷، اثر گوتفرید زمپر، فردریش آگوست اشتولر، گئورگ آدولف دملر و ارنست فریدریش تسویرنر
آکادمیگرایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]آکادمیگرایی (Academism) عبارت است از نظاممند کردن هنر در قالب قواعدی که میتوان آنها را در آکادمیهای هنری آموخت. این جریان، آرمانهای کلاسیک زیبایی و کمال هنری را ترویج میکند. همچنین سلسلهمراتب بسیار سختگیرانهای برای موضوعات هنری وجود داشت. در بالاترین رتبه، نقاشیهایی قرار داشتند که رویدادهای تاریخی، از جمله وقایع کتاب مقدس و کلاسیک را به تصویر میکشیدند؛ پس از آن پرتره و سپس چشمانداز قرار میگرفتند. در پایینترین رتبه این سلسلهمراتب، طبیعت بیجان و نقاشی ژانر جای داشتند. نیکولا پوسن هنرمندی بود که آثار و نظریاتش نقش بسزایی در توسعه آکادمیگرایی ایفا کرد. ارزشهای آکادمیگرایی در کانون پروژه عصر روشنگری برای کشف اصول و آرمانهای بنیادین هنر قرار داشت.
در طول قرن هجدهم، آکادمیهای بسیاری در سراسر اروپا تأسیس شد که بعدها بر هنر قرن نوزدهم مسلط شدند. برای تحصیل در یک آکادمی هنری، هنرمندان جوان باید در آزمون ورودی شرکت میکردند و پس از پذیرش، چندین سال در آنجا به تحصیل میپرداختند. بیشتر جنبشهای هنری قرن نوزدهم فرانسه، بیرونی یا حتی مخالف ارزشهای آکادمیگرایی بودند.
برخی از مهمترین هنرمندان آکادمی فرانسه عبارت بودند از: ویلیام-آدولف بوگرو (۱۸۲۵–۱۹۰۵)، ژان-لئون ژروم (۱۸۲۴–۱۹۰۴)، الکساندر کابانل (۱۸۲۳–۱۸۸۹) و توما کوتور (۱۸۱۵–۱۸۷۹). هنر آکادمیک ارتباط نزدیکی با معماری هنرهای زیبا دارد که در همان مکان توسعه یافت و به آرمانهای کلاسیکگرایانه مشابهی پایبند است. سبک هنرهای زیبا (Beaux-Arts) نام خود را از اکول ده بوزار در پاریس گرفته است؛ جایی که این سبک در آن شکل گرفت و بسیاری از نمایندگان اصلی آن در آنجا تحصیل کردند.[۲۱۰][۲۱۱]





احیاگری و مکتب التقاطی
[ویرایش | اشتراکگذاری]وقتی صحبت از معماری و هنرهای کاربردی به میان میآید، قرن نوزدهم به عنوان قرن احیاگریها شناخته میشود. یکی از شناختهشدهترین سبکهای احیاگرانه، معماری نوگوتیک است که برای نخستین بار در اواسط قرن هجدهم در چند خانه در انگلستان، مانند استرابری هیل هاوس در لندن ظاهر شد. با این حال، این خانهها موارد استثنایی بودند، زیرا آغاز قرن نوزدهم تحت سلطه نئوکلاسیسیسم قرار داشت. بعدها، بین سالهای ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰، ذوق و نوستالژی برای بازکشف سبکهای گذشته، از قرون وسطی تا قرن هجدهم، تحت تأثیر رمانتیسیسم شکل گرفت. تقریباً تا جنگ جهانی اول، بازسازیهای گذشته بر دنیای معماری و هنرهای کاربردی مسلط بود. پیوندهایی میان سبکها و انواع ساختمانها پدیدار شد، برای مثال: سبک مصری برای زندانها، سبک گوتیک برای کلیساها، یا سبک رنسانس برای بانکها و بورسها. این انتخابها نتیجه تداعیهای دیگری بود: فرعونها با مرگ و ابدیت، قرون وسطی با مسیحیت، یا دودمان مدیچی با ظهور بانکداری و تجارت مدرن. گاهی اوقات، این سبکها از دیدگاهی ملیگرایانه نیز نگریسته میشدند، بر این اساس که معماری ممکن است شکوه یک ملت را نمایندگی کند. برخی از آنها به عنوان «سبکهای ملی» دیده میشدند، مانند معماری نوگوتیک در بریتانیا و ایالتهای آلمان یا سبک احیای رومانیایی در رومانی. آگوستوس پیوجین سبک گوتیک را «وظیفه مطلق»[۲۱۶] معمار انگلیسی نامید، با وجود اینکه این سبک اصالتی فرانسوی دارد. بدین ترتیب، از معماری و هنرهای کاربردی برای اعطای هاله یک گذشته باشکوه و بسیار آرمانی استفاده شد. برخی از معماران و طراحان، سبکهای تاریخی، بهویژه سبکهای قرون وسطایی را با یک زندگی خیالی و ارگانیک آرمانی مرتبط میدانستند که آن را در تقابل با واقعیت زمانه خود قرار میدادند.[۲۱۷]
با وجود رواج گسترده احیاگری، این بدان معنا نیست که هیچ اصالتی در این آثار وجود نداشته است. معماران، کابینتسازها و دیگر صنعتگران، بهویژه در نیمه دوم قرن نوزدهم، با استخراج و تفسیر عناصر خاص از دورهها و مناطق مختلف، ترکیبی از سبکها را خلق کردند. این عمل به عنوان مکتب التقاطی شناخته میشود. این تحول سبکی در دورهای رخ داد که رقابت نمایشگاههای جهانی، بسیاری از کشورها را بر آن داشت تا روشهای صنعتی جدیدی برای خلق آثار ابداع کنند.





رئالیسم (حدود ۱۸۳۰–۱۸۹۰)
[ویرایش | اشتراکگذاری]رئالیسم در اواسط قرن نوزدهم، حدود سال ۱۸۴۰ پدیدار شد و همتایانی در مجسمهسازی، ادبیات و نمایش داشت که اغلب در ادبیات از آن با عنوان ناتورالیسم یاد میشود. در نقاشی قرن نوزدهم، اصطلاح رئالیسم بیش از آنکه به سبک یا تکنیک اشارهداشته باشد، به موضوعات به تصویر کشیدهشده اشاره دارد. نقاشیهای رئالیستی معمولاً مکانها و مردم عادی را در حال انجام فعالیتهای روزمره نشان میدهند، برخلاف چشماندازهای باشکوه و آرمانی، خدایان اساطیری، موضوعات کتاب مقدس و شخصیتها و رویدادهای تاریخی که اغلب بر نقاشی در فرهنگ غربی تسلط داشتند. کوربه گفت: «من نمیتوانم فرشتهای را نقاشی کنم، زیرا هرگز یکی از آنها را ندیدهام. »[۲۰۰]
رئالیسم همچنین تا حدی واکنشی به آثار اغلب دراماتیک، عجیب و غریب و از نظر احساسی پرشور رمانتیسیسم بود. اصطلاح رئالیسم در تقابل با تصاویر آرمانی نئوکلاسیسیسم و تصاویر رمانتیک رمانتیسیسم به کار میرود. هنرمندانی مانند ژان-بتیست-کامی کورو و اونوره دومیه پیوندهای سستی با رئالیسم داشتند، همانطور که اعضای مکتب باربیزون، بهویژه ژانفرانسوا میله چنین بودند، اما شاید گوستاو کوربه چهره اصلی این جنبش بود که خود را رئالیست مینامید، از رئالیسم دفاع میکرد و بر هنرمندان جوانتری مانند ادوار مانه تأثیر میگذاشت. یکی از جنبههای مهم رئالیسم، تمرین نقاشی چشمانداز در نقاشی فضای باز و تأثیر بعدی آن بر امپرسیونیسم بود.
فراتر از فرانسه، رئالیسم توسط هنرمندانی مانند ویلهلم لایبل در آلمان، فورد مادوکس براون در انگلستان و وینسلو هومر در ایالات متحده به تصویر کشیده شد. مورخ هنر اچ. اچ. آرناسون نوشت: «توالی زمانی نئوکلاسیسیسم، رمانتیسیسم و رئالیسم، البته تنها طبقهبندی مناسبی از جنبشها یا گرایشهایی است که چنان جداییناپذیر با یکدیگر و با جنبشهای پیشین پیوند خوردهاند که تشخیص اینکه یکی کجا پایان یافته و دیگری کجا آغازشده، غیرممکن است. »[۲۱۸] و این موضوع با دنبال کردن تمام جنبشها و «ایسمها» تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، مرتبطتر و پیچیدهتر میشود.[۲۱۹][۲۲۰][۲۲۱][۲۲۲]
- کارگاه نقاش؛ اثر گوستاو کوربه؛ ۱۸۵۴–۱۸۵۵؛ رنگروغن روی بوم؛ ۳٫۵۹ در ۵٫۹۸ متر؛ موزه اورسی (پاریس)[۲۲۳]
- واگن درجه سه؛ اثر اونوره دومیه؛ حدود ۱۸۶۲–۱۸۶۴؛ رنگروغن روی بوم؛ ۶۵٫۴ در ۹۰٫۲ سانتیمتر؛ موزه هنر متروپولیتن (نیویورک)
- کارخانه نورد آهن؛ اثر آدولف منتسل؛ ۱۸۷۵؛ رنگروغن روی بوم؛ ۱۵۳ در ۲۵۳ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی کهن (برلین، آلمان)[۲۲۴]
- فقرا، در حال جمعآوری تکههای زغالسنگ؛ اثر نیکلای کاساتکین؛ ۱۸۹۴؛ رنگروغن روی بوم؛ ۸۰ در ۱۰۷ سانتیمتر؛ موزه روسی (سنت پترزبورگ، روسیه)[۲۲۴]
امپرسیونیسم (حدود ۱۸۶۵–۱۸۸۵)
[ویرایش | اشتراکگذاری]
امپرسیونیسم در فرانسه، تحت تأثیر رئالیسم، مکتب باربیزون و نقاشان نقاشی فضای باز مانند اوژن بودن، ژان-بتیست-کامی کورو، شارل-فرانسوا دوبینی و یوهان بارتولد یونگکیند پدیدار شد. از اواخر دهه ۱۸۵۰، چندین تن از امپرسیونیستها به عنوان دانشجو در پاریس، بهویژه در آکادمی سوئیس آزاد و استودیوی شارل گلیر، با یکدیگر آشنا و دوست شدند. آثار پیشرو آنها اغلب توسط هیئت داوران محافظهکار نمایشگاههای معتبر فرهنگستان هنرهای زیبای فرانسه رد میشد؛ انجمنی که بسیاری از هنرمندان برای تثبیت شهرت خود به آن روی میآوردند و بسیاری از هنرمندان جوان در سال ۱۸۶۳ در سالن مردودین که بسیار تبلیغشده بود اما مورد تمسخر قرار گرفت، شرکت داده شدند. در سال ۱۸۷۴، آنها «انجمن تعاونی هنرمندان نقاش، مجسمهساز و حکاک» را مستقل از آکادمی تشکیل دادند و اولین نمایشگاه از چندین نمایشگاه امپرسیونیستی را در پاریس برگزار کردند که تا سال ۱۸۸۶، زمانی که هشتمین و آخرین نمایشگاه آنها برگزار شد، ادامه یافت. چهرههای مهم این جنبش عبارت بودند از: فردریک بازیل، گوستاو کایبوت، مری کسات، پل سزان، ادگار دگا، آرمان گیومن، ادوار مانه، کلود مونه، برت موریسو، کامی پیسارو، پیر آگوست رنوار و آلفرد سیسلی. اگرچه امپرسیونیسم در درجه اول جنبشی از نقاشان بود، دگا و رنوار نیز مجسمههایی تولید کردند و دیگرانی مانند اگوست رودن و مداردو روسو گاهی با امپرسیونیسم مرتبط دانسته میشوند. تا سال ۱۸۸۵، امپرسیونیسم به شهرت نسبی دست یافته بود، با این حال نسل جوانتری در حال عبور از محدودیتهای امپرسیونیسم بودند. هنرمندانی از روسیه، استرالیا، آمریکا و آمریکای لاتین بهزودی سبکهای امپرسیونیستی را پذیرفتند. تعداد کمی از امپرسیونیستهای اولیه تا دهههای ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ به تولید آثار مهم ادامه دادند.[۲۲۰][۲۲۶][۲۲۷]
اگرچه بیسابقه نبود، اما بسیاری از تکنیکهای بهکاررفته در تضاد با روشهای سنتی بود. نقاشیها اغلب در عرض چند ساعت یا چند روز با رنگ خیس روی رنگ خیس تکمیل میشدند (برخلاف رنگ خیس روی خشک که در عرض چند هفته و ماه تکمیل میشد). بهجای استفاده از لعابها و رنگهای مخلوط، رنگهای خالص اغلب در کنار هم و با ضربات ضخیم و مات ایمپاستو اعمال میشدند؛ که هنگام مشاهده از فاصله دور، در چشم بیننده ترکیب میشدند. رنگ سیاه بسیار کم یا اصلاً استفاده نمیشد و خطوط تعریفکننده با ضربات ظریف رنگ که سوژهها، خطوط محیطی و اشکال را شکل میدادند، جایگزین شدند. مورخ هنر اچ. دابلیو. جانسون گفت: «بهجای افزودن به توهم فضای واقعی، وحدت سطح نقاشیشده واقعی را تقویت میکند. »[۲۰۰] نقاشیهای امپرسیونیستی معمولاً چشماندازها، پرترهها، طبیعت بیجان، صحنههای خانگی، اوقات فراغت روزانه و زندگی شبانه را به تصویر میکشند که همگی به شیوهای رئالیستی با آنها برخوردشده است. ترکیببندیها اغلب بر اساس پرسپکتیوهای غیرمعمول بودند که خودجوش و صریح به نظر میرسیدند. نقاشیها معمولاً فاقد معانی آموزشی، نمادین یا استعاری بودند و بهندرت به موضوعات کتاب مقدس، اساطیری و تاریخی که مورد توجه آکادمیها بود یا علایق تاریکتر و روانشناختی که توسط نمادگرایان بررسی میشد، میپرداختند. ظرافتهای نور، سایه، جو و بازتاب رنگها از سطوح بررسی میشد و گاهی بر تغییرات این عناصر در طول زمان تأکید میشد. خودِ نقاشی، موضوع نقاشی بود. این هنر از برای هنر بود، ایدهای که چند دهه در جریان بود اما شاید در امپرسیونیسم به اوج و ثبات جدیدی رسید.[۱۹۶][۲۲۰][۲۲۶][۲۲۷]
- در مسابقات اسبدوانی در حومه شهر؛ اثر ادگار دگا؛ ۱۸۶۹؛ رنگروغن روی بوم؛ ۳۶٫۵ در ۵۶ سانتیمتر؛ موزه هنرهای زیبای بوستون (بوستون، ایالات متحده)[۲۲۵]
- بلوار کاپوسین؛ اثر کلود مونه؛ ۱۸۷۳؛ رنگروغن روی بوم؛ ۸۰٫۵ در ۶۰٫۲ سانتیمتر؛ موزه هنر نلسون-اتکینز (کانزاسسیتی (میزوری)، ایالات متحده)[۲۲۵]
- یخبندان: جاده قدیمی به آنری، پونتواز؛ اثر کامی پیسارو؛ ۱۸۷۳؛ رنگروغن روی بوم؛ ۶۴٫۷ در ۹۲٫۶ سانتیمتر؛ موزه اورسی (پاریس)[۲۲۵]
- کرانههای سن در نزدیکی بوژیوال؛ اثر آلفرد سیسلی؛ ۱۸۷۳؛ رنگروغن روی بوم؛ ۴۶٫۲ در ۶۲٫۱ سانتیمتر؛ موزه هنرهای زیبای مونترال (مونترال، کانادا)[۲۲۵]
- خیابان پاریس؛ روز بارانی؛ اثر گوستاو کایبوت؛ ۱۸۷۷؛ رنگروغن روی بوم؛ ۲۱۲٫۲ در ۲۷۶٫۲ سانتیمتر؛ موسسه هنر شیکاگو[۲۲۸]
- روز تابستانی؛ اثر برت موریسو؛ ۱۸۷۹؛ رنگروغن روی بوم؛ ۴۵٫۷ در ۷۵٫۲ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی پرتره، لندن (لندن)[۲۲۸]
- بار فولی برژه؛ اثر ادوار مانه؛ ۱۸۸۱–۱۸۸۲؛ رنگروغن روی بوم؛ ۹۶ در ۱۳۰ سانتیمتر؛ موسسه هنر کورتولد (لندن)[۲۲۹]
- گاری گاوکش؛ اثر نیکولائه گریگورسکو؛ ۱۸۹۹؛ رنگروغن روی بوم؛ ۶۶ در ۸۱ سانتیمتر؛ موزه ملی هنر رومانی (بخارست، رومانی)
نمادگرایی (حدود ۱۸۶۰–۱۹۱۵)
[ویرایش | اشتراکگذاری]نمادگرایی در ربع سوم سده نوزدهم در فرانسه و بلژیک پدیدار شد و در دهه ۱۸۷۰ در سراسر اروپا و بعدها با گسترهای کمتر در آمریکا گسترش یافت. این جنبش بدون داشتن نقطه تمایز روشن یا تعیینکنندهای از رمانتیسیسم تکامل یافت، اگرچه شعر، ادبیات و بهویژه انتشار کتاب گلهای رنج اثر شارل بودلر در سال ۱۸۵۷ در توسعه نمادگرایی بسیار مهم بودند. این جنبش در شعر، ادبیات، نمایش و موسیقی نمود بینالمللی داشت. در معماری، هنرهای کاربردی و هنرهای تزئینی، نمادگرایی بهطور تنگاتنگی با هنر نو همسو بود و با آن همپوشانی داشت. نمادگرایی اغلب بهطور جداییناپذیری با دیگر جنبشهای هنری معاصر پیوند خورده است و در سبکهای دیگری مانند پستامپرسیونیسم، نبیها، جنبش دکادنس، فرجام قرن، هنر نو، جدایی مونیخ، جدایی وین، اکسپرسیونیسم و حتی پیشارافائلیها که پیش از آن شکل گرفته بودند و بر نمادگرایی نیز تأثیر گذاشتند، پدیدار شد و ابراز وجود کرد. هنرمندانی متنوع همچون جیمز مکنیل ویسلر، اوژن کاریر، فردیناند هودلر، فرنان کنوپف، جووانی سگانتینی، لوسین لوی-دورمر، ژان دلوین و جیمز انسور همگی در درجات مختلفی با نمادگرایی مرتبط بودند. رابرت ال. دلووی، مورخ هنر، نوشت: «نمادگرایی بیش از آنکه یک مکتب باشد، فضای یک دوره بود. »[۲۳۰] این جنبش با ظهور فوویسم، کوبیسم و فوتوریسم بهسرعت رو به افول نهاد و تا زمان آغاز جنگ جهانی اول تا حد زیادی از بین رفته بود؛ با این حال، در نقاشی فراطبیعی به توسعه و اهمیت پایداری دست یافت که به نوبه خود تأثیر عمیقی بر سوررئالیسم گذاشت.[۲۳۰][۱۹۶][۲۳۱]
موضوعات، مضامین و معانی هنر نمادگرا اغلب پوشیده و مبهم هستند، اما در بهترین حالت همچنان موفق میشوند در سطوح روانشناختی یا عاطفی عمیقاً طنینانداز شوند. موضوعات اغلب به عنوان استعاره یا تمثیل ارائه میشوند و هدف آنها برانگیختن احساسات و ایدههای بسیار ذهنی، شخصی و دروننگرانه در بیننده است، بدون اینکه موضوع را بهطور واضح تعریف یا مستقیماً به آن اشاره کنند. شاعر، استفان مالارمه نوشت: «آن چیز را به تصویر نکش، بلکه تأثیری که ایجاد میکند را به تصویر بکش»[۲۳۲] و «نام بردن از یک شیء، سه چهارم لذت شعری را که برای درک شدنِ ذرهذره ساختهشده است، سرکوب میکند».[۲۳۱] نقاش انگلیسی، جرج فردریک واتس اظهار داشت: «من ایدهها را نقاشی میکنم، نه اشیاء را. »[۲۳۰][۱۹۶][۲۳۱]
- دختر تراکیایی با سر اورفئوس بر روی چنگش؛ اثر گوستاو مورو؛ ۱۸۶۵؛ رنگروغن؛ ۱۵۴ × ۹۹٫۵ سانتیمتر؛ موزه اورسی (پاریس)
- بینایی پس از موعظه (یعقوب در حال کشتی گرفتن با فرشته)؛ ۱۸۸۸؛ رنگروغن روی بوم؛ ۷۳ در ۹۲ سانتیمتر؛ گالری ملی اسکاتلند (ادینبرو، اسکاتلند)[۲۳۳]
- جیغ؛ اثر ادوارد مونک؛ ۱۸۹۳؛ تمپرا و مداد شمعی روی مقوا؛ ۹۱ در ۷۳٫۵ سانتیمتر؛ گالری ملی نروژ (اسلو، نروژ)[۲۳۳]
- مرگ سبز؛ اثر اودیلو ردون؛ ح.۱۹۰۵؛ رنگروغن روی بوم؛ ۵۴٫۹ در ۴۶٫۳ سانتیمتر؛ موزه هنر مدرن[۲۳۴]
- سیکلوپ؛ اثر اودیلو ردون؛ ح.۱۹۱۴؛ رنگروغن روی مقوا چسباندهشده بر تخته؛ ۶۴ در ۵۱ سانتیمتر؛ موزه کرولر-مولر (اوترلو، هلند)[۲۳۳]
پستامپرسیونیسم (حدود ۱۸۸۵–۱۹۱۰)
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پستامپرسیونیسم اصطلاحی نسبتاً غیردقیق است که به نسلی متنوع از هنرمندان اطلاق میشود. در دقیقترین معنای خود، به چهار هنرمند بسیار تأثیرگذار اشاره دارد: پل سزان،[۲۳۶][۲۳۷] پل گوگن،[۲۳۸][۲۳۹] ژرژ سورا،[۲۴۰][۲۴۱] و وینسنت ون گوگ.[۲۴۲][۲۴۳] هر یک از آنها مرحلهای امپرسیونیستی را پشت سر گذاشتند، اما در نهایت با چهار سبک بسیار اصیل اما متفاوت ظهور کردند. آثار آنها بهطور جمعی، بسیاری از هنرهای آوانگارد را که پیش از جنگ جهانی اول پدیدار شدند، از جمله فوویسم، کوبیسم، اکسپرسیونیسم و انتزاع اولیه، پیشبینی کرده و اغلب مستقیماً بر آنها تأثیر گذاشتند. سزان (که بهویژه بر کوبیسم تأثیرگذار بود) و ون گوگ در نقاط حساس فعالیت حرفهای خود، در انزوای نسبی و دور از پاریس کار میکردند، در حالی که سورا و گوگن در نقاط کلیدی توسعه خود، در گروهها و بهصورت مشارکتیتر کار میکردند. هنرمند مهم دیگر این دوره آنری دو تولوز-لوترک است که هم نقاشی تأثیرگذار و هم هنرمندی گرافیک بود.[۲۴۴][۲۴۵] در معنایی وسیعتر، پستامپرسیونیسم شامل نسلی از هنرمندان عمدتاً فرانسوی و بلژیکی است که در طیف وسیعی از سبکها و گروهها کار میکردند. اکثر آنها در مقطعی تحت تأثیر امپرسیونیسم قرار گرفته بودند، اما از اواسط دهه ۱۸۸۰ آثار خود را فراتر از آن و به سمت جناحهای متعددی سوق دادند؛ گاهی به عنوان توسعهای منطقی از امپرسیونیسم و گاهی به عنوان واکنشی علیه آن. پستامپرسیونیستها معمولاً موضوعات امپرسیونیستی را به تصویر میکشیدند، اما آثارشان، بهویژه سنتتیسم، اغلب حاوی نمادگرایی، معنویتگرایی و فضاهای خلقی بود که بهندرت در امپرسیونیسم دیده میشد. رنگهای غیرطبیعی، الگوها، سطوح تخت، پرسپکتیوهای عجیب و زوایای دیدی که به افراط کشیدهشده بودند، همگی مرکز مدرنیسم را یک گام به انتزاع و استانداردی برای تجربهگرایی نزدیکتر کردند.[۲۱۸][۲۴۶][۲۴۷]
نئو-امپرسیونیسم (تفکیکگری یا نقطهچینی، حدود ۱۸۸۴–۱۸۹۴) نور و رنگ را بر اساس نظریههای علمی رنگ بررسی میکرد و موزاییکهایی از ضربات قلممو با رنگهای خالص ایجاد میکرد که گاهی در الگوهای ریتمیک با خطوطی تحت تأثیر هنر نو چیده میشدند. هنرمندان پیشرو این سبک ژرژ سورا و پل سینیاک بودند و دیگران شامل هنری ادموند کراس، ماکسیمیلیان لوس، آلبر دوبوآ-پیله و برای مدتی کامیل پیسارو و ون گوگ بودند. این سبک بر فوویسم تأثیرگذار بود و عناصری از آن در اکسپرسیونیسم، کوبیسم و انتزاع اولیه ظاهر شد. سنتتیسم (مجزاگری، حدود ۱۸۸۸–۱۹۰۳) مجزاگری توسط امیل برنار ابداع شد و بلافاصله توسط پل گوگن و دیگران در حالی که در کلونی هنرمندان در پون-آون (بریتانی، فرانسه) بودند، توسعه یافت. این سبک شبیه به مینای کلوآزونه یا شیشهرنگی بود و با رنگهای تخت و جسورانه که با خطوط سیاه یا تیره دورگیریشده بودند، شناخته میشد. سنتتیسم که در آثار گوگن و پل سروزیه نمود یافته است، اصطلاحی کمی وسیعتر با تأکید کمتر بر خطوط تیره و ویژگیهای کلوآزونه است. هنرمندان دیگر شامل کونو آمیه، لویی آنکوتن، شارل فیلیژه، ژاکوب مایر دو هان، شارل لاوال و آرمان سگن بودند. آثار آنها تأثیر بسزایی بر فوویسم و اکسپرسیونیسم داشت. نبیها (حدود ۱۸۹۰–۱۹۰۵: در عبری به معنای پیامبران یا روشنبینان) جنبش بزرگتری در فرانسه و بلژیک بود که بهطور التقاطی از عناصر پیشرو در سنتتیسم، نئو-امپرسیونیسم، نمادگرایی و هنر نو بهره میبرد. شاید تأثیرگذارتر از خودِ هنر، نظریهها، بیانیهها و اشتیاق واگیردار آنها برای آوانگارد بود که لحن گسترش جنبشها و «ایسمها» را در ربع اول سده بیستم تعیین کرد. روو بلانش اغلب محتوای نبیها و نمادگرایان را منتشر میکرد. آثار ادوار وویار[۲۴۸][۲۴۹] و پیر بونار[۲۵۰][۲۵۱] در حدود سالهای ۱۸۹۰–۱۹۱۰ نمونهای از نبیها است، اگرچه هر دو در سبکهای خود تکامل یافتند و تا دهه ۱۹۴۰ آثار مهمی خلق کردند. هنرمندان دیگر شامل موریس دنی، ماکسیم دتوما، مایر دو هان، آنری گابریل ایبل، ژرژ لاکومب، آریستید مایول، پل رانسون، کر-زاویه روسل، آرمان سگن، پل سروزیه، فلیکس والوتون، یان ورکاده و دیگران بودند.[۲۱۸][۲۴۶][۲۴۷]
- شب پرستاره؛ اثر وینسنت ون گوگ؛ ۱۸۸۹؛ رنگروغن روی بوم؛ ارتفاع: ۷۳٫۷ سانتیمتر؛ موزه هنر مدرن (نیویورک)
- فلیکس فنئون؛ اثر پل سینیاک؛ ۱۸۹۰؛ رنگروغن روی بوم؛ ۷۳٫۵ در ۹۲٫۵ سانتیمتر؛ موزه هنر مدرن (نیویورک)[۲۳۵]
- حسودی میکنی؟ ؛ اثر پل گوگن؛ ۱۸۹۲؛ رنگروغن روی بوم؛ ۶۸ در ۹۲ سانتیمتر؛ موزه پوشکین (مسکو، روسیه)[۲۳۵]
- در مولن روژ؛ اثر آنری دو تولوز-لوترک؛ ۱۸۹۲/۱۸۹۵؛ رنگروغن روی بوم، ۱٫۲۳ در ۱٫۴۱ متر؛ موسسه هنر شیکاگو[۲۳۵]
- آبتنیکنندگان؛ اثر پل سزان؛ ۱۸۹۸–۱۹۰۵؛ رنگروغن روی بوم؛ ۲۱۰٫۵ در ۲۵۰٫۸ سانتیمتر؛ موزه هنر فیلادلفیا (فیلادلفیا، ایالات متحده)
اوایل قرن بیستم
[ویرایش | اشتراکگذاری]تاریخ هنر قرن بیستم روایتی از امکانات بیپایان و جستجو برای استانداردهای جدید است که هر کدام به نوبه خود توسط بعدی جایگزین شدند. جنبشهای هنری فوویسم، اکسپرسیونیسم، کوبیسم، هنر انتزاعی، دادائیسم و سوررئالیسم به کاوشهای بیشتر در سبکهای خلاقانه و شیوههای بیان جدید منجر شدند. تعاملات جهانی فزاینده در این دوران، شاهد تأثیر متقابل فرهنگهای دیگر بر هنر غربی بود؛ برای نمونه، پابلو پیکاسو از پیکرهتراشی ایبری، پیکرهتراشی آفریقایی و هنر بدوی تأثیر پذیرفت. ژاپنیسم و چوبتراشیهای ژاپنی (که خود تحت تأثیر طراحیهای رنسانس غربی بودند) تأثیر شگرفی بر امپرسیونیسم و تحولات هنری پس از آن داشتند. نمونههای تأثیرگذارِ علاقه پل گوگن به هنر اقیانوسیه و محبوبیت ناگهانی پیکرههای فتیش آفریقایی و دیگر آثار فرهنگهای غیراروپایی در میان خبرگان پاریس در اوایل قرن بیستم، توسط پیکاسو، آنری ماتیس و بسیاری از همکارانشان دنبال شد. در اواخر قرن بیستم، پاپ آرت و اکسپرسیونیسم انتزاعی به شهرت رسیدند.
هنر نو (حدود ۱۸۹۰–۱۹۱۴)
[ویرایش | اشتراکگذاری]
هنر نو (به فرانسوی: هنر جدید) یک جنبش هنری و طراحی بینالمللی و گسترده بود که در دهههای پایانی قرن نوزدهم ظهور کرد و تا آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ ادامه یافت. این جنبش با نمایشگاه جهانی ۱۹۰۰ در پاریس به شهرت بینالمللی دست یافت. هنر نو که تقریباً بهطور همزمان در بخشهایی از اروپا و ایالات متحده شکل گرفت، تلاشی برای ایجاد شکلی منحصربهفرد و مدرن از بیان بود که روح قرن جدید را تداعی میکرد. این سبک در نقاشی، تصویرسازی، مجسمهسازی، جواهرسازی، فلزکاری، شیشهگری، سرامیک، منسوجات، طراحی گرافیک، مبلمان، معماری، طراحی لباس و مد نمود پیدا کرد. هنرمندان هنر نو قصد داشتند جایگاه صنعتگری و طراحی را به سطح هنرهای زیبا ارتقا دهند.
این جنبش بهشدت با فرمهای ارگانیک و پرپیچوخم مانند گلها، ساقهها و برگها و همچنین حشرات و حیوانات، از طریق آثار هنرمندانی چون آلفونس موخا، ویکتور هورتا، هکتور گیمارد، آنتونی گائودی، رنه لالیک، اوتو اکمان یا امیل گاله شناخته میشود. طراحیها و ساختمانهای هنر نو اغلب میتوانند نامتقارن باشند. با وجود ویژگیهای شناساییکننده، این سبک تفسیرهای منطقهای و ملی بسیاری را نیز به نمایش گذاشت.
با وجود اینکه این سبک مد کوتاهمدتی بود، راه را برای معماری مدرن و طراحی قرن بیستم هموار کرد. این نخستین سبک معماری بدون پیشینه تاریخی بود؛ چرا که قرن نوزدهم به دلیل شیوهای به نام تاریخگرایی بدنام بود؛ یعنی استفاده از سبکهای بصری که آگاهانه سبک یک دوره هنری پیشین را تکرار میکردند. بین سالهای ۱۸۷۰ تا ۱۹۰۰، بحرانی در تاریخگرایی رخ داد که طی آن فرهنگ تاریخگرا مورد نقد قرار گرفت؛ یکی از این صداها فریدریش نیچه در سال ۱۸۷۴ بود که «شور تاریخی بدخیم» را به عنوان یکی از علائم فلجکننده فرهنگ مدرن که زیر بار مطالعات باستانشناسی و ایمان به قوانین پیشرفت تاریخی بود، تشخیص داد. با این وجود، هنر نو نیز بهشدت تحت تأثیر سبکهای گذشته مانند هنر سلتی، هنر گوتیک و روکوکو و همچنین جنبش هنر و پیشه، زیباییپرستی، نمادگرایی و بهویژه هنر ژاپنی قرار داشت.[۲۵۳][۲۵۴]
فوویسم (حدود ۱۸۹۸–۱۹۰۹)
[ویرایش | اشتراکگذاری]فوویسم از دل پستامپرسیونیسم پدید آمد و بهتدریج به نخستین جنبش بزرگ قرن بیستم تبدیل شد. پیدایش آن به سال ۱۸۹۵ بازمیگردد، زمانی که آنری ماتیس، مسنترین و محوریترین چهره این جنبش، وارد کارگاه گوستاو مورو در مدرسه عالی ملی هنرهای زیبا شد. او در آنجا با ژرژ روئو، شارل کاموئن، آنری مانژان و آلبر مارکه آشنا شد. مارکه گفت: «از سال ۱۸۹۸، من و ماتیس در حال کار بر روی سبکی بودیم که بعدها فوویسم نام گرفت. نخستین نمایشگاهها در سالن مستقلها که گمان میکنم تنها ما در آن با رنگهای خالص نقاشی میکردیم، به سال ۱۹۰۱ برمیگردد. »[۲۵۵] تا سال ۱۹۰۲–۱۹۰۳، حلقه هنرمندان همفکر گسترش یافت و شامل ژرژ براک، آندره دورن، رائول دوفی، اوتون فریس، ژان متزینگر، ژان پوی، لوئیس والتات، کیس فان دنگن و موریس دو ولامینک شد. در این دوره، تعدادی نمایشگاه مروری تأثیرگذار در پاریس برگزار شد: سورا (۱۹۰۰، ۱۹۰۵)، ونگوگ (۱۹۰۱، ۱۹۰۵)، تولوز-لوترک (۱۹۰۲)، گوگن (۱۹۰۶)، سزان (۱۹۰۷)؛ که همگی در آن زمان برای عموم نسبتاً ناشناخته بودند. ماتیس و دورن به جمعآوری کندهکاریهای آفریقایی پرداختند که در آن زمان کنجکاوی نوظهور اما رو به رشدی بود. ماتیس تابستان ۱۹۰۴ را در سن-تروپه گذراند و با نقاشان نئو-امپرسیونیست پل سینیاک و هنری ادموند کراس نقاشی کرد؛ در سال ۱۹۰۵ نیز کاموئن، مانژان و مارکه به آنها پیوستند. این هنرمندان بهطور منظم در سالن مستقلها و سالن پاییز بین سالهای ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۸ آثار خود را به نمایش میگذاشتند و در سال ۱۹۰۵، آثارشان جنجال و هیاهوی بسیاری به پا کرد. ماتیس اظهار داشت: «ما در سالن پاییز نمایشگاه داشتیم؛ دورن، مانژان، مارکه، پوی و چند نفر دیگر در یکی از گالریهای بزرگتر در کنار هم قرار گرفته بودند. در مرکز این اتاق، مجسمهساز مارکه سردیسی از یک کودک را به سبک ایتالیایی به نمایش گذاشت. لوئیس وکسل [منتقد هنری نشریه ژیل بلاس] وارد اتاق شد و گفت: بهبه! دوناتلو در میان جانوران وحشی! [دوناتلو در میان فووها]. »[۲۵۶] این جنبش توسط عموم به عنوان یک موجودیت واحد درک نشده بود، اما پس از انتشار این نام، بر سر زبانها افتاد. برخلاف امپرسیونیستها و مبارزه طولانی آنها برای پذیرش، آوانگاردها تا سال ۱۹۰۶–۱۹۰۷ مخاطبان مشتاقی داشتند و فوویستها از آمریکا تا روسیه مجموعهداران را به خود جذب میکردند. با این حال، فوویسم تا حد زیادی در سال ۱۹۰۸ با ظهور کوبیسم از هم پاشید و اکثر هنرمندان شروع به کاوش در سبکهای دیگر و حرکت در مسیرهای متفاوت کردند. تنها ماتیس و دوفی تا دهه ۱۹۵۰ به کاوش در فوویسم ادامه دادند.[۲۵۵][۲۵۷][۲۵۸][۲۵۹][۲۶۰]
فوویستها به پیروی از نمونههای رئالیسم، امپرسیونیسم و پستامپرسیونیسم، به نقاشی چشماندازها به روش نقاشی فضای باز، فضای داخلی، پیکرهها و طبیعت بیجان پرداختند. آنها رنگ را با ضربقلمهای آزاد، به صورت غلیظ، غیرطبیعی و اغلب با رنگهای متضاد و پرجنبوجوش، گاهی مستقیماً از تیوپ بر بوم مینشاندند. تأثیر گوگن، با کاوش او در ارزشهای بیانی و جنبههای فضایی الگوپردازی با رنگهای تخت و خالص، و همچنین علاقه او به هنر بدوی، همانند نئو-امپرسیونیسم بسیار حائز اهمیت بود. ماتیس توضیح داد که برای مدت طولانی رنگ به عنوان مکمل طراحی عمل میکرد؛ نقاشان رنسانس تصویر را با خط میساختند و سپس رنگ موضعی را به آن میافزودند. او نوشت: «از دولاکروا تا ونگوگ و عمدتاً تا گوگن، از طریق امپرسیونیستها که راه را هموار کردند و سزان که ضربه نهایی را وارد کرد و حجمهای رنگی را معرفی نمود، میتوانیم این بازپروری کارکرد رنگ و احیای قدرت عاطفی آن را دنبال کنیم. »[۲۵۵] فوویسم نقطه اوج تغییری بود که از طراحی و خط به عنوان بنیادهای اصلی طراحی در نقاشی به سمت رنگ حرکت میکرد و آنها سوژههای خود را در آستانه انتزاع به تصویر میکشیدند.[۲۵۵][۲۵۷][۲۵۸][۲۵۹][۲۶۰]
- زنی با کلاه؛ اثر آنری ماتیس؛ ۱۹۰۵؛ رنگروغن روی بوم؛ ۸۰٫۷ در ۵۹٫۷ سانتیمتر؛ موزه هنرهای مدرن سانفرانسیسکو (سانفرانسیسکو، ایالات متحده)[۲۶۱]
- چشمانداز فوو; اثر لوئیس والتات؛ ۱۹۰۵–۱۹۰۶؛ رنگروغن روی بوم؛ موزه هنر اسپید (لوییویل (کنتاکی)، ایالات متحده)
- پل چرینگ کراس، لندن؛ اثر آندره دورن؛ ۱۹۰۶؛ رنگروغن روی بوم؛ ۸۰٫۳ در ۱۰۰٫۳ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی هنر (آمریکا) (واشینگتن، دی. سی. ، ایالات متحده)
- لا سیوتا؛ اثر اوتون فریس؛ ۱۹۰۷؛ رنگروغن روی بوم؛ ۶۵٫۷ در ۸۱ سانتیمتر؛ مجموعه ناشناس
اکسپرسیونیسم (حدود ۱۹۰۵–۱۹۳۰)
[ویرایش | اشتراکگذاری]
اکسپرسیونیسم یک جنبش بینالمللی در نقاشی، مجسمهسازی، هنرهای نگاشتاری، شعر، ادبیات، تئاتر، فیلم و معماری بود. برخی مکتب دوم وین و دیگر موسیقیهای آن دوره را با این جنبش مرتبط میدانند. اکثر مورخان آغاز اکسپرسیونیسم را در سال ۱۹۰۵ با تأسیس گروه بروکه («پل») در درسدن آلمان میدانند. با این حال، چندین هنرمند از حدود ۱۸۸۵ تا ۱۹۰۵ آثار تأثیرگذاری در روح اکسپرسیونیسم تولید میکردند، از جمله لویس کرینت، جیمز انسور، کته کلویتس، پائولا مودرزون-بکر، ادوارد مونک، امیل نولده و کریستین رولفس. بسیاری از این هنرمندان بعدها در گروههای مختلف اکسپرسیونیستی نمایشگاه برگزار کردند و با آنها مرتبط شدند. نقاشی اکسپرسیونیستی با ضربقلمهای آزاد، خودانگیخته و اغلب غلیظ به سبک ایمپاستو مشخص میشود. این سبک اغلب به جای آنچه سوژه به نظر میرسید، احساس هنرمند نسبت به آن را منتقل میکرد و شهود و احساسات درونی را بر بازنماییهای واقعگرایانه یا نظریههای هنری مقدم میشمرد. اکسپرسیونیسم اغلب با نوعی اضطراب یا شادی و درگیری کلی با زندگی معاصر و مسائل اجتماعی آمیخته بود که اغلب در تمرکز فوویسم بر طراحی و رنگِ بهکاررفته در سوژههای خنثی، غایب بود. چاپ چوب در اکسپرسیونیسم بسیار قابل توجه است. اکسپرسیونیسم گاهی میتواند با سبکها و جنبشهای دیگر مانند نمادگرایی، فوویسم، کوبیسم، فوتوریسم، انتزاع و دادائیسم همپوشانیداشته و ادغام شود. گروهها و جناحهای مختلفی از اکسپرسیونیستها در زمانها و مکانهای گوناگون پدیدار شدند.[۲۱۸][۲۴۷][۲۶۳][۲۶۴]
گروه بروکه آرزو داشت «تمام عناصر انقلابی و خروشان» را به هم متصل کند.[۲۶۳] این گروه توسط چهار دانشجوی معماری به نامهای ارنست لودویگ کیرشنر، اریش هکل، کارل اشمیت-روتلوف و فریتس بلایل تأسیس شد. آنها با اشتراک یک کارگاه در درسدن، به تولید نقاشی، کندهکاری و چاپ پرداختند و نمایشگاههایی را سازماندهی کردند و در تابستان برای کار مستقل از هم جدا میشدند. نخستین نمایشگاه آنها در سال ۱۹۰۵ برگزار شد و بعدها امیل نولده و ماکس پشتاین در سال ۱۹۰۶ و اتو مولر در سال ۱۹۱۰ به آنها پیوستند. تأثیرات این گروه شامل هنر گوتیک، هنر بدوی، هنر نو و تحولات پاریس، بهویژه ونگوگ و فوویسم بود. این گروه در سال ۱۹۱۱ به برلین نقل مکان کرد و در سال ۱۹۱۳ منحل شد. گروه سوارکار آبی (۱۹۱۱–۱۹۱۴) که توسط واسیلی کاندینسکی و فرانتس مارک تأسیس شد، گروهی نسبتاً غیررسمی بود که نمایشگاههایی از هنر پاریس و اروپا و همچنین آثار خودشان را سازماندهی میکرد. این گروه یکی از مجموعههایی بود که بهطور فزایندهای از آکادمی هنر مونیخ جدا میشدند، از جمله جدایی مونیخ در ۱۸۹۲ (رئالیست و امپرسیونیست)، فالانکس در ۱۹۰۱ (پستامپرسیونیست)، انجمن هنرمندان جدید مونیخ در ۱۹۰۹ و سوارکار آبی در ۱۹۱۱. هنرمندان مرتبط با دو گروه آخر شامل برادران بورلوک، هاینریش کامپندونک، آلکسی فون یاولنسکی، پل کله، آوگوست ماکه، گابریله مونتر و ماریان فون ورفکین بودند. سالنامه خوشآهنگ سوارکار آبی، مجموعهای از مقالات تأثیرگذار، و کتاب واسیلی کاندینسکی با عنوان درباره معنویت در هنر با ایدههای او در مورد هنر غیرعینی، هر دو در سال ۱۹۱۲ منتشر شدند. سوارکار آبی با شروع جنگ جهانی اول که در آن ماکه و مارک هر دو کشته شدند، به پایان رسید.[۲۱۸][۲۴۷][۲۶۵][۲۶۳][۲۶۴]
هنرمندان دیگری مانند اسکار کوکوشکا، اگون شیله و ریشارد گرستل در اتریش ظهور کردند. هنرمندان فرانسوی ژرژ روئو و خائیم سوتین نیز با این جنبش قرابت داشتند. مجسمهسازان این سبک شامل ارنست بارلاخ، ویلهلم لمبروک، گرهارد مارکس و ویلیام وائر هستند. معماران مرتبط با اکسپرسیونیسم شامل ماکس برگ، هرمان فینسترلین، یوهان فریدریش هوگر، میشل د کلرک، اریش مندلزون، هانس پلتسیگ، هانس شارون، رودولف اشتاینر و برونو تاوت میباشند. در اشتورم (طوفان ۱۹۱۰–۱۹۳۲) مجلهای با محتوای اکسپرسیونیستی فراوان بود که توسط هروارت والدن تأسیس شد و گالری مرتبط با آن در سال ۱۹۱۲ در برلین افتتاح گردید و یک شرکت تئاتر و مدرسه نیز در سال ۱۹۱۸ به آن افزوده شد. فیلمهایی که اکسپرسیونیستی تلقی میشوند و برخی از آنها کلاسیک به شمار میآیند، عبارتند از: مطب دکتر کالیگاری (روبرت وینه، ۱۹۲۰)، نوسفراتو (فریدریش ویلهلم مورنائو، ۱۹۲۲) و متروپلیس (فریتس لانگ، ۱۹۲۷).[۲۱۸][۲۴۷][۲۶۵][۲۶۳][۲۶۴]
پس از جنگ جهانی اول، تمایلی برای فاصله گرفتن از آوانگارد در میان بسیاری از هنرمندان پدید آمد که در آثار فاویسمهای اولیه در طول دهه ۱۹۲۰، دورههای نئوکلاسیک پابلو پیکاسو و ایگور استراوینسکی، و آثار متأخر جورجو د کیریکو دیده میشود. این گرایش در آلمان عینیت نو (حدود ۱۹۱۹–۱۹۳۳) نامیده شد و در تضاد با ماهیت نوستالژیک این آثار در جاهای دیگر، با سرخوردگی و انتقادهای اجتماعی بیرحمانه مشخص میشد. هنرمندان عینیت نو عمدتاً از محیطهای اکسپرسیونیستی و دادائیسم برخاستند که شامل اتو دیکس، کریستین شاد، رودولف شلیشتر، گئورگ شولتس و ژان ماممن میشدند. ماکس بکمان و گئورگه گروس نیز برای مدتی با عینیت نو مرتبط بودند. اگرچه باوهاوس (مدرسه ساختمان: ۱۹۱۹–۱۹۳۳) ذاتاً اکسپرسیونیستی نبود، اما یک مدرسه تأثیرگذار آلمانی بود که صنعتگری، هنرهای تزئینی و هنرهای زیبا را با هم ادغام میکرد. این مدرسه با جابهجایی از وایمار به دسائو و سپس برلین، با گذشت زمان تغییر کرد و در کانون توجه خود تکامل یافت. مدیران آن شامل معمارانی چون والتر گروپیوس (۱۹۱۹–۱۹۲۸)، هانس مایر (۱۹۲۸–۱۹۳۰) و لودویگ میس فان در روهه (۱۹۳۰–۱۹۳۳) بودند. در مقاطع مختلف، اعضای هیئت علمی شامل یوزف آلبرس، تئو فان دوسبورگ، لیونل فاینینگر، یوهانس ایتن، پل کله، واسیلی کاندینسکی، ال لیسیتسکی، گرهارد مارکس، لاسلو موهولی-ناگی و اسکار شلمر بودند. معماران باوهاوس تأثیر بسزایی بر سبک بینالمللی (معماری) داشتند که با فرمهای سادهشده، فقدان تزئینات، اتحاد طراحی و کارکرد، و این ایده که تولید انبوه میتواند با دیدگاه هنری شخصی سازگار باشد، مشخص میشد. با به قدرت رسیدن حزب نازی، هنر مدرن «هنر منحط» نامیده شد و باوهاوس در سال ۱۹۳۳ تعطیل گردید که باعث سرکوب مدرنیسم در آلمان برای چندین سال شد.[۲۱۸][۲۴۷][۲۶۵][۲۶۳][۲۶۴]
- جیغ؛ اثر ادوارد مونک؛ ۱۸۹۳؛ تمپرا و مداد شمعی روی مقوا؛ ۹۱ در ۷۳٫۵ سانتیمتر؛ نگارخانه ملی نروژ (اسلو)[۲۶۶]
- برج اسبهای آبی؛ اثر فرانتس مارک؛ ۱۹۱۲؛ مرکب و گواش روی مقوا؛ ۱۴٫۳ در ۹٫۴ سانتیمتر؛ مجموعه نقاشیهای ایالتی باواریا (مونیخ، آلمان)[۲۶۲]
- ترکیببندی ۷؛ اثر واسیلی کاندینسکی؛ ۱۹۱۳؛ رنگروغن روی بوم؛ ۲ در ۳ متر؛ نگارخانه ترتیاکوف (مسکو، روسیه)[۲۶۷]
- نقاب بازیگر؛ اثر پل کله؛ ۱۹۲۴؛ رنگروغن روی بوم چسباندهشده بر تخته؛ ۳۶٫۷ در ۳۳٫۸ سانتیمتر؛ موزه هنر مدرن (نیویورک)[۲۶۹]
کوبیسم (حدود ۱۹۰۷–۱۹۱۴)
[ویرایش | اشتراکگذاری]کوبیسم شامل رد پرسپکتیو بود که به سازماندهی جدیدی از فضا منجر شد؛ جایی که نقاط دید تکثیر میشوند و باعث ایجاد قطعهقطعه شدن شیء میگردند که ترجیح فرم بر محتوای بازنمایی را آشکار میسازد. پابلو پیکاسو، ژرژ براک و دیگر هنرمندان کوبیست از مجسمههای ایبری، آفریقا و اقیانوسیه که در لوور و موزه قومنگاری در تروکادرو به نمایش درآمده بودند و در بازارهای دستفروشی و حراجیها عرضه میشدند، الهام گرفتند.
گیوم آپولینر، منتقد و شاعر، در سال ۱۹۱۳ نوشت: «پیکاسو یک شیء را همانطور مطالعه میکند که یک جراح جسدی را کالبدشکافی میکند. » پنج سال پیش از آن، پابلو پیکاسو و ژرژ براک – دوستان، همکاران و رقیبان – شروع به رد رئالیسم پرسپکتیو برای نوعی کالبدشکافی هنری کرده بودند: یک سبک نقاشی کاملاً انقلابی که به درون و پیرامون اشیاء مینگریست و آنها را به شکلی تحلیلی، عینی و کاملاً غیرشخصی ارائه میداد.[۲۷۰]
- ویولن و پارچ؛ اثر ژرژ براک؛ ۱۹۰۹–۱۹۱۰؛ رنگروغن روی بوم؛ ۱٫۱۷ در ۰٫۷۳ متر؛ کونستموزئوم بازل (بازل، سوئیس)[۲۷۰]
- برج ایفل؛ اثر روبر دلونه؛ ۱۹۱۱؛ رنگروغن روی بوم؛ ۲٫۰۲ در ۱٫۳۸ متر؛ موزه گوگنهایم نیویورک (نیویورک)[۲۷۱]
- صبحانه؛ اثر خوان گریس؛ ۱۹۱۴؛ گواش، رنگروغن و مداد شمعی روی کاغذ چاپشده برشخورده و چسباندهشده بر بوم؛ ۸۰٫۹ در ۵۹٫۷ سانتیمتر؛ موزه هنر مدرن (نیویورک)[۲۷۱]
آرت دکو (حدود ۱۹۲۰–۱۹۴۰)
[ویرایش | اشتراکگذاری]آرت دکو در فرانسه به عنوان سبکی از تجمل و مدرنیته پدیدار شد. این سبک بهسرعت در سراسر جهان گسترش یافت و در دهه ۱۹۳۰ در آمریکا به شکلی چشمگیرتر، به سمت سادهسازی و آیرودینامیک شدن پیش رفت. این سبک از نام نمایشگاه بینالمللی هنرهای تزئینی و صنعتی مدرن که در سال ۱۹۲۵ در پاریس برگزار شد، گرفتهشده است. شور و فانتزی آن، روح «دهه خروشان ۲۰» را تسخیر کرد و در طول دهه ۱۹۳۰ راه گریزی از واقعیتهای رکود بزرگ فراهم آورد. این سبک از هنر یونان باستان، هنر روم، هنر آفریقایی، هنر آزتک و هنر ژاپنی و همچنین از فوتوریسم، کوبیسم و باوهاوس تأثیر پذیرفت. به دلیل کشف آرامگاه توتعنخآمون در سال ۱۹۲۲ و «مصرگرایی» (Egyptomania) ناشی از آن، گاهی با سبک احیای مصر نیز ترکیب میشد. دو نمونه از این موارد، سینمای لو لوکسور در پاریس (۱۹۱۹–۱۹۲۱) اثر آنری زیپسی و تئاتر مصری در دکالب (ایلینوی، ایالات متحده) (۱۹۲۹–۱۹۳۰) اثر المر اف. برنز هستند. در هنرهای تزئینی، از جمله معماری، از طرحهای نقشبرجسته کمعمق و الگوها و اشکال زاویهدار استفاده میشد. مواد غالب شامل کروم، برنج، فولاد صیقلخورده و آلومینیم، چوب منبتکاریشده، سنگ و شیشههای رنگی بود.
برخی از مهمترین هنرمندان آرت دکو عبارتند از نقاش لهستانی ساکن پاریس تامارا د لمپیکا، هنرمند پوستر فرانسوی اوکراینیتبار آدولف ژان-ماری مورون معروف به کاساندره، و طراح مبلمان و دکوراتور داخلی فرانسوی امیل-ژاک رولمان.[۲۷۲][۲۷۳]
سوررئالیسم (حدود ۱۹۲۴–۱۹۶۶)
[ویرایش | اشتراکگذاری]سوررئالیسم به عنوان جناحی از دادائیسم پدیدار شد و رسماً در سال ۱۹۲۴ با «بیانیه سوررئالیسم» اثر آندره برتون اعلام موجودیت کرد.[۲۷۴] این جنبش که در ابتدا گروهی ادبی از شاعران و نویسندگان در پاریس بود، بهزودی به یک جنبش بینالمللی تبدیل شد که نقاشان، مجسمهسازان، عکاسان و فیلمسازان را در بر میگرفت. «بیانیه دوم سوررئالیسم» در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.[۲۷۵] سوررئالیسم نمود قابلتوجهی در هنرهای کاربردی یا تزئینی، معماری یا موسیقی نداشت، اگرچه میتوان نمونههای معدود و پراکندهای (مانند مجموعههای شطرنج، مبلمان و لاس پوزاس) را شناسایی کرد. «مکتب فراطبیعی» (حدود ۱۹۱۰–۱۹۲۱) که کوچک و کوتاهمدت بود و جورجو د کیریکو چهره اصلی آن محسوب میشد، تأثیر بسیاری بر سوررئالیسم داشت. سوررئالیستها تکنیکهای نوآورانه بیشماری را کاوش کردند؛ برخی از آنها بهتازگی در کوبیسم و دادائیسم توسعه یافته بودند و برخی دیگر جدید بودند، از جمله کلاژ، اشیاء پیداشده، اسمبلاژ، شانس تصادفی، ریوگراف (فوتوگرام)، نقاشی روی شن، چکاندن و پاشیدن رنگ، دکالکومانی، فروتاژ، فوماژ و راکلاژ. دو رویکرد بنیادی بر هنر سوررئالیستی غالب است. اتوماتیسم در سالهای اولیه غالب بود که میتوان آن را در آثار هنرمندانی مانند آندره ماسون و خوان میرو مشاهده کرد. هنرمندان دیگر که تحت تأثیر آثار جورجو د کیریکو بودند، از روشها و رسانههای سنتیتری برای به تصویر کشیدن افکار فیلترنشده و کنار هم قرار دادنهای نامتجانس استفاده کردند، از جمله سالوادور دالی و رنه ماگریت. هنرمندان برجسته شامل ژان آرپ، هانس بلمر، ویکتور براونر، لوئیس بونوئل، جوزف کورنل، اسکار دومینگز، ماکس ارنست، ویفردو لام، ایو تانگی، من ری، آلبرتو جاکومتی، مریت اوپنهایم و روبرتو ماتا هستند. دیگر هنرمندان مهمی که بهطور غیررسمی با سوررئالیسم مرتبط بودند شامل مارسل دوشان، پابلو پیکاسو و فریدا کالو هستند. ایدهها و نظریههای سوررئالیستی در مجموعهای از نشریات متوالی مورد بحث قرار میگرفتند: «لا روولوسیون سوررئالیست» (۱۹۲۴–۱۹۲۹)، «لو سوررئالیسم او سرویس دو لا روولوسیون» (۱۹۳۰–۱۹۳۳)، «مینوتور» (۱۹۳۳–۱۹۳۹) و «ویویوی» (۱۹۴۲–۱۹۴۴). نقاشیهای خودکار تولیدشده توسط آندره ماسون و خوان میرو، و همچنین هنرمندان متأخری که به سوررئالیسم پیوستند مانند روبرتو ماتا و آرشیل گورکی، تأثیر قابلتوجهی بر اکسپرسیونیسم انتزاعی در اواخر دهه ۱۹۴۰ داشتند.[۲۷۶][۲۷۷][۲۷۸][۲۷۹][۲۸۰][۲۸۱]
سوررئالیستها با بهرهگیری از بخشی از بیاحترامی و تحقیر دادائیسم نسبت به ارزشهای سنتی سیاسی، مذهبی و بورژوایی فرهنگ غربی که معتقد بودند جهان را به جنگ جهانی اول کشانده است (برتون و دیگر اعضای بنیانگذار، کهنهسرباز بودند)، امکاناتی را که زیگموند فروید در مورد ذهن ناخودآگاه گشوده بود، کاوش کردند: «اتوماتیسم روانی محض، که به وسیله آن قصد بر این است که عملکرد واقعی ذهن، چه به صورت شفاهی، چه در نوشتار و چه به هر روش دیگری بیان شود. دیکته فکر، در غیاب هرگونه کنترلی که توسط عقل اعمال شود و فراتر از هرگونه دغدغه زیباییشناختی یا اخلاقی. »[۲۷۴] سوررئالیسم به دنبال بیان فکر محض، فیلترنشده و سانسورنشده توسط اصول سیاسی، مذهبی، اخلاقی یا عقلانی بود.[۲۷۶][۲۷۷][۲۷۸][۲۷۹][۲۸۰][۲۸۱]
- سرود عشق؛ اثر جورجو د کیریکو؛ ۱۹۱۴؛ رنگروغن روی بوم؛ ۷۳ در ۵۹٫۱ سانتیمتر؛ موزه هنر مدرن (نیویورک)[۲۸۲]
اواسط و اواخر قرن بیستم
[ویرایش | اشتراکگذاری]همانطور که اروپا برای بهبود یافتن از جنگ جهانی دوم تلاش میکرد، آمریکا به موقعیتی از قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دست یافت. در طول دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، اکسپرسیونیسم انتزاعی به عنوان اولین جنبش هنری مشخصاً آمریکایی که تأثیری بینالمللی داشت، پدیدار شد. در نتیجه، کانون توجه دنیای هنر از اروپا به نیویورک تغییر یافت. اکسپرسیونیستهای انتزاعی گروه کوچکی از هنرمندان بودند که بهطور سست با هم مرتبط بودند و دیدگاههای مشابه اما رویکردهای متفاوتی داشتند. آنها تحت تأثیر سوررئالیسم بودند و به خودانگیختگی، آزادی بیان و رها کردن مضامین زندگی آمریکایی که مشخصه هنر ملی دهههای اخیر بود، اعتقاد داشتند. یکی از مشهورترین نمایندگان این جنبش جکسون پولاک بود که به خاطر نقاشیهایش که با ریختن، پاشیدن و چکاندن رنگ بر روی بومهای عظیم روی زمین خلق میشد، شهرت داشت. دیگر هنرمندان شامل ویلم دکونینگ، فرانز کلاین، رابرت مادرول، بارنت نیومن، مارک روتکو و کلایفورد استیل هستند.
پس از جنگ جهانی دوم، مصرفگرایی و رسانههای جمعی به شدت افزایش یافت و در نتیجه، هنر پاپ هم در لندن و هم در نیویورک توسعه یافت. در نمایشگاهی در لندن در سال ۱۹۵۶، واژه «پاپ» در کلاژی که توسط ریچارد همیلتون (۱۹۲۲–۲۰۱۱) از مجلات آمریکایی ساختهشده بود، استفاده شد. هنر پاپ واکنشی علیه اکسپرسیونیسم انتزاعی بود و ایدههای فرهنگ عامه را تفسیر میکرد. هنرمندان پاپ، همانطور که شناخته شدند، در تجلیل و تفسیر مصرفگرایی، تصاویر رنگارنگی را بر اساس تبلیغات، رسانهها و خرید تولید کردند که شامل ستارههای فیلم، کمیکاستریپها، پرچمها، بستهبندیها و غذا بود؛ چیزهایی که همه مردم، نه فقط عدهای روشنفکر، میتوانستند با آنها ارتباط برقرار کنند.
اصطلاح مینیمالیسم جدید نبود، اما در دهه ۱۹۶۰ شتاب گرفت و بهطور خاص سبکی از هنر را توصیف میکرد که با خویشتنداریِ جداافتاده مشخص میشد. این سبک که از نیویورک سرچشمه گرفت، واکنشی علیه اکسپرسیونیسم انتزاعی بود، اما همچنین ایدههای ساختگرایانه را که هنر باید از مواد مدرن ساخته شود، در بر میگرفت. بنابراین، هنرمندان مینیمالیست، که عمدتاً مجسمهساز بودند، اغلب از مواد و روشهای تولید غیرسنتی استفاده میکردند و اغلب از صنعتگران یا متخصصان برای تولید آثار طبق مشخصات خود بهره میبردند. این اصطلاح عمدتاً برای توصیف گروهی از مجسمهسازان آمریکایی استفاده میشد که فضای اطراف خود را بازنگری میکردند و هدفشان به چالش کشیدن مفروضات و ارائه اشیاء آشنا به روشهای جدید بود. آثار هنری آنها هیچ نمادگرایی یا معنای پنهانی ندارد، زیرا آنها تلاش میکنند تا به بینندگان امکان دهند هنر و فضای اطراف فرمها را دوباره ارزیابی کنند. برخلاف مجسمه فیگوراتیو که بیننده بر آن تمرکز میکند و اتاق محل قرارگیری آن را نادیده میگیرد، هنر مینیمالیستی با فضای خود یکی میشود. مینیمالیسم با تمرکز بر اثرات زمینه و تئاتری بودن تجربه تماشا، تأثیری غیرمستقیم اما قدرتمند بر تحولات بعدی در هنر مفهومی و هنر اجرا گذاشت و همچنین بستری برای ظهور پستمدرنیسم فراهم کرد.
با وجود توسعه تقریباً ۵۰ سال پس از ایدههای مارسل دوشان، هنر مفهومی نشان داد که هنر همیشه نباید از نظر زیباییشناختی قضاوت شود. این جنبش هرگز یک جنبش واحد و منسجم نبود، بلکه یک اصطلاح چتری است که اکنون چندین نوع هنر را پوشش میدهد و کموبیش بهطور همزمان در آمریکا و اروپا پدیدار شد و برای اولین بار در نیویورک تعریف شد. هنرمندان مفهومی هنرِ ایدهها یا مفاهیم را ترویج میکنند و پیشنهاد میدهند که آنها میتوانند در دنیای مدرن معتبرتر از مهارت فنی یا زیباییشناسی باشند. صرفنظر از رسانه هنری یک اثر، آن اثر چیزی بیش از وسیلهای برای ارائه مفهوم در نظر گرفته نمیشود. در افراطیترین حالت، هنر مفهومی فیزیکِ شیء را کاملاً کنار میگذارد و از پیامهای کلامی یا نوشتاری برای انتقال ایده استفاده میکند.[۲۸۳][۲۸۴][۲۸۵]
بهطور سنتی، بسیاری از فعالیتهای خلاقانه مانند خیاطی، بافندگی و تکهدوزی به عنوان کار زنان در نظر گرفته میشدند که به عنوان صنعتگری توصیف میشدند و از اعتبار و به رسمیت شناخته شدن عمومیِ بهاصطلاح هنرهای والا یا زیبا مانند مجسمهسازی و نقاشی محروم بودند. بسیاری از هنرمندان اکنون این سلسلهمراتب را با گسترش دامنه یک هنر زیبا مانند مجسمهسازی، با خلق مجسمه نرم با استفاده از مواد و شیوههای غیرمتعارف، یا با احیا و بازتعریف مواد و روشهای بهاصطلاح صنایع دستی، به چالش کشیدهاند و آثار خود را بهطور عمومی در موزهها و گالریها به نمایش گذاشته و بدین ترتیب جایگاه هنرهای تزئینی و کاربردی را ارتقا دادهاند.[۲۸۶] هنرمندان قرن بیستم و بیست و یکم که این تغییر رادیکال را ایجاد کردند شامل ماریا مارتینز، آنی آلبرز، لوسی ری، لنور تاونی، لوئیز بورژوآ، میریام شاپیرو، فیت رینگولد، ماگدالنا آباکانوویچ، شیلا هیکس، ماروا لی پیچفورد-جولی، جودی شیکاگو و دینگدا مککانون هستند.



مدرنیسم
[ویرایش | اشتراکگذاری]این بخش نیازمند گسترش است میتوانید با افزودن به آن کمک کنید. (August 2026) |
همچنین ببینید
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «[en:History of art History of art]». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی.
- Alexandrian, Sarane (1980). Seurat. New York: Crown. ISBN 0-517-54106-8.
- Arnason, H. H. (1977). History of Modern Art: Painting, Sculpture, Architecture (2d ed., rev. and enl. ed.). Englewood Cliffs, N.J.: Prentice-Hall. ISBN 0-13-390351-6. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Azcárate, José María de (1983). Historia del arte (in Spanish). Madrid: Anaya. ISBN 84-207-1408-9.
- Bailey, Gauvin Alexander (2012). Baroque & Rococo. Phaidon. ISBN 978-0-7148-5742-8.
- Blunden, Maria (1976). Impressionists and impressionism. Geneva: Skira. ISBN 0-8478-0047-4.
- Bris, Michel Le (1981). Romantics and Romanticism by Michel Le Bris. MacMillan. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Breton, André (1929-12-15) [1930]. Kra, Simon (ed.). "Second Manifeste du Surréalisme" [Second manifesto of surrealism] (PDF). La Révolution surréaliste (in French). 2 (12). Paris: Éditions Kra. Archived (PDF) from the original on 2021-03-08. Retrieved 2021-04-30.
- Breton, André (1924), Manifeste du Surrealism: Poissòn Soluble [Manifesto of Surrealism: Poissòn Soluble] (in French), vol. 1st, Paris: Aux du Sagittaire, archived from the original on 2021-04-27, retrieved 2021-04-30
- Masterpieces of the British Museum (in English). The British Museum. 2014. p. 166. ISBN 978-0-7141-5105-2.
- Brunt, Peter William; Thomas, Nicholas; Salmond, Anne; Kasarherou, Emmanuel; Mel, Michael A. (2018). Oceania. Royal Academy of Arts. ISBN 978-1-910350-49-2. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Cassou, Jean (1979). The concise encyclopedia of symbolism. Secaucus, N.J.: Chartwell Books. ISBN 0-89009-706-2.
- Cavarnos, Constantine; Michelis, P. A. (1956) [1946]. "An Aesthetic Approach to Byzantine Art". The Journal of Aesthetics and Art Criticism. 14 (4). doi:10.2307/426006. JSTOR 426006. Archived from the original on 2021-04-23. Retrieved 2021-04-23.
- Caviness, Madeline Harrison (2001). Reframing Medieval Art: Difference, Margins, Boundaries. Medford, MA: Tufts University. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Clay, Jean (1973). Impressionism. Secaucus: Chartwell Books Inc. ISBN 0-399-11039-9.
- Clay, Jean, ed. (1978). From Impressionism to Modern Art 1890–1918. Secaucus, New Jersey: Chartwell Books Inc. ISBN 0-89009-544-2.
- Clay, Jean (1981). Romanticism. New Jersey: Chartwell Books, Inc. Secaucus.
- Cooper, Douglas (1966). Henri de Toulouse-Lautrec. New York: H.N. Abrams. ISBN 0-8109-0512-4. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Courthion, Pierre (1979). Impressionism. New York: H.N. Abrams. ISBN 0-8109-0202-8.
- Courthion, Pierre (1988). Georges Seurat. New York: H.N. Abrams. ISBN 0-8109-1519-7. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Croke, Brian (2003). "Latin Historiography and the Barbarian Kingdoms". Greek and Roman Historiography in Late Antiquity: Fourth to Sixth Century A.D. Leiden: Brill. ISBN 90-04-11275-8.
- Daval, Jean Luc (1979). Modern art: The decisive years 1884–1914 (in French). Translated by Harrison, Helga. Geneva: Skira. ISBN 0-8478-0212-4. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Daval, Jean-Luc (1980). Avant-garde art, 1914–1939. Geneva: Skira. ISBN 0-8478-0334-1. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Delevoy, Robert L. (1978). Symbolists and Symbolism. New York: Skira. ISBN 0-8478-0141-1.
- Delogu, Paolo (2002). Introduction to Medieval History. Bristol: Bristol Classical Press. ISBN 978-0715630792.
- Dempsey, Amy (2018). Modern Art. Thames & Hudson. ISBN 978-0-500-29322-5.
- Dube, Wolf Dieter (1983). Expressionists and expressionism. Geneva: Skira. ISBN 978-0-8478-0494-8. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Estienne, Charles (1953a). Gauguin: Biographical and Critical Studies: The Taste of Our Time. Vol. 1. Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Estienne, Charles (1953b). Van Gogh: Critical Study: The Taste of Our Time (in French). Vol. 2. Geneva: Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Evans, Helen C. (2004). Byzantium, Faith and Power (1261–1557). New York, NY: Metropolitan Museum of Art/Yale University Press. ISBN 978-1-58839-114-8.
- Faunce, Sarah (1993). Gustave Courbet. New York: H.N. Abrams. ISBN 0-8109-3182-6.
- Fermigier, André (1969). Pierre Bonnard: The Library of Great Painters (1st ed.). New York: Harry N. Abrams. ISBN 0-8109-0041-6.
- Fortenberry, Diane (2017). The Art Museum (Revised ed.). London: Phaidon Press. ISBN 978-0-7148-7502-6. Archived from the original on 2021-04-23. Retrieved 2021-04-23.
- Goldwater, Robert (1972). Paul Gauguin: The Library of Great Painters. Harry N. Abrams. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Graur, Neaga (1970). Stiluri în arta decorativă (in Romanian). Cerces.
- Harle, J. C. (1994). The art and architecture of the Indian subcontinent (2nd ed.). New Haven: Yale University Press. ISBN 0-300-06217-6.
- Hodge, Susie (2017). The Short Story of Art. Laurence King Publishing. ISBN 978-1-78067-968-6.
- Hodge, Susie (2019). The Short Story of Architecture (in English). Laurence King Publishing. ISBN 978-1-7862-7370-3.
- Hopkins, Owen (2014). Architectural Styles: A Visual Guide (in English). Laurence King. ISBN 978-178067-163-5.
- Irving, Mark (2019). 1001 Buildings You Must See Before You Die (in English). Cassell Illustrated. ISBN 978-1-78840-176-0.
- Janson, Anthony F. (1977). History of art, second edition, H.W. Janson. Instructor's manual. Englewood Cliffs, N.J.: Prentice-Hall. ISBN 0-13-389304-9. OCLC 17656707.
- Jean, Marcel (1980). The Autobiography of Surrealism. New York: Viking Press. ISBN 0-670-14235-2.
- Jones, Denna, ed. (2014). Architecture The Whole Story (in English). Thames & Hudson. ISBN 978-0-500-29148-1.
- Keiko, Yamada (2010). Origin and Historical Evolution of the Identity of Modern Telugus. Economic and Political Weekly.
- Keyser, Eugénie de. The Romantic West, 1789–1850. World Publishing Company, Cleveland. ISBN 978-0-320-06349-7. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Kitzinger, Ernst (1977). Byzantine Art in the Making: Main Lines of Stylistic Development in Mediterranean Art, 3rd‒7th Century. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0571111541.
- Koslin, Desirée (1990). "Turning Time in the Bayeux Embroidery". Textile & Text. 13.
- Kulikowski, Michael (2012). "The Western Kingdoms". In Fitzgerald Johnson, Scott (ed.). The Oxford Handbook of Late Antiquity. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0195336931.
- Lassaigne, James (1950). Lautrec: Biographical and Critical Studies, The Taste of Our Time. Vol. 3. Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Lassaigne, Jacques (1959). Matisse: Biographical and Critical Study. Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Leymarie, Jean (1955). Impressionism, Vols. 11 & 12: The Taste of Our Time. Vol. 11–12. Geneva: Skira.
- Leymarie, Jean (1959). Fauvism: Biographical and Critical Study. Translated by James Emmons. Vol. 28. Geneva: Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Leymarie, Jean (1962). French Painting: The Nineteenth Century. Geneva: Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Musset, Lucien; Bertrand, Simone. La tapisserie de Bayeux: œuvre d'art et document historique [The Bayeux tapestry: work of art and historical document] (in French). La Pierre-qui-Vire: Zodiaque. ISBN 978-2-7369-0170-7. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
et combien pauvre alors ce nom de broderie nous apparaît-il!
[and how poor then this name of embroidery appears to us!] - Passeron, René (1975). The Concise Encyclopedia of Surrealism. Secaucus, N.J.: Chartwell. ISBN 0-89009-664-3.
- Picon, Gaëtan (1977). Surrealists and Surrealism, 1919-1939. New York: Rizzoli International. ISBN 0-8478-0041-5.
- Ponente, Nello (1965). The Structures of the Modern World, 1850-1900. Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Preston, Stuart (1974). Édouard Vuillard. Harry N. Abrams, Inc.
- Raynal, Maurice (1953). Modern Painting: Painting, Color, History (in French). Translated by Gilbert, Stuart. Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Raynal, Maurice (1954). Cézanne: Biographical and Critical Study: The Taste of Our Time. Vol. 8. Geneva: Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Rice, David Talbot (1968). Byzantine Art (3rd ed.). Harmondsworth: Penguin Books Limited.
- Richard, Lionel (1978). The Concise Encyclopedia of Expressionism. Secaucus, N.J.: Chartwell. ISBN 0-89009-665-1. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Rogers, Richard; Gumuchdjian, Philip; Jones, Denna (2014). Architecture The Whole Story (in English). Thames & Hudson. ISBN 978-0-500-29148-1.
- Rubin, William (1968). Dada and surrealist art. New York: H.N. Abrams. ISBN 0-8109-0060-2.
- Schneede, Uwe M. (1974). Surrealism. New York: H.N. Abrams. ISBN 0-8109-0499-3.
- Schapiro, Meyer (1950). Vincent van Gogh: The Library of Great Painters. Abrams. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Schapiro, Meyer. Paul Cézanne. Abrams. ISBN 978-0-8109-0052-3. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Starobinski, Jean (1964). The invention of liberty: 1700–1789 (in Spanish). Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Terrasse, Antoine (1964). Bonnard: Biographical and Critical Study, The Taste of Our Time. Vol. 42. Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Toman, Rolf (2000). Neoclassicism and Romanticism: Architecture, Sculpture, Painting, Drawings, 1750–1848. Cologne: Könemann. ISBN 3-8290-1575-5. OCLC 45588077.
- Toynbee, J. M. C. (December 1971). "Roman Art". The Classical Review. 21 (3): 439–442. doi:10.1017/S0009840X00221331. JSTOR 708631. S2CID 163488573.
- Waldberg, Patrick (1962). Surrealismus. Vol. 37. Skira. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Warnod, Jeanine (1989). E. Vuillard. New York: Crown Publishers. ISBN 0-517-57277-X.
- Weitzmann, Kurt (1981). Classical heritage in Byzantine and Near Eastern art. London: Variorum Reprints. ISBN 0-86078-087-2.
- Weitzmann, Kurt (1982). The Icon. London: Evans Brothers. ISBN 978-0-237-45645-0.
پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Henshilwood, Christopher; et al. (2002). "Emergence of Modern Human Behavior: Middle Stone Age Engravings from South Africa". Science. 295 (5558): 1278–1280. Bibcode:2002Sci...295.1278H. doi:10.1126/science.1067575. PMID 11786608. S2CID 31169551.
- ↑ Henshilwood, Christopher S.; d'Errico, Francesco; Watts, Ian (2009). "Engraved ochres from the Middle Stone Age levels at Blombos Cave, South Africa". Journal of Human Evolution. 57 (1): 27–47. Bibcode:2009JHumE..57...27H. doi:10.1016/j.jhevol.2009.01.005. PMID 19487016.
- ↑ Texier, P. J.; Porraz, G.; Parkington, J.; Rigaud, J. P.; Poggenpoel, C.; Miller, C.; Tribolo, C.; Cartwright, C.; Coudenneau, A.; Klein, R.; Steele, T.; Verna, C. (2010). "A Howiesons Poort tradition of engraving ostrich eggshell containers dated to 60,000 years ago at Diepkloof Rock Shelter, South Africa". Proceedings of the National Academy of Sciences. 107 (14): 6180–6185. Bibcode:2010PNAS..107.6180T. doi:10.1073/pnas.0913047107. PMC 2851956. PMID 20194764.
- ↑ "African Cave Yields Evidence of a Prehistoric Paint Factory". The New York Times. 13 October 2011.
- ↑ "Place Stanislas, Place de la Carrière and Place d'Alliance in Nancy". UNESCO World Heritage Centre. United Nations Educational, Scientific, and Cultural Organization. Retrieved 17 October 2021.
- ↑ "World's Oldest Figurative Art is Now an Official World Treasure".
- ↑ "Earliest music instruments found". BBC News. 24 May 2012.
- ↑ Hodge 2017، p. 12; Fortenberry 2017، pp. 1 & 2.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 2.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 3.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 4, 5, 6, 9, 12, 13.
- ↑ Gipson, Ferren (2021). The Ultimate Art Museum (in English). Phaidon. pp. 20, 21. ISBN 978-1-83866-2967.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. p. 20. ISBN 978-606-006-392-6.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 4.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 12.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 13.
- ↑ 10,000 YEARS OF ART (in English). Phaidon. 2009. p. 66. ISBN 978-0-7148-4969-0.
- ↑ 10,000 YEARS OF ART (in English). Phaidon. 2009. p. 82. ISBN 978-0-7148-4969-0.
- ↑ Azcárate 1983, pp. 29–34.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 19.
- ↑ 10,000 YEARS OF ART (in English). Phaidon. 2009. p. 48. ISBN 978-0-7148-4969-0.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 16.
- ↑ Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 30.
- 1 2 3 4 Fortenberry 2017, p. 209.
- ↑ India - A History in Objects (in English). Thames & Hudson. 2022. p. 28. ISBN 978-0-500-48064-9.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 74.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 71.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. pp. 42, 43, 44. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Nixey, Catherine (2017). The Darkening Age: The Christian Destruction of the Classical World. Macmillan Publishers. ISBN 978-0544800885.
- ↑ Hodge 2017, p. 13.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 25.
- ↑ Hopkins 2014, p. 6.
- ↑ Zukowsky, John (2019). A Chronology of Architecture (in English). Thames & Hudson. p. 23. ISBN 978-0-500-34356-2.
- ↑ Vinzenz Brinkmann, Renée Dreyfus and Ulrike Koch-Brinkmanny (2017). Gods in Color – polychromy in the ancient world (in English). Fine Arts Museums of San Francisco, Legion of Honor. p. 13. ISBN 978-3-7913-5707-2.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 30.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 33.
- ↑ Smith, David Michael (2017). Pocket Museum - Ancient Greece (in English). Thames & Hudson. p. 163. ISBN 978-0-500-51958-5.
- ↑ Smith, David Michael (2017). Pocket Museum - Ancient Greece (in English). Thames & Hudson. p. 178. ISBN 978-0-500-51958-5.
- ↑ Susan Woodford (2020). Greek and Roman Art (in English). Thames & Hudson. p. 29. ISBN 978-0-500-29525-0.
- 1 2 Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 32.
- ↑ Susan Woodford (2020). Greek and Roman Art (in English). Thames & Hudson. p. 265. ISBN 978-0-500-29525-0.
- ↑ "Celtic Art: Unique Meaning and Significance". Archived from the original on 22 ژانویه 2025. Retrieved 27 سپتامبر 2026.
- ↑ "The Hallstatt Culture People of the European Iron Age".
- ↑ "La Tene Celtic Culture: Definition, Characteristics".
- ↑ Fortenberry 2017, p. 52.
- ↑ Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 46.
- ↑ Toynbee 1971, pp. 439–442.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 57, 56, 55.
- ↑ Hopkins 2014، p. 12; Hodge 2019، p. 16.
- ↑ Jonathan, Glancey (2006). Architecture A Visual History. DK, Penguin Random House. p. 63. ISBN 978-0-2412-8843-6.
- ↑ Hodge 2017, pp. 16 & 18.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 51.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 57.
- ↑ Irving 2019, p. 36.
- 1 2 Croke 2003, p. 349.
- 1 2 Kulikowski 2012, p. 31.
- 1 2 Delogu 2002, p. 84.
- ↑ "Alfred | Biography, Reign, & Facts | Britannica". www.britannica.com (in English). 2024-08-04. Retrieved 2024-08-14.
- ↑
Molyneaux, George (3 November 2017) [2015]. The Formation of the English Kingdom in the Tenth Century. Oxford University Press. ISBN 9780192542939. Retrieved 20 September 2025.
On one level, the formation of the English kingdom was a consequence of a series of campaigns and agreements during the late ninth century and the first half of the tenth: when Alfred (now often styled 'the Great') became king of the West Saxons in 871, his power stretched little north of the Thames, but over subsequent decades he and his successors extended their domination across what would later constitute Domesday Anglia [...].
- ↑ Emma C.Bunker, Animal Style Art from East to West, Asia Society. p. 13
- ↑
Werness, Hope B. (1 January 2006) [2004]. "Animal Style". Continuum Encyclopedia of Animal Symbolism in World Art (reprint ed.). New York: Continuum. pp. 6–7. ISBN 9780826419132. Retrieved 20 September 2025.
Animal Style. Refers to the animal-dominated art of 1st millennium BCE cultures in the Eurasian steppes, from Central Europe to northwest China. [...] The style, kept alive by nomadic groups, eventually diffused throughout Northern Europe, affecting design as late as early Medieval Art and reflected in the early art of Scandinavia and the British Isles.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 117.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 119.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 125.
- ↑ Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 120.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 128.
- ↑ Gipson, Ferren (2021). The Ultimate Art Museum (in English). Phaidon. pp. 92, 93, 94. ISBN 978-1-83866-2967.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 229, 232, 234.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. pp. 34, 35. ISBN 978-606-006-392-6.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 229.
- ↑ 10,000 YEARS OF ART (in English). Phaidon. 2009. p. 129. ISBN 978-0-7148-4969-0.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 232.
- ↑ 10,000 YEARS OF ART (in English). Phaidon. 2009. p. 174. ISBN 978-0-7148-4969-0.
- 1 2 3 Fortenberry 2017, p. 234.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 238.
- ↑ Gipson, Ferren (2021). The Ultimate Art Museum (in English). Phaidon. p. 95. ISBN 978-1-83866-2967.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 238, 239, 240.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. pp. 19, 113. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. p. 18. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 240.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 241.
- ↑ Tamara Talbot Rice (July 2011). Visual Arts. Oxford.
- ↑ İz, Fahir; Wylie, Turrell V.; Rice, Tamara Talbot (7 December 2023). "Central Asian arts". Britannica.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 66.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 67.
- ↑ "Mussée National des Arts Asiatiques Guimet". Conaissance des Arts (in English).
- ↑ Barkman, Adam (2015). Making sense of Islamic art & architecture (in English). Thames & Hudson. p. 68. ISBN 978-0-500-29171-9.
- ↑ Barkman, Adam (2015). Making sense of Islamic art & architecture (in English). Thames & Hudson. p. 40. ISBN 978-0-500-29171-9.
- ↑ Keiko 2010, pp. 57–63.
- ↑ Harle 1994, pp. 26–47, 105–117.
- ↑ Harle 1994, pp. 59–70.
- ↑ Hodge 2019, p. 15.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 210.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 213.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 215.
- ↑ Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 114.
- ↑ 10,000 YEARS OF ART (in English). Phaidon. 2009. p. 228. ISBN 978-0-7148-4969-0.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 217.
- ↑ Hodge 2019, p. 99.
- ↑ Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 140.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 82.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 75.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 79.
- ↑ Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 144.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 105.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 103.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 309.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 311.
- 1 2 3 Fortenberry 2017, p. 314.
- ↑ Robertson, Hutton (2022). The History of Art - From Prehistory to Presentday - A Global View (in English). Thames & Hudson. p. 1040. ISBN 978-0-500-02236-8.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 318.
- ↑ British Museum 2014, p. 65.
- ↑ British Museum 2014, p. 52.
- ↑ Brunt et al. 2018, p. 104.
- ↑ Hodge 2017, p. 15.
- ↑ Hodge 2019, p. 62.
- ↑ Cavarnos & Michelis 1956, p. 506.
- ↑ Weitzmann 1981, p. ?.
- ↑ Kitzinger 1977, pp. 1‒3.
- ↑ Rice 1968; Weitzmann 1982.
- ↑ Rice 1968, Chapters 15–17; Weitzmann 1982, Chapters 2–7; Evans 2004, pp. 389–555.
- ↑ George D. Hurmuziadis (1979). Cultura Greciei (in Romanian). Editura științifică și enciclopedică. p. 92 & 93.
- ↑ Hopkins 2014, p. 17.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 108.
- ↑ Gombrich, E. H. (2020). Istoria Artei (in Romanian). ART. p. 135. ISBN 978-606-710-751-7.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 114.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 115.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. p. 76. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Gombrich, E. H. (2020). Istoria Artei (in Romanian). ART. p. 138. ISBN 978-606-710-751-7.
- ↑ "Dictionary of Art Historians: Janitschek, Hubert". Retrieved 2013-07-18.
- ↑ Suckale-Redlefsen, 524
- ↑ Beckwith, 81–86; Lasko, 82; Dodwell, 123–126
- ↑ Honour and Fleming, 277
- ↑ Gardner, Helen; Kleiner, Fred S. (2009). Gardner's Art through the Ages: A Global History (13th ed.). Australia: Thomson/Wadsworth.
- ↑ Caviness 2001, p. 106.
- ↑ Koslin 1990, pp. 28–29.
- ↑ Musset & Bertrand 1966, p. 23.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 146.
- ↑ "Der Kaiserdom zu Speyer - Bauwerk". Archived from the original on 2016-01-02. Retrieved 2009-03-03.
- ↑ Hodge 2019, p. 24.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 147.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 144.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 149.
- ↑ Graur 1970, pp. 52–53.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 151.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 152.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 153.
- ↑ Melvin, Jeremy (2006). …isme Să Înțelegem Stilurile Arhitecturale (in Romanian). Enciclopedia RAO. p. 39. ISBN 973-717-075-X.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 150.
- ↑ Little, Stephen (2005). …isme Să Înțelegem Arta (in Romanian). Enciclopedia RAO. p. 12. ISBN 973-717-041-5.
- ↑ Hodge 2017، pp. 16, 17, 18, 19, 21; Fortenberry 2017، p. 156, 182, 188; Hodge 2019، p. 26.
- ↑ Hodge 2019, p. 82.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 157.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 191.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 165.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 168.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 170.
- ↑ Hodge 2019, p. 26.
- ↑ Hodge 2017, p. 68.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 194.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 177.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 175.
- ↑ Hopkins 2014, p. 47.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 201.
- ↑ Jacquemart, Albert (2012). Decorative Art (in English). Parkstone. p. 67. ISBN 978-1-84484-899-7.
- ↑ Hodge 2017، p. 23; Fortenberry 2017، p. 243; Hopkins 2014، pp. 70, 73, 84; Bailey 2012، pp. 4, 205, 286; Graur 1970، pp. 175, 176.
- ↑ Hopkins 2014, p. 85.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 243.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 256.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 252.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 262.
- ↑ Morrill, Rebecca (2019). Great Women Artists (in English). Phaidon. p. 304. ISBN 978-0-7148-7877-5.
- ↑ Bailey 2012, p. 238.
- ↑ Bailey 2012, p. 287.
- ↑ Marnie, Fogg (2013). Fashion: The Whole Story (in Romanian). Thames & Hudson. p. 111 & 112. ISBN 9780500291108.
- ↑ Hodge 2017، p. 24; Fortenberry 2017، p. 256; Hopkins 2014، pp. 92, 95; Bailey 2012، pp. 272, 288; Graur 1970، pp. 194, 195.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 265.
- ↑ Hall, William (2019). Stone (in English). Phaidon. p. 185. ISBN 978-0-7148-7925-3.
- 1 2 3 Fortenberry 2017, p. 267.
- ↑ Jones 2014, p. 238.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 276.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. p. 260. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Hodge 2017، p. 25; Fortenberry 2017، p. 273.
- ↑ Bailey 2012, p. 407.
- ↑ de Martin, Henry (1925). Le Style Louis XV (in French). Flammarion. p. 13.
- ↑ Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 272.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 275.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 274.
- ↑ Honour, Hugh; Fleming, John (2009). A World History of Art - Revised Seventh Edition (in English). Laurence King. p. 616. ISBN 978-1-85669-584-8.
- ↑ Morrill, Rebecca (2019). Great Women Artists (in English). Phaidon. p. 419. ISBN 978-0-7148-7877-5.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 278.
- ↑ Arnason 1977, p. 740.
- ↑ Janson 1977, p. 767.
- ↑ Starobinski 1964.
- ↑ Keyser 1965, p. ?.
- 1 2 3 4 Ponente 1965, p. ?.
- 1 2 Toman 2000, p. ?.
- ↑ Daval 1979, p. 221.
- ↑ Weston, Richard (2011). 100 Ideas That Changed Architecture (in English). Laurence King. p. 84. ISBN 978-1-78627-567-7.
- 1 2 3 4 Janson 1977, p. ?.
- ↑ Hodge 2017, p. 26.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. p. 267. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Bris 1981, p. ?.
- ↑ Clay 1981, p. ?.
- ↑ Hodge 2019, p. 286.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 286.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 280.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 281.
- ↑ Hodge 2019, p. 114.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. pp. 276, 277. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Little, Stephen (2005). …isme Să Înțelegem Arta (in Romanian). Rao. p. 64. ISBN 973-717-041-5.
- ↑ Rogers, Gumuchdjian & Jones 2014, p. 296.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. p. 278. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. p. 277. ISBN 978-606-006-392-6.
- ↑ Victoria Clarke, ed. (2020). FLOWER: Exploring the World in Bloom (in English). Phaidon. p. 28.
- ↑ Luckhurst, Roger (2021). GOTHIC – An Illustrated History (in English). Thames & Hudson. p. 19. ISBN 978-0-500-25251-2.
- ↑ Bergdoll 2000, pp. 139, 141, 142.
- 1 2 3 4 5 6 7 Arnason 1977, p. ?.
- ↑ Leymarie 1962, p. ?.
- 1 2 3 Blunden 1976, p. ?.
- ↑ Clay 1973, p. ?.
- ↑ Faunce 1993, p. ?.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 289.
- 1 2 Farthing, Stephen (2020). ARTA Istoria Artei de la pictura rupestră la arta urbană (in Romanian). rao. p. 302. ISBN 978-606-006-392-6.
- 1 2 3 4 5 6 Fortenberry 2017, p. 291.
- 1 2 Courthion 1979, p. ?.
- 1 2 Leymarie 1955, p. ?.
- 1 2 3 Fortenberry 2017, p. 293.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 294.
- 1 2 3 Delevoy 1978, p. ?.
- 1 2 3 Cassou 1979, p. ?.
- ↑ Morris, Roderick Conway (2007-03-16). "The elusive Symbolist movement". The New York Times. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- 1 2 3 Fortenberry 2017, p. 307.
- ↑ "Odilon Redon. Green Death. c. 1905". moma.org. Retrieved 28 April 2022.
- 1 2 3 4 Fortenberry 2017, p. 305.
- ↑ Raynal 1954, p. ?.
- ↑ Schapiro 1962, p. ?.
- ↑ Estienne 1953a, p. ?.
- ↑ Goldwater 1972, p. ?.
- ↑ Courthion 1988, p. ?.
- ↑ Alexandrian 1980, p. ?.
- ↑ Estienne 1953b, p. ?.
- ↑ Schapiro 1950, p. ?.
- ↑ Lassaigne 1950, p. ?.
- ↑ Cooper 1966, p. ?.
- 1 2 Raynal 1953, p. ?.
- 1 2 3 4 5 6 Daval 1979, p. ?.
- ↑ Preston 1974, p. ?.
- ↑ Warnod 1989, p. ?.
- ↑ Terrasse 1964, p. ?.
- ↑ Fermigier 1969, p. ?.
- ↑ Hopkins 2014, p. 141.
- ↑ Bergdoll, Barry (2000). European Architecture 1750–1890 (in English). Oxford University Press. pp. 269, 279. ISBN 978-0-19-284222-0.
- ↑ Hodge 2017، p. 31; Hopkins 2014، pp. 140, 141; Hodge 2019، p. 36.
- 1 2 3 4 Leymarie 1959, p. ?.
- ↑ Clay 1978.
- 1 2 Clay 1978, p. ?.
- 1 2 Diehl, Gaston (1972) The Fauves: Library of Great Art Movements. Harry N. Abrams, Inc., Publishers, New York. 168 pp. شابک ۰−۸۱۰۹−۰۱۱۴−۵
- 1 2 Lassaigne 1959, p. ?.
- 1 2 Jacobus, J. (1973) Matisse: Library of Great Painters. Harry N. Abrams, Inc., Publishers, New York, 184 pp.
- ↑ Dempsey 2018, p. 31.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 335.
- 1 2 3 4 5 Dube 1983, p. ?.
- 1 2 3 4 Richard 1978, p. ?.
- 1 2 3 Daval 1980, p. ?.
- ↑ Hodge 2017, p. 118.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 336.
- ↑ Hodge 2019, p. 156.
- ↑ Hodge 2017, p. 32.
- 1 2 3 Fortenberry 2017, p. 330.
- 1 2 Fortenberry 2017, p. 332.
- ↑ Dempsey 2018, p. 70.
- ↑ Hodge 2019, p. 44.
- 1 2 Breton 1924, p. ?.
- ↑ Breton 1929, p. ?.
- 1 2 Waldberg 1962, p. ?.
- 1 2 Rubin 1968, p. ?.
- 1 2 Schneede 1974, p. ?.
- 1 2 Passeron 1975, p. ?.
- 1 2 Picon 1977, p. ?.
- 1 2 Jean 1980, p. ?.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 351.
- ↑ Hodge 2017, pp. 42, 44, 46, 47.
- ↑ Dempsey 2018, pp. 104, 136.
- ↑ Fortenberry 2017, p. 387.
- ↑ Gipson, Ferren (2022). Women's work: from feminine arts to feminist art. London: Frances Lincoln. ISBN 978-0-7112-6465-6.
مطالعه بیشتر
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 30٬000 سال هنر: داستان خلاقیت انسان در طول زمان و مکان (ویرایش دوم ed.). لندن: فایدون پرس. 2015.
- Adams, Laurie (2007). هنر در گذر زمان (ویرایش سوم ed.). بوستون: مکگرا-هیل.
- Andrew, Graham-Dixon (2018). هنر: راهنمای تصویری قطعی. دورلینگ کیندرزلی لیمیتد. ISBN 978-0-241-25710-4.
- Bar-Yosef, Ofer (2016). "چارچوب باستانشناختی انقلاب پارینهسنگی فوقانی". دیوژن. 54 (2): 3–18. doi:10.1177/0392192107076869. ISSN 0392-1921. S2CID 145584993.
- Belfer-Cohen, Anna; Bar-Yosef, Ofer (1981). "اوریناسی در غار حیونیم". پالئوریان. 7 (2): 19–42. doi:10.3406/paleo.1981.4296. Archived from the original on 2019-05-05. Retrieved 2019-05-05.
- Bell, Julian (2010). آینه جهان: تاریخ جدیدی از هنر (ویرایش دوم ed.). لندن: تیمز اند هادسون. ISBN 978-0-500-28754-5.
- Benson, Elizabeth P. (1996). "110. تبر نذری". In Elizabeth P. Benson; Beatriz de la Fuente (eds.). هنر اولمک در مکزیک باستان (برای همراهی با نمایشگاهی در نگارخانه ملی هنر، واشینگتن، 30 ژوئن تا 20 اکتبر 1996 ed.). واشینگتن، دی.سی.: نگارخانه ملی هنر. ISBN 0-89468-250-4.
- Blundell, Geoffrey (2006). خاستگاهها: داستان ظهور انسان و انسانیت در آفریقا. جوتا اند کمپانی. ISBN 9781770130401. Archived from the original on 2020-01-24. Retrieved 2019-05-11.
- Boardman, John; Johnston, Alan; Smith, R. R. R.; Pollitt, Jerome Jordan; Huskinson, Janet (1993). تاریخ هنر کلاسیک آکسفورد. آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد. ISBN 0-19-814386-9. Archived from the original on 2021-09-13. Retrieved 2019-08-20.
- Bouillon, Jean-Paul (1985). مجله هنر نو: 1870–1914 [Journal of Art Nouveau: 1870-1914]. ژنو: اسکیرا. ISBN 2-605-00069-9. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Branan, Nicole (2010). "نمادگرایی نئاندرتال: شواهد نشاندهنده مبنای بیولوژیکی برای تفکر نمادین". ساینتیفیک امریکن مایند. 21 (2). doi:10.1038/scientificamericanmind0510-7c. ISSN 1555-2284. Archived from the original on 2018-06-14. Retrieved 2019-05-13.
- Dissanayake, Ellen (1974). "فرضیهای درباره تکامل هنر از بازی". لئوناردو. 7 (3): 211–217. doi:10.2307/1572893. ISSN 0024-094X. JSTOR 1572893. S2CID 49569697.
- Drimba, Ovidiu (1985). تاریخ فرهنگ و تمدن [History of Culture and Civilization]. ادیتورا شتینتسیفیکا شی انچیکلوپدیکا. ISBN 973-44-0118-1. OCLC 20934624.
- Gombrich, E.H. (1990). داستان هنر (ویرایش پانزدهم ed.). انگلوود کلیفز، نیوجرسی: پرنتیس هال.
- Grau, Oliver, ed. (2007). تاریخهای هنر رسانهای. کمبریج، ماساچوست: امآیتی پرس.
- Haidle, M.N. (2014). "بررسی تکامل ظرفیتهای هنری: جستجو برای قارچها؟". In Sütterlin, Christa; Schiefenhövel, Wulf; Lehmann, Christian; Forster, Johanna; Apfelauer, Gerhard (eds.). هنر به مثابه رفتار. رویکردی رفتارشناسانه به هنر دیداری و کلامی، موسیقی و معماری. اولدنبورگ: بیس-ورلاگ دانشگاه کارل فون اوسیتسکی اولدنبورگ. pp. 237–251. Archived from the original on 2021-09-13.
- Hitti, Philip K. (2002). تاریخ عرب (ویرایش دهم ed.). بیسینگاستوک: پالگریو مکمیلان. ISBN 978-1-137-03982-8. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Honour, Hugh; Fleming, John (2002). تاریخ جهانی هنر (پنجم ed.). لندن: لارنس کینگ. ISBN 978-1-85669-314-1. Archived from the original on 2021-04-23. Retrieved 2021-04-23.
- Honour, H.; Fleming, J. (2005). تاریخ جهانی هنر. لارنس کینگ. ISBN 978-1-85669-451-3. Archived from the original on 2021-09-13. Retrieved 2020-09-04.
- Janson, H.W.; Davies, Penelope J.E. (2007). تاریخ هنر جانسون: سنت غربی (ویرایش هفتم ed.). آپِر سدل ریور، نیوجرسی: پیرسون پرنتیس هال.
- Joordens, Josephine C. A.; d'Errico, Francesco; Wesselingh, Frank P.; Munro, Stephen; de Vos, John; Wallinga, Jakob; Ankjærgaard, Christina; Reimann, Tony; Wijbrans, Jan R.; Kuiper, Klaudia F.; Mücher, Herman J. (2015). "انسان راستقامت در ترینیل جاوه از صدفها برای تولید ابزار و حکاکی استفاده میکرد". نیچر (in English). 518 (7538): 228–231. Bibcode:2015Natur.518..228J. doi:10.1038/nature13962. ISSN 1476-4687. PMID 25470048. S2CID 4461751. Archived from the original on 2021-03-02. Retrieved 2021-04-17.
- Keay, John (2000). هند: یک تاریخ (ویرایش اول ed.). نیویورک: گروو پرس. ISBN 0-87113-800-X. Archived from the original on 2021-04-23. Retrieved 2021-04-23.
- La Plante, John D. (1992). تاریخ هنر آسیا (ویرایش سوم ed.). دوبوک، آیووا: ویلیام سی. براون.
- Laing, Lloyd Robert (2001). پیکتها و اسکاتها (ویرایش شومیز بازنگریشده ed.). استرود: ساتن پاب. ISBN 0-7509-2873-5. Archived from the original on 2021-04-23. Retrieved 2021-04-23.
- Lamberg-Karlovsky, C. C. (2002). "باستانشناسی و زبان: هند و ایرانیان". کارنت انتروپولوژی. 43 (1). doi:10.1086/324130. hdl:1808/21124. ISSN 0011-3204. S2CID 162536112. Archived from the original on 2021-04-30. Retrieved 2021-04-30.
- Lipiński, Edward; Lerberghe, Karel van (1995). مهاجرت به داخل و خارج از خاور نزدیک باستان: جشننامه ای. لیپینسکی. لوون: پیترز پابلیشرز. ISBN 978-90-6831-727-5. Archived from the original on 2021-09-13. Retrieved 2020-09-04.
- MacKenzie, Andrew (1986). باستانشناسی در رومانی: راز اشغال روم. لندن: هیل. ISBN 0-7090-2724-9.
- Marshall, John (1931). موهنجو دارو و تمدن رود سند: گزارش رسمی کاوشهای باستانشناختی در موهنجو دارو که توسط دولت هند بین سالهای 1922 و 1927 انجام شد. آرتور پروبستهاین.
- Mattinson, Lindsay (2019). درک معماری: راهنمایی برای سبکهای معماری. لندن: امبر بوکز. ISBN 978-1-78274-748-2.
- Megaw, M. Ruth (2001). هنر سلتی: از آغاز تا کتاب کلز (بازنگری و گسترشیافته ed.). نیویورک: تیمز اند هادسون. ISBN 0-500-28265-X. Archived from the original on 2021-04-23. Retrieved 2021-04-23.
- McCoid, Catherine Hodge; McDermott, Leroy D. (1996). "به سوی استعمارزدایی از جنسیت: دیدگاه زنانه در پارینهسنگی فوقانی". امریکن انتروپولوژیست. 98 (2): 319–326. doi:10.1525/aa.1996.98.2.02a00080. JSTOR 682890.
- McIntosh, Jane (2008). رود سند باستان: چشماندازهای جدید. ایبیسی-سیالآیاو. ISBN 978-1-57607-907-2.
- Miller, Mary Ellen (2006). هنر آمریکای میانه: از اولمک تا آزتک. دنیای هنر (ویرایش چهارم ed.). لندن: تیمز اند هادسون.
- مولینا، آنتونیو لوئیس راموس. جادوی شیمی عکاسی: کیمیگرام. مفاهیم، تکنیکها و روشهای کیمیگرام در بیان هنری، در: پایاننامه دکتری، دانشگاه گرانادا ۲۰۱۸.
- Morriss-Kay, Gillian M. (2010). "تکامل خلاقیت هنری انسان". ژورنال آو آناتومی. 216 (2): 158–176. doi:10.1111/j.1469-7580.2009.01160.x. ISSN 0021-8782. PMC 2815939. PMID 19900185.
- Mountain, Harry (1998). دانشنامه سلتی (1 ed.). پارکلند، فلوریدا: یونیورسال پابلیشرز. ISBN 1-58112-889-4.
- Mura, Andrea (2012). "کارکرد نمادین فرا-مدرنیته" (PDF). لنگویج اند سایکوانالیز. 1 (1): 68–87. doi:10.7565/landp.2012.0005 (inactive 1 July 2025). Archived from the original (PDF) on 8 October 2015.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi غیرفعال از ژوئیه 2025 (رده) - Onians, John (2004). اطلس هنر جهان. لندن: لارنس کینگ پابلیشینگ. ISBN 978-1-85669-377-6.
- Petrie, Milton; Rose, Frederick; Tisch, Laurence A.; Grant, Eugene M.; Zuckerman, Mortimer B. (1986). O'Neill, John Patrick; Howard, Kathleen (eds.). گنجینههای سرزمین مقدس: هنر باستان از موزه اسرائیل. نیویورک: موزه هنر متروپولیتن. ISBN 978-0-87099-470-8. Archived from the original on 2021-04-23. Retrieved 2019-05-05.
- Pevsner, Nikolaus (2005). پیشگامان طراحی مدرن: از ویلیام موریس تا والتر گروپیوس (ویرایش چهارم ed.). نیوهیون، کنتیکت: انتشارات دانشگاه ییل. ISBN 0-300-10571-1.
- Pierce, James Smith; Janson, H.W. (2004). از چرتکه تا زئوس: کتاب راهنمای تاریخ هنر (ویرایش هفتم ed.). آپِر سدل ریور، نیوجرسی: پیرسون پرنتیس هال.
- Piper, David, ed. (1981). کتابخانه نقاشی و مجسمهسازی رندوم هاوس: جلد 2، تاریخ هنر: 1 - از آغاز تا اواخر قرن هجدهم / جلد 3، تاریخ هنر 2 - از انقلاب فرانسه تا امروز. نیویورک: رندوم هاوس. ISBN 978-0394500928.
- Pohl, Frances K. (2002). قاببندی آمریکا: تاریخ اجتماعی هنر آمریکا. نیویورک: تیمز اند هادسون.
- Stokstad, Marilyn (2008). تاریخ هنر (ویرایش سوم ed.). آپِر سدل ریور، نیوجرسی: پیرسون اجوکیشن.
- Thomas, Nicholas (1995). هنر اقیانوسیه. دنیای هنر. نیویورک: تیمز اند هادسون.
- Thuillier, Jacques (2002). تاریخ هنر. پاریس: فلاماریون. ISBN 2-08-012535-4.
- Wilkins, David G.; Schultz, Bernard; Linduff, Katheryn M. (2008). هنر گذشته، هنر حال (ویرایش ششم ed.). آپِر سدل ریور، نیوجرسی: پیرسون اجوکیشن.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- «هنر: تاریخ ایدهها در ادبیات و هنرها در نظریه زیباییشناسی و نقد ادبی» بایگانیشده در ۲۰۰۹-۰۳-۲۵ توسط Wayback Machine – فرهنگنامه تاریخ ایدهها
- منابع تاریخ هنر
- پروژه آرس سوموم